پشتو پشتو    English

متن سخنرانی استاد سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در مراسم اختتامیه سمپوزیم ملی جوانان- اهداف توسعه پایدار

شنبه, 02 ثور 1396 00:00

بسم الله الرحمن الرحيم﴾
مهمانان عالیقدر سمپوزیم ملی جوانان، استادان، جوانان، نمایندگان نهادهای بین المللی، جامعه مدنی، رسانه ها، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا تشکر می کنم از همت بلند و والای شما جوانان آگاه و فرهیخته وطن که این سمپوزیم مهم علمی و فرهنگی را برگزار کرده اید و یکی از مهم ترین موضوعات بین المللی و ملی یعنی اهداف توسعه پایدار را مورد بحث قرار داده اید. این تجربه ارزشمند یعنی برگزاری موفقانه این سمپوزیم را به شما تبریک می گویم و همچنین سپاسگذاری می کنم از همه شخصیت های دولتی و غیر دولتی و نهادهای ملی و بین المللی که در غنی ساختن این سمپوزیم سهم گرفته اند و با شما جوانان همکاری کرده اند.
حضار گرامی!
مقوله توسعه و اهداف توسعه پایدار یکی از موضوعات بسیار پیچیده و در عین حال مهم و سرنوشت ساز برای بشریت امروز و مخصوصا برای مردم افغانستان است. همه 17 هدف و 169 شاخصی که برای توسعه پایدار تعریف شده، مهم و حیاتی هستند اما اهداف 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 8 و 16 برای کشور و مردم ما به طور خاص، از اهمیت خاصی برخوردار است یعنی ایجاد جامعه عاری از فقر و گرسنگی، برخوردار از صحت و سلامتی مطلوب، آموزش با کیفیت، برابری جنسیتی، کار و اقتصاد خوب و از همه مهم تر صلح و عدالت. امیدوارم در مدت زمانی که برای تحقق این اهداف تعیین شده یعنی تا سال 2030 ما بتوانیم در جهت عملی شدن این اهداف گام های اساسی برداریم. مطمئن هستم که در رابطه با همه 17 هدف توسعه پایدار، در این سه روز بحث های کافی و جامع صورت گرفته و همکاران ما از جانب حکومت هم تعهدات و یا برنامه ها و اقدامات خود را در این رابطه بیان کرده اند و لذا با اغتنام از فرصت و به تناسب موضوع مورد بحث و بدون این که وارد جزئیات این موضوع شوم، مطالب کوتاهی را در مورد چالش های عمده کشور و نقش جوانان در رهبری تحول و توسعه، با شما فرهیختگان و با مردم افغانستان در میان می گذارم:
نقش جوانان در توسعه:
امروز در همه دنیا مخصوصا در کشور ما، جوانان در همه عرصه های زندگی نقش و رسالت بسیار مهمی را بر دوش دارند. افغانستان یک کشور جوان است و جوانان بنیانگذاران افغانستان نوین هستند. من نمی گویم جوانان امید فردای ما هستند بلکه جوانان باید سازنده سرنوشت امروز ما باشند. افغانستان امروز باید به دست جوانان ساخته شود و توسعه پایدار باید به دست توانمند جوانان ما تحقق یابد. به این جهت من نقش جوانان را در شرایط حاضر کشور حد اقل در چهار محور، بسیار اساسی و کلیدی می دانم:
1. نقش جوانان در ملت سازی:
موفقیت و توانمندی هر جامعه ای قبل از هر چیزی بستگی دارد به این که مردم آن جامعه تا چه حد از همبستگی و استحکام درونی و همپذیری و همگرایی ملی برخوردار هستند. هیچ کشوری هرگز نمی تواند مدارج ترقی و توسعه را طی نماید در صورتی که دچار واگرایی اجتماعی و تفرقه قومی، نژادی و زبانی باشد. البته انسان ها در همه جوامع به طور طبیعی از تعدد و تنوع فرهنگی و نژادی برخوردارند و ما نمی توانیم آنان را به زور و با جبر در همدیگر مدغم بسازیم و یک نوع وحدت اجباری فیزیکی را بر آنان تحمیل کنیم. راه وحدت و یکدلی، احترام به یکدیگر، پذیرفتن حقوق همدیگر و تأکید بر مشترکات انسانی و حقوق برابر انسانی است.
همه ما می دانیم که افغانستان از نگاه اجتماعی و فرهنگی، کشوری است دارای تنوع و تکثر قومی و زبانی. در چنین ساختاری، روند ملت سازی، کلید اصلی کامیابی و یا راز ناکامی ما محسوب می شود. در طول تاریخ، دشمنان داخلی و خارجی این کشور، از این شکاف، همواره بر علیه سوء استفاده کرده اند. امروز این کلید به دست شما جوانان است. شمایی که تجربه تلخ مهاجرت و آثار ویرانگر جنگ را در زندگی خود و خانواده خود، با تمام وجود لمس کرده اید؛ شمایی که درد و رنج و غم های جانکاه و فشار فقر، محرومیت و عقبماندگی مردم خود را آگاهانه و مسئولانه و از عمق جان و وجدان درک می کنید؛ شمایی که امروز آگاه از اوضاع دنیا و مجهز به ابزار دانش و تکنالوژی هستید؛ شمایی که از هر قوم و زبان و سمتی که هستید، پشتون و تاجیک و هزاره و اوزبک و ترکمن و بلوچ و نورستانی و پشه ای، همچون اعضای یک خانواده، ماه ها و سال ها در یک مکتب و در یک دانشگاه و در یک صنف در کنار هم نشسته، برگه های تحولات تاریخ کشور و زندگی جوامع بشری را ورق زده اید و دانش آموخته اید؛ آری شما جوانانی که در زمانه تکنالوژی و عصر مدرنیته به سر می برید و با راز و رمز موفقیت و پیشرفت جوامع توسعه یافته آشنا شده اید؛ شما می توانید پروسه ملت سازی را در افغانستان، بهتر و خوبتر از هر کسی دیگر مدیریت کنید. شما باید با نفاق، تفرقه و نفرت قومی، زبانی و مذهبی مبارزه کنید. شما باید در مقابل هر نوع صدای تفرقه انگیز و هر نوع آواز نفرت زا و کینه آمیز و در مقابل هر نوع تعصب، تبعیض و بی عدالتی و در برابر هر نوع تندروی و افراطیگری بایستید. ما باید امروز ملت واحد و یکپارچه و دارای هویت ملی واحد و نیرومند باشیم. هویت های پراکنده و تفرقه قومی و زبانی، ما را ضعیف و ناتوان می سازد. این یعنی ملت متحد بودن شرط اول پیروزی و کامیابی است و شما جوانان باید پیشگام حرکت سرتاسری برای تحکیم وحدت ملی و همگرایی مردم افغانستان باشید.
2. نقش جوانان در دولت سازی:
امروز به همان اندازه که ملت سازی و تقویت روحیه وحدت ملی برای ما مهم است، دولت سازی نیز به همان مقیاس از اهمیت حیاتی برخوردار است. دولت وسیع ترین، بزرگترین و مهم ترین ساختار و تشکیلاتی است که رهبری و مدیریت کشور را به عهده دارد. تأمین نظم و امنیت عمومی، قانونگذاری خوب، حکومتداری خوب، حاکمیت قانون و عدالت، تطبیق برنامه های توسعوی، دفاع از استقلال و تمامیت ارضی و جایگاه شایسته کشور در سطح بین المللی و بالاخره ایجاد یک جامعه مرفه و مترقی و مبتنی بر دموکراسی و اراده مردم، عناصری است که وظایف و مسئولیت های اصلی و بنیادی دولت را تشکیل می دهد.
ما در صورتی می توانیم در دولت سازی و دولتداری و حکومتداری خوب موفق شویم که با عبور از مرزهای سنتی کهنه، پایه های دولت مدرن توانا، کارآ، تکنوکرات و بی طرف را بنیانگذاری کنیم و حکومتی داشته باشیم که با دید فراگیر ملی، از مرزهای تنگ قومی، زبانی و مذهبی عبور کرده و با همه شهروندان کشور با یک دید برابر و با نگاه حقوق شهروندی و با معیارهای شفاف مسلکی و تخنیکی بنگرد و نه بر مبنای سمت، قوم، زبان و مذهب. همه این خصوصیات را در صورتی می توانیم داشته باشیم که مدیران لایق، کارآزموده و متخصص داشته باشیم. مدیریت لایق و متخصص تنها در صورتی تحقق می یابد که جوانان تحصیل یافته و با تجربه ما در رهبری و مدیریت کشور، مشارکت پیدا کنند. مشارکت جوانان در اداره، هم ظرفیت مسلکی و کاری را ارتقا می بخشد و هم فساد را در اداره کاهش می دهد.
از همین جهت است که ما در رهبری حکومت و همراه و هم نظر با جلالت مآب اشرف غنی رئیس جمهور کشور بر این باوریم که باید اداره افغانستان جوان شود و مدیریت ماشین اداره، به جوانان سپرده شود. ما می توانیم به مردم افغانستان و به جوانان کشور با اطمینان اعلام کنیم که اداره ما در دو سال اخیر جوانتر شده است و تا دو سال دیگر جوانتر هم خواهد شد. از یک سو سن تقاعد به هیچ صورت تمدید نمی شود و از سوی دیگر در استخدام های جدید، زمینه های خوبی برای ورود جوانان به عرصه مدیریت و رهبری فراهم شده است.
جوانان عزیز!
ما امروز هرچند در عرصه دولت سازی، به توسعه کامل سیاسی و به شاخصه های یک حکومت داری خوب دست نیافته ایم اما در مسیر توسعه سیاسی حرکت می کنیم و در صورتی می توانیم به توسعه کامل سیاسی برسیم که این مسیر را تداوم ببخشیم. در طول تاریخ سیاسی کشور، تحولات مهمی در مسیر توسعه اتفاق افتاده، اما متأسفانه این تحولات، همواره با انقطاع مواجه بوده است. ما می توانیم عنصر «تحول» را تنها با «تداوم» به سرمنزل مقصود برسانیم و نه با انقطاع و هر روز کار را ناتمام رها کردن و فردا از نو شروع کردن.
ما امروز در فصل نوین از تاریخ سیاسی کشور و در یک و نیم دهه اخیر و به برکت فداکاری ها و قربانی های بی شمار مردم افغانستان و به همت و تلاش شما جوانان کشور، از یک قانون اساسی مترقی و جامع و از یک نظام سیاسی ای مبتنی بر قانون اساسی و متکی بر اصل تفکیک قوا و اصل انتخابات و حاکمیت اراده مردم برخورداریم و در سطح کشور انتخابات های متعدد همچون انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات پارلمانی و انتخابات شوراهای ولایتی و ولسوالی داریم و بسیار بی معنا است که در چنین شرایط و حالتی شعارهای دیگر سر دهیم و از این مسیر منحرف شویم و مردم را هم از جاده وسطی و میانه منحرف کنیم.
ما به عقب بر نمی گردیم. ملت ما به دوره های سیاه گذشته بر نمی گردد و از شعارهای بیهوده و بی نتیجه هم پیروی نخواهد کرد. شعارهایی مانند طرح حکومت موقت و یا مانند آن، بازگشت به عقب و به معنای از دست دادن همه دستاوردهای یک و نیم دهه اخیر و به معنای یک نوع کودتای سیاسی است. ما بهترین قانون اساسی و بهترین نظام سیاسی و حقوقی داریم و هیچ نیازی به انقطاع و آغاز مجدد پروسه دولت سازی دیگر نداریم. برخی از شعارها و طرح ها یک نوع تصفیه حساب های شخصی است تا دلسوزی به کشور و ملت. سیاستمداران ما باید به مصالح و منافع کشور و مردم توجه کنند نه به سلایق و منافع شخصی، حزبی و قومی خود.
از نگاه اصول و ترم های سیاسی و نورم های دولتداری، مرزهای قانونی و حقوقی مسئولیت ها و فعالیت ها مشخص است. یک شخص و یا یک حزب سیاسی یا در درون دولت و حکومت است و با حکومت همکاری می کند و مسئولیت می پذیرد و یا در برون حکومت است و به عنوان یک اپوزیسیون سیاسی انتقاد می کند و از خود طرح و پیشنهاد دارد و در انتخابات ها اشتراک می نماید و با رأی مردم به قدرت سیاسی دست پیدا می کند و یا هم مانند طالبان و گروه های تروریستی دیگر، به عنوان دشمن و مخالف مسلح و در جنگ با دولت است. امکان ندارد هم در درون حکومت بود و هم به عنوان اپوزیسیون برخورد کرد و منتقد و معترض بود و یا حتی همنوایی داشت با دشمنان مردم و مخالفان مسلح دولت.
اپوزیسیون بودن به معنای برهم زدن نظام سیاسی و تغییر نظام از راه های غیر قانونی نیست. اپوزیسیون همیشه در چوکات قانون اساسی و در چارچوب نظم سیاسی موجود کشور و از راه های مسالمت آمیز و بر مبنای اراده و رأی مردم حرکت می کند اما در عین حال از حکومت و دولت انتقاد می کند. ما انتقاد سازنده را هم یک حق نیروهای سیاسی می دانیم و هم می پذیریم و حکومت باید نقد پذیر باشد و کار خود را باید مسئولانه و صادقانه، نقد و ارزیابی کند. اما انتقاد بر حکومت از داخل حکومت بی معنا و غیر منصفانه و حتی برای مردم غیر قابل قبول و غیر قابل باور است. انتقاد و اعتراض از جانب اپوزیسیون روا است آن هم در چوکات قانون اساسی و نه به عنوان تحریک مردم به تمرد، شورش و عصیان.
ما از شما جوانان می خواهیم که با هوشیاری و دقت، حوادث و تحولات سیاسی کشور را دنبال کنید و با حمایت از قانون اساسی و نظام سیاسی مبتنی بر قانون اساسی، اجازه ندهید که کشور به عقب برگردد و همه دستاوردهای سیاسی، فرهنگی، علمی و اقتصادی یک و نیم دهه اخیر از دست برود و یا با خطر مواجه گردد.
3. نقش جوانان در انکشاف و توسعه:
زیربنای توسعه، تخصص و مهارت است. ما اگر بخواهیم به توسعه دست یابیم، هیچ راهی نداریم جز این که همان مسیری را طی کنیم که سایر کشورهای توسعه یافته پیموده اند. یعنی این که باید در معارف و تحصیلات عالی خود تحول ایجاد کنیم و در نصاب درسی و نظام آموزشی خود بازنگری نماییم و رشته های مورد نیاز و توسعه آفرین و کار آفرین را تقویه کنیم؛ رشته هایی مانند: طب، انجنیری، اقتصاد، تجارت، آی تی و سایر رشته های فنی و تخنیکی دیگر و جوانان ما هم باید به تکنالوژی و دانش روز مجهز شوند و به فراگرفتن رشته هایی همت گمارند که به توسعه اقتصادی کشور می انجامد. زمانی که انسان و قوای بشری متخصص و آگاه و با تعهد ساخته شد، راه برای توسعه و ترقی، خود به خود باز می شود. تجربیات کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که همگی از همین مسیر راه توسعه را پیموده اند.
توسعه مشتمل بر فرايند پيچيده ای است كه رشد كمّى و كيفى توليدات و خدمات و تحول كيفيت زندگى و بافت اجتماعى جامعه و تعديل درآمدها و زدودن فقر و محروميت و بيكارى و تأمين رفاه همگانى و رشد علمى و فنى و فرهنگى در يك جامعه معيّن را در برمى گيرد.
توسعه پایدار عبارت است از توسعه ای که نیازهای نسل های کنونی جهان را تأمین نماید، بدون این که توانایی نسل های آینده را در برآوردن نیازهای خود به مخاطره افکند و این نوع توسعه از رابطه انسان با طبیعت نشأت می گیرد، بدین معنا که هر نسل باید منابع آب، هوا و خاک را خالص و بدون آلودگی، همانند زمانی که این منابع بر روی کره زمین به وجود آمدند، برای نسل بعدی باقی بگذارد. بنا بر این توسعه پایدار مبتنی بر یک احساس عمومی از عدالت بین نسلی است برای حفظ فرصت ها برای نسل های آینده.
يك جامعه پايدار درپي بقا و بهبود مشخصه هاي اقتصادي، اجتماعی و محيطي و استفاده بهینه از سرمایه های موجود در سه عرصه اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی است. يك جامعه داراي انواع مختلفي از سرمايه است. سرمایه ای که توسط خود انسان ساخته می شود مانند: ساختمانها، تجهیزات و اطلاعات و سرمایه انسانی و اجتماعی مانند: مهارتها، صحت، توانایی، تحصیلات برای خانواده ها و همه افراد جامعه و همچنین سرمایه طبیعی مانند: منابع طبیعی: غذا، آّب، انرژی، خاک حاصلخیز، کوهها، سواحل، آفتاب و سایر منابع طبیعی و محیط زیست.
ما هم در کشور خود همه یا اکثر این نوع سرمایه ها را داریم. منابع طبیعی افغانستان به شمول: آب، خاک، آفتاب، معادن و گاز از نگاه کیفیت و ارزش در دنیا کم نظیر است و ما امیدواریم که با حرکت سازندگی ای که به رهبری رئیس جمهور غنی مخصوصا در عرصه زیربناها و پروژه های سرک و خطوط مواصلاتی، تولید انرژی و ساختن بندهای آب آغاز شده تا سه یا چهار سال دیگر چهره اقتصادی کشور را دگرگون نماید. یکی از نمونه های این نوع پروژه ها، افتتاح کار فاز سوم بند بزرگ کمال خان در نیمروز است که دیروز شاهد افتتاح آن بودیم. این بند در کنار بند سلما در هرات و بند بخش آباد در فراه در کنار تولید انرژی برق، ده ها هزار هکتار زمین حاصلخیز ما را آبیاری خواهد کرد. با استفاده از فرصت این موفقیت ها و گام های بزرگ توسعوی را به همه مردم افغانستان و به رهبری حکومت و شخص جلالت مآب رئیس جمهور تبریک می گویم.
حضار گرامی!
جوانان ما باید بدانند که توسعه با هر معیاری که تعریف شود، دارای ابعاد بسیار وسیع گسترده است و عرصه های گوناگون زندگی انسان را شامل می شود. توسعه سیاسی، توسعه علمی، توسعه حقوقی، توسعه اقتصادی و توسعه فرهنگی و اجتماعی و همه این ها مانند یک زنجیر به همدیگر پیوسته هستند و باید به همه آن ها توجه کنیم.
ما باید بدانیم که این سرزمین روزگاری مهد علم و ادب و فلسفه و اندیشه بوده و رجال بزرگ و نامدار تاریخی را در دامن خود پرورش داده است و حتی از نگاه مناسبات بین المللی، افغانستان در طول تاریخ با افتخار به سر برده است. افغانستان در 19 نوامبر گذشته هفتادمین سال عضویت خود در سازمان ملل متحد را سپری کرد. افغانستان بعد از 51 کشور مؤسس اولیه سازمان ملل متحد، پنجاه و دومین کشوری است که در 19 نوامبر 1946 به عضویت این سازمان جهانی درآمد و از آن روز تا کنون وظایف خود را در قبال تعهدات بین المللی، به طور جدی انجام داده و در جامعه بین المللی و در همه نهادهای معتبر بین المللی، همواره از یک جایگاه شایسته برخوردار بوده است. اما این سؤال هم بجا است که چرا امروز ما در دنیا با نام جنگ و خشونت و انتحار و انفجار و مواد مخدر و فساد اداری شناخته می شویم؟ بیایید جوانان عزیز همگی همت کنیم این لکه های ننگ را از پیشانی کشور و ملت خود بزداییم و با استفاده از همه تجربیات و ظرفیت های خود، موانع و چالش ها را رفع کنیم و کشور را در مسیر توسعه قرار دهیم.
4. نقش جوانان در امنیت و دفاع از کشور:
آخرین نقطه ای که می خواهم به صورت خیلی مختصر به آن اشاره کنم نقش جوانان ما در امنیت و دفاع از کشور است. پولیس و اردوی سرافراز ما از جوانان تشکیل شده است. این جوانان هستند که در مراکز نظامی مثل آکادمی پولیس و پوهنتون نظامی جذب شده و با تحصیل آکادمیک و با کسب مهارت های لازم، به صفوف اردو و پولیس می پیوندند و با فداکاری و جانبازی تمام در یک جنگ تحمیلی و اعلان نشده، در مقابل گروه های تروریستی، از جان و مال مردم و از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع می کنند. ما امروز به وجود این جوانان رزمنده افتخار می کنیم و از همه نیروهای امنیتی و دفاعی خود تقدیر به عمل می آوریم و به روان پاک شهدای خود درود می فرستیم.
اما براستی جای بسیار شگفتی و تعجب است از برخی از سیاستمداران افغانستان که با این که خود با همه ظرافت ها، چالش ها و محدودیت های کشور و از مداخلات عریان بیگانگان و نقش آنان در تجهیز و تقویت گروه های تروریستی واقف هستند، گاهی ضمن چراغ سبز نشان دادن به دشمن، نیروهای دفاعی و امنیتی ما را مورد بی مهری قرار می دهند و حتی عملیاتی را که از سوی متحدین افغانستان علیه بی رحم ترین گروه های تروریستی یعنی داعش صورت می گیرد محکوم می کنند و حتی بدتر از آن حکومت را به خیانت ملی متهم می کنند. آیا براستی داعش گروهی است که می توان قساوت ها و بی رحمی های آن را توجیه کرد و عملیات علیه آن را محکوم دانست؟ آیا داعش همان گروهی نیست که حتی به کودکان شیرخوار ننگرهاری رحم نکردند و همان گروهی نیست که پیرمردان را روی بمب نشانده و انفجار می دادند و همان گروهی نیست که مردم ملکی را در تظاهرات جنبش روشنایی و بیماران و داکتران را در شفاخانه سردار داودخان قتل عام کردند؟
انتظار همه ما از سیاستمداران و احزاب سیاسی این است که در موضع گیری های سیاسی خود تنها به منافع و سلیقه شخصی خود نیندیشند بلکه باید ارزش ها و منافع کلان ملی و شرایط جامعه را نیز در نظر بگیرند و مخصوصا در شرایط جنگی کنونی نباید باعث تضعیف روحیه نیروهای امنیتی و دفاعی و ناامیدی مردم شوند.
در پایان یکبار دیگر ضمن اظهار سپاس و امتنان از جوانان فرهیخته برگزار کننده این سمپوزیم، از خداوند بزرگ مزید توفیقات شما را آرزومندم و امیدوارم با همت و تلاش و ابتکارات شما جوانان، اندکی از آلام و دردهای مردم رنجدیده کشور کاسته شود و اهداف توسعه پایدار در جهت توسعه همه جانبه کشور، جامه عمل بپوشد.
زنده باد افغانستان - پاینده باد جوانان آگاه و فرهیخته وطن
درود بر روان تابناک شهدای افغانستان - والسلام
(قصر مرمرین- 1 ثور 1396)

64 بازدید