پشتو پشتو    English

متن بیانیه استاد سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در مراسم آغاز سال تعلیمی و صدای زنگ مکتب در افغانستان

شنبه, 05 حمل 1396 00:00

﴿بسم الله الرحمن الرحيم﴾
جلالت مآب داکتر اسدالله حنیف بلخی وزیر معارف، اعضای محترم کابینه، اعضای محترم شورای ملی، استادان، معلمان، جوانان، اهالی رسانه، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در آغاز، سال نو تعلیمی و به صدا درآمدن زنگ دلنواز مکتب، همزمان با آغاز بهار نو و جشن باستانی نوروز را به خانواده بزرگ معارف افغانستان و به همه متعلمین زحمتکش و با استعداد ما و به همه پدران و مادران و به طور خاص به معلمان عزیز- این آموزگاران معرفت و دانایی و پیام آوران روشنایی، توسعه و ترقی در کشور- و به همه مردم شریف و معارف دوست افغانستان، از طرف خودم و از طرف جلالت مآب محمد اشرف غنی رئیس جمهور و همه هیأت رهبری حکومت وحدت ملی از صمیم قلب تبریک می گویم و سال سبز، پربار، پردستاورد و توأم با خوشی ها و پیشرفت ها مخصوصا در عرصه تعلیم و تحصیل را برای نوجوانان و جوانان کشور آرزو می کنم.
هم چنین تشکر می کنم از همه کسانی که در برگزاری این مراسم بزرگ و با شکوه زحمت کشیده اند مخصوصا هیأت رهبری وزارت معارف و در رأس جلالت مآب وزیر معارف و قدردانی می کنم از همه معلمان و پدران و مادرانی که فرزندان این مروز و بوم را به سمت دانایی و دانش سوق می دهند. آن ها شاید ندانند که کار شان چقدر ارزش دارد ولی در فردای کشور، قهرمانان واقعی این آب و خاک، کسانی خواهند بود که از جان و زندگی خویش مایه گذاشتند تا درخت آگاهی و بیداری را در عمق جان فرزندان ما بکارند.
حضار گرامی! هموطنان عزیز!
چنان که می دانید کشور ما متأسفانه علی رغم دستاورد ها و پیشرف ها در سایر زمینه ها در عرصه معارف اما با چالش های زیادی مواجه هستیم و در درجه بندی ها یکی از کم سوادترین کشورهای دنیا هستیم. میزان بی سوادی در کشور ما هنوز بر اساس آمار و ارقام رسمی از سوی نهادهای ذیربط، در حدود 64% در بین جمعیت بالای 15 سال است. یعنی تنها 36% جمعیت بالای 15 سال دارای سواد هستند. این در حالی است که مراد ما از سواد همان تعریف سنتی و قدیمی سواد به معنای خواندن و نوشتن است. اگر بخواهیم به زبان امروز سخن بگوییم و از انواع سواد مانند سواد علمی، سواد هنری، سواد رسانه ای، سواد دیجیتالی، سواد زیست محیطی و انواع دیگر سواد سخن بگوییم، گراف بی سوادی بسیار بالا خواهد بود. بر این اساس اگر بخواهیم کم سوادی را نیز در زمره بی سوادی قرار دهیم، امری که در سایر کشورهای جهان معمول است، وضعیت سواد در کشور ما وحشتناک خواهد بود. باید اذعان داشت که هنوز طبقه با سواد ما که معمولا در ادارات و حتی در نهادهای آموزشی مثل مکاتب، دانشگاه ها و رسانه ها مشغول به کار هستند و کار فرهنگی و آموزشی می کنند، به شدت از نگاه فرهنگی و علمی، ضعیف هستند و در زمره طبقه کم سواد به شمار می روند.
از منظر دیگر می توان عقبماندگی فرهنگی علمی و پدیده شوم بی سوادی را به عنوان یک بحران خاموش و مادر همه بدبختی ها و رنج های مردم افغانستان به شمار آورد. امروز اگر در جنگ و ناامنی به سر می بریم، اگر بیکاری و فقر در کشور ما حاکم است، اگر منازعات قومی، زبانی و سمتی ما را به جزیره های جدا از هم تبدیل کرده است، اگر فرزندان ما در دامن افراطیت و تروریسم می افتند و اگر فساد و تباهی در کشور بیداد می کند، همگی ناشی از جهلی است که دامنگیر مردم ما شده است. بنابراین بزرگ ترین اولویت و بزرگ ترین رسالت ما این است که با این دشمن خاموش، اما تباه کننده، مبارزه جدی و بی امان داشته باشیم؛ امری که خوشبختانه امروز مردم افغانستان بیش از هر زمان دیگر اهمیت آن را درک کرده اند و در راستای نابودی آن تلاش می کنند. بی تعارف باید گفت که بخشی از موفقیت هایی که در سال های گذشته حداقل از نگاه کمی به دست آمده است، نتیجه تلاش و درک عمیق مردم و خانواده های افغانستان بوده است که فرزندان خویش را علی رغم تمام مشکلات به دنبال کسب دانش و سواد فرستاده اند.
البته باید با افتخار یادآور شد که حکومت افغانستان نیز در سال های پس از طالبان، دستاوردهای خوبی در عرصه تعلیم و تربیه داشته است. افغانستان در سال 2002 کمتر از یک میلیون پسر در ۳۴۰۰ باب مکتب، تعلیمات عمومی را توسط ۲۰۷۰۰ معلم فرا می گرفتند و هیچ دختری حق تعلیم و آموزش را نداشت و در آن زمان هیچ نصاب تعلیمی واحد ملی و معیاری و کتب درسی ستندرد وجود نداشت. در بخش سوادآموزی نیز سالانه فقط ۲۲۰۰۰ تن شاگرد از طبقه ذکور در کورس های سواد آموزی آموزش می دیدند و زنان حق دسترسی به سواد را نداشتند. در تمام مکاتب در آن زمان حتی یک نفر معلم زن حضور نداشت. اما در سال های پس از طالبان این میزان به طرز بی سابقه ای گسترش یافت و طبق گزارش وزارت معارف در سال 1395 تعداد شاگردان موجود به سطح تمام برنامه ها به اضافه تر از 9.2 میلیون تن رسیده است که 39% آن را شاگردان دختر تشکیل می دهند و در بیش از 17 هزار باب مکاتب تعلیمات عمومی، مراکز تعلیمات اسلامی و مراکز تعلیمات تخنیکی، توسط 222,673 تن معلم تحت آموزش قرار دارند.
علاوه بر آن 391,656 تن سواد آموز جوانان و بزرگسالان که سن شان بالاتر از سن مکتب است، در 17,643 کورس و 64 باب مکتب سواد آموزی مصروف فراگیری و آموزش سواد هستند. همچنین بصورت اوسط اضافه تر از 300,000 سواد آموز سالانه از کورس های سواد آموزی فارغ می شوند.
این میزان رشد کمی در عرصه تعلیم و تربیه باعث شده است که میزان مشارکت فرزندان ما در عرصه تحصیلات عالی نیز رشد چشم گیر داشته باشد. هم اکنون بیش از سه صدهزار محصل در مراکز تحصیلات عالی خصوصی و دولتی مشغول تحصیل هستند که خود یک چشم انداز روشن را فراروی ما قرار می دهد.
آمار و ارقام ارایه شده از سوی نهادهای مسئول امیدوارکننده است و ما دستاوردهای بزرگی در عرصه تعلیم و تربیه و هم چنین تحصیلات عالی داشته ایم. اما متاسفانه باید اذعان داشت که هنوز راه طولانی را در پیش داریم و این مقدار هرگز کافی نیست. امروز بر اساس اهداف توسعه پایدار ملل متحد که افغانستان نیز آن را امضا کرده و برای تطبیق و تحقق آن تا سال 2030 تعهد سپرده است، هدف چهارم آن، «تضمین آموزش فراگیر و کیفی منصفانه و پیشبرد فرصت های آموزشی در تمام طول زندگی برای همه» تعریف شده است و برای این هدف، شاخصه هایی بیان شده که موارد مهم آن عبارت است از:
1- تا 2030 اطمینان یافتن از اینکه همه دختران و پسران، تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه را رایگان، منصفانه و با کیفیت به اتمام برسانند.
2- تا 2030 تضمین این که تمام پسران و دختران به رشد با کیفیت، مراقبت و آموزش دردوران اولیه کودکی و پیش دبستانی دسترسی داشته و آمادگی ورود به دوره ابتدایی را کسب کنند.
3- تا 2030 تضمین دسترسی برابر برای همه زنان و مردان به تحصیلات فنی حرفه ای با کیفیت و مقرون به صرفه و تحصیلات تکمیلی از جمله دانشگاهی.
4- تا 2030 افزایش تعداد جوانان و بالغینی که مهارت های مرتبط از جمله فنی و حرفه ای را دارند برای اشتغال به کار شرافتمندانه و کارآفرینی.
5- تا 2030 از میان برداشتن نابرابری های جنسیتی در آموزش و تضمین دسترسی برابر به همه سطوح تحصیلی و آموزش فنی حرفه ای برای افراد آسیب پذیر از جمله معلولین، بومیان و کودکان در شرایط آسیب پذیر.
6- تا 2030 تضمین این که همه جوانان و بالغین، هم مرد و هم زن، سواد خواندن و نوشتن و سواد ریاضی را کسب کرده اند.
7- تا 2030 تضمین این که همه آموزش دیدگان به مهارت های لازم برای ادامه توسعه پایدار دست یابند از جمله، از طریق آموزش برای توسعه پایدار و روش های زندگی پایدار، حقوق بشر، برابری جنسیتی، پیشبرد یک فرهنگ صلح آمیز و بدون خشونت، شهروندی جهانی و احترام به تنوع فرهنگ ها و خدمت به توسعه پایدار.
اگر شاخص های فوق را در نظر بگیریم باید گفت که ما هنوز تا رسیدن به این شاخص ها فاصله بسیار زیاد داریم. در این جا لازم می دانم برخی از چالش هایی را که سبب کندی رشد معارف شده و هنوز هم دامنگیر نظام و مردم ما است، نام ببرم:
1- متاسفانه علی رغم کمک های بسیاری که در سال های گذشته در بخش معارف از سوی جامعه جهانی صورت گرفت، بنیادهای اساسی تعلیم و تربیه به آن صورت که باید، پا نگرفته است. در سال های گذشته، وجود فساد و تخطی از قانون در قراردادها، استخدام کدر تعلیمی، چاپ کتاب و اعمار تعمیرات مکاتب، صدمات جبران ناپذیری بر پیکر معارف وارد کرده است. پول های زیادی از بودجه دولت به عناوین مختلف کشیده شده، بدون اینکه در عالم واقع کاری صورت گیرد. داستان مکتب های خیالی و حتی معلمین و متعلمین خیالی یک واقعیت شرم آوری است که متأسفانه باید آن را بپذیریم و در مقابل آن صادقانه و با یک اراده قوی، باید مبارزه کنیم.
2- علاوه بر چالش های موجود در درون سیستم معارف، چالش های بیرونی نیز سبب شد که معارف از رشد واقعی خود باز بماند. ناامنی و جنگ یکی از عمده ترین مشکلات معارف بوده است که در طی سال های گذشته و تا کنون بخش های وسیعی از کشور را از نعمت معارف محروم کرده است. در مناطق زیادی هنوز درهای مکاتب به روی فرزندان مردم بسته است و هر روز هم این تعداد افزایش می یابد و در بسیاری از مناطق، هنوز دختران حق مکتب رفتن را ندارد. در این رابطه باید گفت که طالبان و سایر مخالفان مسلح دولت، اولین و مهم ترین عامل این محرومیت هستند. گروه های تروریستی، دشمنان آگاهی و دانایی و آزادی هستند. افرادی که در صفوف دشمنان جذب می شوند و یا خدمت می کنند، اکثرا بی سواد هستند و یا از کمترین سواد عصری برخوردارند. مردم افغانستان باید بدانند که این گروه ها نه تنها مخالف دولت و حکومت هستند که در حقیقت می خواهند مردم را در تاریکی جهل و بی سوادی نگهدارند و مخالف پیشرفت و ترقی کشور و مخالف رشد دانایی و آگاهی هستند، در حالی که مکتب و دانشگاه سنگ بنای اصلی هر نوع تحول و پیشرفت است و هیچ کشور و جامعه ای نمی تواند در دنیای امروز بدون معارف و تحصیلات عالی به مدارج کمال، ترقی، توسعه، صنعت و تکنالوژی دست پیدا کند.
3- علی رغم روشنگری هایی که در سال های اخیر صورت گرفته است و علی رغم اشتیاقی که از سوی مردم به معارف نشان داده می شود، هنوز متاسفانه نگاه های متحجرانه و علم ستیز، باعث محرومیت بسیاری از مردم به خصوص زنان و دختران از نعمت تعلیم و تربیه گردیده است. یکی از بزرگ ترین مشکلات و چالش های سیستم معارف افغانستان هنوز افراطیت و جریان های مخالف حضور زنان در عرصه های اجتماعی و سیاسی است. چنانکه در همین رابطه باید گفت افزایش موج خشونت علیه زنان نیز در بسیاری از موارد ریشه در وضعیت نابسامان فرهنگی و تعلیمی ما دارد. همچنان که بر عکس نیز اگر میزان معارف و تحصیلات در میان مردم مخصوصا زنان رشد یابد، به همان اندازه از خشونت ها و برخوردهای غیر قانونی نیز کاسته خواهد شد.
4- ضعف کدرهای آموزشی و اداری مکاتب در سراسر کشور، کاستی در خدمات لازم دولتی برای معلمین و کارمندان، هم چنین نبود تجهیزات آموزشی و نبود تعمیر برای بخش زیادی از مکاتب کشور، از دیگر مشکلاتی است که هنوز هم در سرتاسر کشور دیده می شود.
حضار گرامی!
با توجه به مشکلات یاد شده، لازم می دانم بخشی از مسئولیت ها، اولویت ها و برنامه های حکومت وحدت ملی را در این رابطه با شما در میان بگذارم:
اول- در ساحه امنیتی -چنانکه گفته شد- یکی از عوامل اصلی عدم پیشرفت یا کندی برنامه ها در عرصه معارف، مسأله ناامنی و تداوم جنگ در بخش هایی از کشور است. در هرجا که دشمنان اندک نفوذی دارند، در مرحله اول این مکاتب و معارف و تحصیلات عالی ما است که ضربه می بیند و دروازه های کسب علم و معرفت به روی مردم آن مناطق مسدود می گردد. در سال جدید حکومت وحدت ملی مصمم است که از طریق نیروهای امنیتی و دفاعی و تشدید عملیات نظامی پاکسازی و تأمین امنیت در آن مناطق، مکاتب مسدود شده را دوباره باز نماید. اما در کنار دولت، این وظیفه مردم نیز هست که در این راستا حکومت را یاری رساند. مردم نباید به هیچ کسی اجازه دهند که مکاتب آنان را به آتش بکشد یا به اجبار دروازه مکاتب را مسدود نماید.
دوم- ما در حکومت در سال آینده، توجه به معارف و تحصیلات عالی و تطبیق اصلاحات و نظام مند سازی این سکتور را در اولویت خود قرار خواهیم داد. در سال گذشته، در کنار سکتور امنیت، توجه به اصلاحات در عرصه زیربنا به شمول انرژی و آب، خطوط مواصلاتی اعم از سرک و خط آهن، شهرسازی و همچنین اصلاحات در زمینه امور مالی و تدارکاتی و اصلاحات عدلی و قضایی و اصلاحات انتخاباتی و برنامه برگزاری انتخابات و توزیع تذکره الکترونیکی، در رأس برنامه های ما قرار داشت که بحمدالله و تحت هدایت و راهنمایی جلالت مآب رئیس جمهور و تلاش همه مسئولین در نهادهای مربوطه، تهداب های اساسی و بنیادی در این عرصه ها گذاشته شده و برنامه ها و پروژه های مهمی دراین موارد در حال طرح و تطبیق است و امروز هم از مسئولین مربوطه در وزارت های انرژی و آب و فواید عامه و شهرسازی و شاروالی و همچنین نهادهای ستره محکمه و لوی سارنوالی و عدلیه جدا می خواهیم که برنامه های تصویب شده را با جدیت در سال جدید نیز تعقیب و تطبیق نمایند. به این جهت در سال جدید از اولویت های ما این است که به زودترین فرصت ممکن، شورای عالی فرهنگی و علمی را در سکتور فرهنگ، معارف و تحصیلات عالی ایجاد کنیم و از این طریق با تأکید بر کیفیت تعلیم و تربیه، بازنگری مجدد تمام برنامه های مربوطه و تطبیق اصلاحات لازم، این سکتور را نیز بیش از گذشته و آنچنانکه شایسته است، فعال سازیم تا در سال های بعدی شاهد رفع موانع و رشد چشمگیر معارف باشیم.
سوم- راجع به چالش های موجود وزارت معارف، باید گفت که در زمینه تعمیرات مکاتب که بعداز 15 سال، هنوز هم بیش از 50% مکاتب ما از تعمیرهای معیاری محروم هستند و این واقعا جای شرمساری است، اکنون تصمیم گرفته شده که وزارت شهرسازی مسئولیت اعمار تمام تعمیرات دولتی به شمول مکاتب را به عهده بگیرد. در این رابطه اقدامات اولیه صورت گرفته و از وزیر محترم شهرسازی می خواهیم که تعمیرات مکاتب را باید در اولوفیت برنامه های ساختمانی خود قرار دهد. در زمینه چاپ و توزیع کتاب نیز که یکی از مشکلات دیگر بوده، اقدمات لازم صورت گرفته و بعداز این کتاب های معارف به جای کشورهای خارجی، در چاپخانه های داخلی خود ما و به موقع معین و با کیفیت بهتر چاپ خواهد شد و در اختیار معلمین و متعلمین قرار خواهد گرفت. در زمینه پر شدن هزاران بست کمبود معلم و استخدام معلمین شایسته لازم است که وزارت معارف در سال جدید بیشترین تلاش خود را انجام دهد و از جوانان فارغ التحصیل از پوهنتون ها نیز می خواهیم که به جای روآوردن به کارهای اداری، بیایند به شغل مقدس معلمی و به نهضت فرهنگی و علمی کشور و صفوف معلمین و آموزگاران فرزندان وطن ملحق شوند تا هم معارف ما کیفیت پیدا کند و هم خود آنان از بی کاری نجات یابند.
چهارم- یکی از عرصه های مربوط به معارف مسأله سواد آموزی است که از اهمیت خاصی برخوردار است. در این رابطه کمیته ملی سوادآموزی تحت ریاست معاونت دوم ریاست جمهوری در مرکز و کمیته های سوادآموزی ولایتی و ولسوالی ها در سراسر کشور فعال گردیده و با تلاش معینیت سوادآموزی وزارت معارف، پلان گذاری های لازم، انجام شده است. اما باید گفت که همت و تلاش بیشتر در این مورد لازم است. چنانکه در اهداف توسعه پایدار ملل متحد گفته شده، ما مکلف هستیم سطح سواد را باید تعمیم بدهیم و طبق برنامه وزارت معارف تا سال 2020 سطح سواد را از 36 فی صد به 60 فی صد باید برسانیم. در همین راستا و به منظور ایجاد توازن در تعلیم و تربیه، توجه به گروههای خاص اجتماعی مثل کوچی ها، زنان، اقلیت های لسانی، افراد مبتلا به معلولیت و سربازان اردو و پولیس، باید در اولویت قرار بگیرند.
در این رابطه باید اضافه کرد که سواد آموختن بیش از یکصد هزار نفر از سربازان اردوی ملی و بیش از ده هزار نفر از پولیس ملی در سال های اخیر یک حرکت بسیار مثبت و سازنده است اما این مقدار کار هرگز بسنده نیست. وزارت های معارف و دفاع و امور داخله با توجه به وظایف خطیری که اردو و پولیس بر دوش دارند، باید بیشتر از این تلاش کنند تا سربازان ما از نعمت سواد برخوردار شوند و تا بتوانند وظایف قانونی و ملی خود را به صورت بهتر و شایسته تر انجام دهند. انتظار ما این است که سربازان دلیر و فداکار و قهرمان ما همانطور که در میدان های جنگ با جدیت و شجاعت در مقابل دشمن می رزمند، سنگرهای علم و سواد را نیز فتح کنند و خود را به سلاح های معنوی و علمی نیز مجهز سازند.
در پایان ضمن قدردانی مجدد از همه کسانی که برای توسعه آگاهی و دانایی در کشور تلاش می کنند، سخنانم را با شعری از ناصر خسرو بلخی به پایان می رسانم که گفت:
بسوزند چوب درختان بی‌بر
سزا خود همین است مر بی‌بری را
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
به امید این که به همت شما درخت کشور ما نیز بار دانش بگیرد
و به امید سال پر طراوت و شکوفا برای همه فرزندان ما؛ این شکوفه های دانش و دانایی و ترقی.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
(لیسه امانی- 3 حمل 1396)

47 بازدید