پشتو پشتو    English

مادر بمب ها بر سر پدر خشونت ها

دوشنبه, 28 حمل 1396 00:00

محمد سرور جوادی
بنابر گزارش ها ساعت 7 و32 دقیقه شام 24 حمل 1396 منطقه ای در مومند دره ولسوالی اچین ولایت ننگرهار شاهد فرود وانفجار بزرگترین بمب غیر هسته ای آمریکا بود، این بمب گرچه در نوع خود بزرگترین بمب غیر هسته ای دنیا نیست ولی بزرگترین بمبی هست که تا کنون در جنگ از آن استفاده شده است.
این بمب که بنام GBU43B درسال 2003 در ایالت کالیفورنیای آمریکا آزمایش شده بعنوان مادر همه بمبها شهرت یافت وگفته می شود که هدف اصلی از طراحی وساخت آن استفاده بعنوان سلاح بازدارنده غیر هسته ای در مقابل صدام حسین دیکتاتور سرنگون شده عراق بوده است.
استفاده ازین بمب برای اولین بار بعنوان سلاح جنگی در شامگاه 13 اپریل 2017 با پرتاپ بر مواضع گروه تندرو وتروریستی دولت اسلامی مشهور به داعش در شرق افغانستان واکنشها وسئوالاتی را در محافل داخلی وبین المللی در پی داشت، منطقه ای که این عملیات بی سابقه انجام شده پیشینه حملات گسترده وسنگین هوایی را دارد، درین منطقه تونل های تو در توی بسیاری از سالها قبل برای حفاظت از جان وتامینات جنگجویان حفاری شده همچنین در کوههای صعب العبور آن بگونه طبیعی غار ها ودهلیزهای امنی جهت پناه گرفتن وجود دارد.
درسال 2001 بمدت 20 روز غارهای توره بوره هدف راکت کروز آمریکایی که از ناوهای آن کشور از بحر هند شلیک می شد قرار داشت، گفته می شد این راکت هوشمند است وتوسط ماهواره از مرکزی که پرتاپ می شود هدایت شده در درون غارها داخل ومنفجر می شود، همچنین بمب های هدایت شونده از بمب افگن مشهور b52 فرو ریخته می شد، درماه دسامبر سال 2011 نیز به مقصد کشتن بن لادن که وجودش در آن منطقه ردیابی شده بود تنها در سه شبانه روز (4تا 7) دسامبر 700000 پوند مواد تی ان تی در این منطقه ریخته شد ولی به دلیل وجود تونل ها وتقریبا ناممکن بودن ورود نیروی پیاده به منطقه بدون تلفات سنگین، بن لادن موفق به فرار شد واکنون با لانه گزینی داعش در آن منطقه برای بار سوم شاهد حمله شگفت انگیز بر آن هستیم.
با توجه به چنین پیشینه ای به نظرمی رسد واکنش ملی گرایانه واحساساتی بعض حلقات واشخاص، موجه وبجا نباشد زیرا چنین اقدامی بی پیشینه نیست بلکه در گذشته نیز افغانستان در کل وهمین منطقه مورد سنگین ترین حملات قوتهای بیرونی بوده وبجز تفاوت در نوع اسلحه به کار رفته ازنظر حیثیت ملی واحساسات وطن دوستانه تفاوتی نمی تواند بین حملات هوایی خارجی ها در گذشته وحال وجود داشته باشد.
نبرد با گروههایی که ماهیت شورشیان داخلی ومحصول منازعات داخلی ندارند بلکه هویت تروریستی فراملی ومنطقه ای وجهانی دارند جبهه بین المللی را ایجاب می کند، مبارزه با چنین جریانهایی که امنیت ومنافع دولت های زیادی را تهدید می نمایند محدود به مرزها ودولت های خاصی نمیشود بلکه تعهد بین المللی دولت ها وتشریک مساعی شان را ایجاب می کند، به همین دلیل بمباران مواضع گروههای تروریستی در داخل خاک پاکستان ویا عراق وسوریه ودیگر نقاط جهان هیچگاه تجاوز بر حدود وثغور آن کشور ها حساب نشده است.
دربعض موارد چنین حملاتی حتی بدون اطلاع دولتهایی که حمله در محدوده حاکمیت آنها صورت می گیرد انجام شده وفورا ازجانب قوای مهاجم توضیح کافی برای موجه بودن واستعجالیت حمله داده می شود، حمله اخیر بنا بر اظهارات دفتر ریاست جمهوری افغانستان با اطلاع قبلی دولت افغانستان بوده است وقراین هم نشان می دهد که ادعای ارگ درست است زیرا دوروز قبل از این حمله مقامات عالی رتبه امنیتی به ننگرهار رفته اظهار نمودند که به زودی مواضع داعش را نابود خواهند کرد ونیز واکنش ارگ به این حمله بسیار سریع وبا فاصله اندک از وقوع آن بود، مشاور امنیت ملی آمریکا نیز دو روز بعد از وقوع حمله به کابل آمد تا از نزدیک ضرورت، متناسب بودن وموثریت حمله را به رهبران دولت افغانستان توضیح دهد.
در بعض حلقات این حمله و حمله راکتی آمریکا به پایگاه هوایی الشعیرات سوریه در کنار هم تحلیل وچنان تفسیر میشود که گویا در هردو مورد ایالات متحده آمریکا به روسیه چنگ ودندان نشان می دهد ومی خواهد بگوید که این مناطق حوزه استحفاظی ویا منافع آمریکا است، درحالی که همه می دانند در سوریه سالها جنگ جریان دارد ودرین جنگ حضور نظامی روسیه علنی وحملات مرگبار روسیه موجب تفوق رژیم بشار اسد گردیده وتا هنوز آمریکا واکنش نظامی نداشته بلکه آمریکا مخالف علنی حضور نظامی روسیه هم نبوده است وحمله اخیر بر الشعیرات واضحا بهانه ای بنام استعمال اسلحه شیمیایی علیه مردم دارد، گرچه روابط آمریکا وروسیه بر سر چگونه بر خورد کردن با رژیم بشار اسد پر تنش است اما هیچگاه برخورد نظامی نداشته وبرای هم قدرت نمایی نکرده است، در حالی که در افغانستان روسها حضور نظامی نداشته وندارند ودر سالهای گذشته روسیه در مبارزه با تروریسم موافق وحتی همکارجامعه جهانی بود ومهمترین نقل وانتقالات نظامی ولوجستیکی قوای ناتو از پایگاههایی در آسیای میانه وقزاقستان ونیز با استفاده از فضا وریل وجاده های روسیه صورت می گرفت.
حلقاتی در درون دولت افغانستان سالها پیش شکل گرفته بودند که به دنبال راههای تقویت وحمایت از گروههای مسلح تروریست و ابراز مخالفت با حضور وفعالیت قوای بین المللی بودند وفعلا هم در درون وبیرون دولت فعال هستند، این اشخاص ودسته ها توقع داشتند که دولت آمریکا ومتحدینش در ناتو واروپا همانگونه که آنها را بر سر قدرت رسانده اند سلطه آنها بر کشور را تا سالهای طولانی تضمین کنند اما چنین چیزی اگر خواست قلبی ومیل باطنی دول غربی بود هم در عمل ممکن نشد ولذا عقده مندانه در سیاست داخلی به حمایت گروههای شورشی وخراب کار برخواسته نا امنی وجنگ و ویرانی را گسترش دادند ودر بعد سیاست خارجی مخالفت با غرب ونزدیکی با روسیه را در دستور کار خویش قرار دادند، اکنون همین حلقات از انهدام مراکز تروریستی شاکی اند ومبحث تقابل روس وآمریکا را داغ وتیره می سازند، به نظر می رسد علم کردن نقض استقلال وحاکمیت ملی وحیثیت ملی بخاطر بمباران اچین ودرهم کوبیدن پایگاههای داعش درهمکاری با قدرت دیگر وکشاندن پای قدرت دیگر وداغ کردن بازار رقابت قدرتها منطق غلط وسیاست کهنه ای است که افغانستان تلخی ورنج آن را دایما چشیده وتجربه کرده است.
بعضی از تحلیل گران فکر می کنند که هدف از به کارگیری قوی ترین بمب غیر اتمی در اچین تخریب قرار گاه داعش نه بلکه انهدام تونل هایی است که خود آمریکا در گذشته برای بعض گروههای جهادی مثل جلال الدین حقانی درمقابل قوای اتحاد شوروی ساخته بود وحایز اسرار خاص است واکنون که در ساحات ، شورشیان غیر قابل کنترل حضور دارند آن ها را نابود کرده است، با توجه به اینکه حملات آمریکا در این منطقه جدید نیست ونیز با توجه به اینکه ابزارهای زیادی در دست آمریکا برای نابود ساختن این مراکز در سالهای گذشته بود بعید به نظر می رسد که هدف از چنین حمله ای محدود به تخریب پایگاههای باقی مانده از دوره جهاد باشد بلکه واقعیت این است که داعش درین منطقه حضور دارد ومردم منطقه از جنایات آن به ستوه آمده وخواهان برخورد شدید تر ازین هستند.
از نظر حقوقدانان سوال جدی این است که آیا موافقت دولت افغانستان جواز استعمال چنین اسلحه ای را داده می تواند؟ ودر حقوق بین الملل موافقت دولت ها تا کدام اندازه مجوز حملات نظامی دولت دیگری شده می تواند؟ البته پاسخ واضح است که موافقت هیچ دولتی نمی تواند مجوز حمله دولت دیگربا سلاحهای ممنوعه باشد اما در سایر موارد ودر چارچوبه موافقت طرفین موثر وجواز آور است، تا کنون دلیلی وجود ندارد ، بمبی که در اچین استعمال شده از سلاحهای ممنوعه است بلکه صرفا حجم وقدرت تخریبی بیشتر نسبت به بمب های معمولی دارد. سوال دیگر این است که آیا استعمال اسلحه ای با این قدرت برای چنان هدفی لازم ومتناسب باهدف بود؟ اصل لزوم ومتناسب بودن استعمال قوه یک اصل مهم در جنگ ها است که بخصوص در حملات کشوری بر کشور دیگر ودر چارچوب حقوق بین الملل باید رعایت شود.
واقعیت این است که سوال اخیر هنوز پاسخ روشنی ندارد، مقامات آمریکایی آن را برای کاهش تلفات نیروهای مسلح وتسهیل تسخیر مراکز داعش لازم می دانند ومقامات دولت افغانستان هم با آن موافق بوده اند وطبعا چنین موافقتی بعد از اثبات لازم بودن وموجه بودن آن صورت گرفته است. مردم ساحه ودر مجموع آن بخش از مردم افغانستان که مبارزه با تروریزم را وجیبه ملی می دانند وبه قضایا نگاه قومی وسمتی ندارند نیز حملاتی حتی شدیدتر ازان را لازم می دانند ، تعدادی هم اما حمله برای نابودی داعش را لازم می دانند ولی استعمال چنین بمبی را متناسب با هدف نمی دانند.
داعش چهره جدید وخشن تری از تروریزم است که منطقه را در آتش کشانده وملتهای زیادی را به خاک سیاه نشانده است، سرکوب وریشه کنی آن از ضروری ترین مکلفیت دولت های مسئول وقدرتهای حافظ منافع ملت ها ومدافع حقوق وآزادی ها وکرامت انسانی انسانها است، هرگونه حرف وموضعی که شدت مبارزه با آن را بکاهد وموجب تقویت جریانهای تروریستی وآدمکش و ویرانگر وتبه کار شود خیانت نابخشودنی است در حق مردم وانسانیت، مردم به سادگی می گویند کلان ترین بمب بر سر بدترین دشمن ویا مادر بمب ها بر سر پدر خشونت ها وجنایات ضد انسانی که من عنوان این نوشته را از مردم عاریت گرفته ام.
اما این بدان معنی نیست که دولت افغانستان مسئولیت خود را فراموش کند، دولت، مسول حفاظت از استقلال وحاکمیت ملی است به همان اندازه که مسئول حمایت از آزادی وکرامت انسانی وامنیت جان اتباع وشهروندان است. دولت باید وسیعا تحقیق نماید که به کارگیری این اسلحه تبعات منفی در دراز مدت بالای صحت وسلامت انسان وطبیعت دارد یانه؟ ونیز دولت باید متناسب بودن اسلحه وهدف را توضیح دهد.

251 بازدید