پشتو پشتو    English

متن سخنرانی استاد سرور دانش معاون محترم ریاست جمهوری درروز عاشورای حسینی (21 میزان 1395) کابل- مسجد نبی اکرم، شهرک امید سبز

  • شنبه, 22 عقرب 1395

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والصلاه والسلام علی سید المرسیلن وخاتم النبین وعلی آله واصحابه اجمعین. اما بعد، فعن الامام الحسین (ع): اللهم انك تعلم انه ما كان منا لم يكن تنافساً في سلطان ولا التماس شیءٍ من فضول الحطام ولكن لنري المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك و یأمن المظلومون من عبادک و لتقام المعطله من حدودک و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك.
امروز، روز عاشورا است و همه شما عزادار هستید و سوگوار و همچنین اندوهگین در ماتم رویداد های تلخی که در کشور ما اتفاق می افتد. عزادار و سوگوار برای سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) ویارانش و هم چنین افسرده، غمگین و در اندوهِ ماتم رویداد هایی که در کندوز، هلمند، فراه، ارزگان وجای جای این کشور اتفاق می افتد، مخصوصا حادثه تلخ شب گذشته در زیارتگاه سخی؛ اما هیچ یک از این رویداد های تلخ نه مانع محبت و احترام مردم افغانستان به دین ودیانت و اهلبیت پیغمبر است و نه باعث اختلاف ویا تفرقه بین مردم افغانستان. جمله معروف است که گفته شده (إن لقتل الحسین حراره في قلوب المومنین لا تبرد بدا) شهادت امام حسین یک حرارت خاص در دلهای مؤمنین دارد که هیچگاه این حرارت، گرمی، دوستی و محبت، سرد نمی شود.
بنا براین با همه رنج ها وفشار ها و شهادت جمعی از مردم ما، مردم مسلمان افغانستان هم چنان به باور های دینی و معتقدات خود پایبند بوده و به الگو های دینی و محبت به اهلبیت پیغمبر اسلام احترام دارند . ما از مردم افغانستان و از علما اعم از علمای بزرگوار شیعه وسنی که در دهۀ محرم درجهت تبیین فلسفه نهضت حسینی، دعوت مردم و آگاهی بخشی به مردم افغانستان سهم گرفتند، صمیمانه تشکر می کنیم .
و همچنین اجازه می خواهم از جناب جلالتمآب استاد خلیلی میزبان این مجلس بزرگ عزاداری و شما بزرگان حاضر دراین مجلس، وزرای محترم، وکلای محترم شورای ملی افغانستان، رهبران سیاسی وجهادی، علمای بزرگوار، استادان پوهنتون ها وهمه شخصیت ها ومؤمنین، جوانان وهمه خواهران و برادران. ازاین جلسه فیض بردیم، مطالب مهم و اساسی را از جناب استاد خلیلی وهم چنین از بیانیه جلالتمآب رئیس جمهور شنیدیم واستفاده کردیم. درفرصت کوتاهی که باقی مانده در دو بخش مطالب خیلی فشرده را خدمت شما به عرض میرسانم:
1. شیوه رهبری رهبران و پیشوایان دینی؛
2. درسی که از این شیوه، امروزه برای حکومتداری و سیاست ورزی خود بیاموزیم.
بزرگترین درس انبیا و رهبران دینی: وحدت در هدف، استراتژی واحد و تاکتیک های متغیر
می دانیم که امام حسین (ع) درمجموعۀ خط طولانی رهبری دینی، فقط یکی ازحلقه های این زنجیر است که درحقیقت تاریخ بشریت را به هم متصل ساخته است. از آدم تا خاتم، هزاران نبی، رسول و پیامبر و پیشوای دینی و تا دوره امام حسین (ع) وسایر رهبران دینی، همۀ این مجموعه از آغاز تا امروز، یک خطی است متصل به هم. آنچه که این خط رهبری را متمایز و برجسته ساخته، وحدت هدف، وحدت در استراتیژی های اصلی رهبریِ پیشوایان دینی و تغییر در تاکتیک ها است. جمله معروفی است که گفته شده اگرهمه پیامبران وپیشوایان دینی حتی اگر در یک عصر و در یک منطقه زندگی می کردند، یک ذره اختلاف با هم نمی داشتند.
به راستی درطول تاریخ هیچگاه دیده نشده که در میان دو پیامبر، دو نبی، دو امام و دو پیشوای دینی جنگ و منازعه ای اتفاق افتاده باشد. همه پیامبران، پیشوایان و امامان دینی درخط واحد و در جهت یک هدف حرکت کرده اند. آنچه که برای ما مهم است واز مطالعه سیره پیشوایان دینی، به دست می آید این است که هر رهبر دینی، هر پیشوای دینی، هر پیامبری و هر امامی، درزمان وشرایط خود، همان کاری را انجام داده است که شرایط ایجاب می کرد. بدون استثنا هریک از انبیا و پیشوایان ما درشرایط متغییر زمانی زیسته و شرایط زندگی آنها هیچ وقت با هم مساوی نبوده است. درشرایط متفاوت زندگی کرده اند؛ ولی هریک کاری را انجام داده است که همان شرایط ایجاب می کرد و یا ضرورت زمان اقتضا داشت. چند نکته بسیار مهم و ضروری که باید در یک رهبری سیاسی وجود داشته باشد و ما آن را به صورت واضح در رهبری پیشوایان دینی می بینیم، عبارت است از:
1. داشتن یک تصویر روشن از وضعیت موجود و این که مشکلات و چالش های جامعه بشری چیست؟
2. این که راه حل اصلی برای این بحران ها وچالش ها چیست؟
3. اینکه در بن بست ها و بحران ها باید انعطاف لازم را داشت، انعطافی که به یک راه حل برای شکستن بن¬ ¬بست منتهی شود.
4. نکته چهارم؛ پایبندی به اهداف اصلی و استراتژیک یک حرکت سیاسی است.
همه پیامبران و پیشوایان ما این نکته های کلیدی را در خط مشی عملی خود در نظرداشتند. من نمی خواهم در این مورد به تفصیل وارد بعضی از بحث های تاریخی شوم ولی برای این که بحث روشن شود چند نمونه و مثال را ازسیره پیشوایان دینی خدمت شما عرض می کنم و از چند پیامبر بزرگ الهی که در تاریخ بشریت، بنیانگذار ادیان بودند نام می برم و این که چگونه هر پیامبری درشرایط خود، همان کاری را کردند که زمان از آن ها می خواست.
1. ابراهیم و ضرورت مبارزه با بت پرستی:
حضرت ابراهیم (ع) معروف است به پیامبر بت شکن؛ چرا به بت شکنی معروف شده؟ به خاطر این که در این عصر و زمان مردم و جامعه آن روز، دچار خرافه شده بودند، یعنی بت پرستی. در آیات قرآن است که حضرت ابراهیم (ع) حتی خطاب به پدرش گفته: (و اذ قال لابیه و قومه ما هذه التماثیل التی انتم لها عاکفون) این تمثال ها و تندیس ها واین بت هایی که شما در برابر آنها تعظیم می کنید وایستاد می شوید، چه هستند؟ اینها چه نفع وضرر به شما دارند؟ قالوا وجدنا آباءنا لها عابدین. قال لقد کنتم و آباؤکم فی ضلال مبین. در پاسخ گفتند: ما پدران خود را یافته ایم که بت ها را عبادت می کردند. ابراهیم گفت: حتما شما و پدران تان در گمراهی آشکار بوده اید.
داستان معروفی است که وقتی ابراهیم با خود تصمیم گرفت که از یک فرصت مناسب استفاده کند. در یک شرایطی که همه به بیرون از شهر رفته بودند، ابراهیم با تبر وارد بتخانه شد و همه آن ها را درهم شکست و تبر را هم به دوش بت بزرگ گذاشت. فردا که مردم آمدند و از ابراهیم (ع) پرسیدند آیا تو این کار را انجام داده ای؟ ابراهیم گفت این کار را بت بزرگ انجام داده، از این بت بزرگ بپرسید اگر می تواند با شما سخن بگوید. این خود یک نوع استدلال هم بود برای ابطال تفکر و یا فرهنگی که در جامعه حاکم بود. حضرت ابراهیم به آنان می گوید: این تمثال و این بت هیچ نوع نفع وضرر وحتی یک قوه درک و تفهیم و افهام هم ندارد تا بتواند از خود دفاع کند تا چه رسد به این که انسان آن ها را عبادت کند. (سوره انبیا، آیات 25 الی 69)
آیات شریفه قرآن را همه شما می دانید ستاره در شبانگاه طلوع کرد، ابراهیم گفت: خدای من این ستاره است ولی چون ستاره غروب کرد، ابراهیم گفت: من اشیایی را که غروب می کند دوست ندارم. یا وقتی که ماه طلوع کرد گفت: این نورش بیشتر است، این خدای من است. او هم غروب کرد. بعد خورشید را دید گفت این از همه بزرگتر است، ممکن است این خدا باشد، خورشید هم غروب کرد. حضرت ابراهیم گفت: لا احب الافلین. یعنی من پدیده ای را یا موجودی را که طلوع و غروب داشته باشد، شایسته خدایی نمی بینم. من چیزی را که خود نیاز و سرتا پا احتیاج است و درحال تغییر و تحول است، شایسته خدایی نمی دانم. (سوره انعام، آیات 74 الی 79)
بنا براین ابراهیم در عصرخود، همان کاری را انجام داد که شرایط و زمان ایجاب می کرد. باید بت می شکست و با این خرافه پرستی مبارزه می کرد و توحید را جایگزین می ساخت و اگر هر پیامبر دیگری به جای ابراهیم می بود هم همین کار را می کرد.
2. موسی کودک نیل و ضرورت رویارویی با فرعون:
در دوره بعدی، حضرت موسی معروف است به کودک نیل؛ که دوره حاکمیت فرعون است (ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعاٌ یستضعف طایفه منهم یذبح ابناءهم و یستحیی نساءهم انه کان من المفسدین) سوره قصص آیه 4 و مابعد.
فرعون هم ادعای خدایی کرد، در بین مردم تفرقه واختلاف انداخت. یستضعف طایفه منهم. گروهی از آنها را به استضعاف کشید، پسران آن ها را به قتل می رساند و سر می برید. یذبح ابناءهم و یستحیی نساءهم و زنان را برای خدمت کاری باقی می گذاشت. حضرت موسی از همان کودکانی است که باید توسط دژخمیان فرعون سر بریده می شد، مادرش او را در صندوق گذاشت و در رود نیل رهایش کرد، اتفاقا او درخانواده فرعون باز گشت و در همان جا بزرگ شد. از آنجا هم مبارزه علیه فرعون را سرلوحه اصلی اهداف خود قرار داد. فرعون ستیزی و سرنگون ساختن رژیم فرعونی در رأس برنامه های موسی و مهم ترین حرکتی بود که موسی پیامبر انجام داد.
3. عیسی پیامبر مهر و روحانیت:
دوره حضرت عیسی، دوره مادی گرایی است؛ دوره ای است که بشریت دچار زندگی مادی شده و به دنیا پرستی و شهوت و شهرت رو آورده و از معنویت، خدا پرستی، اخلاق و فضیلت فاصله گرفته اند. حضرت عیسی به حیث پیامبر مهر و رحمت، روحانیت وپارسایی دراین شرایط بر می خیزد تا معنویت را در جامعه حاکم سازد، این اقتضای زمان بود.
4. محمد پیامبر فرهنگ، تمدن و حکومتداری:
اما پیغمبر گرامی اسلام در چه شرایطی ظهور کرد؟ شرایطی بود که دنیا دیگر عوض شده بود. قرن شش و هفت میلادی دنیای دیگری بود؛ دنیایی متفاوت از گذشته. به همین جهت پیامبر اسلام، پیامبر کتاب است وقلم، خواندن، فرهنگ، تمدن، حکومت داری و سیاست ورزی. در عصر پیامبر ما امپراتوری های بزرگ درمیدان آمده بودند. امپراتوری بزرگ روم، امپراتوری بزرگ یونان، حکومت های بزرگ حبشه و سایر کشور ها است که هرکدام از آن ها دارای فرهنگ، تفکرات و نو آوری هایی خود بودند. پیامبر اسلام در چنین شرایطی با کتاب و قلم آمد. حرکت او با اقرء و امر به خواندن آغاز می شود و این حرکت منتهی می شود به بنیان گذاری یک حکومت بسیار بزرگ و یک تمدن بسیار بزرگ در آن زمان و این چیزی بود که زمان پیامبر ایجاب می کرد.
پس در دوره انبیای گذشته می بینیم که هرپیامبری برجسته ترین حرکتی را که انجام داده، نظر به مقتضیاتی بوده که زمان، شرایط و عصر ایجاب می کرده. همچنان در مورد امامان مربوط به مکتب شیعه و مذهب جعفری، همه شما آشنا هستید، باز هم چند مورد را فقط نام می برم:
1. امام حسن و ضرورت صلح:
امام حسن برادر امام حسین (ع) وفرزند امام علی (ع) است و درشرایطی زندگی می کند که احساس می کند جنگ به نفع مسلمانان نیست و باید صلح به وجود بیاید. امام حسن با معاویه به یک توافق صلح دست می یابد. امام حسن و امام حسین هر دو در یک خانواده تربیه شده، پیرو یک تفکر و یک اندیشه اند.
2. امام حسین و ضرورت قیام:
بعد از امام حسن که دوره امام حسین است، نهضت عاشورا به وجود می آید. می بینیم که اینجا یک حرکت دیگری صورت می گیرد. چون در این دوره شرایط دیگری به وجود آمده. شرایطی به وجود آمده که اصول واساسات اسلام درمعرض خطر است. شرایطی به وجود آمده که امام حسین به این نتیجه می رسد که هیچ حرکت دیگری جز اقدام قهر آمیز ومسلحانه، راه حل نیست. در نتیجه نهضت عاشورا اتفاق می افتد. این می شود داستان عاشورا که امروز مصادف است با آن روز و یک روز تاریخی در جهان اسلام است.
3. امام سجاد امام عبادت و نیایش:
بعد از امام حسین، فرزند ارشد ایشان امام سجاد علی بن الحسین (ع) است. ما می دانیم که یکی ازمیراث های گرانقدری که از علی بن الحسین به جا مانده به نام صحیفه سجادیه است. صحیفه سجادیه چیست؟ یک ذخیره بزرگ معنوی و یک گنجینه مهم اخلاقی. امام سجاد درشرایطی است که دنیای آن روز اسلام را خشونت فرا گرفته، جنگ و اختلاف و منازعه جهان اسلام را تهدید می کند. می بینیم که امام سجاد، سجاد است یعنی کسی که زیاد به سجده برود و لقب دیگر او زین العابدین است یعنی زینت عبادت کنندگان. این شرایط و دوره امام سجاد بود.
4. امام باقر و امام صادق و ضرورت حرکت علمی و فرهنگی:
بعد از آن دوره ها می رسیم به اواخر قرن اول هجری و قرن دوم هجری که امام باقر و امام جعفر صادق (ع) ظهور می کنند. زمان این دو امام، دوره شکوفایی جهان اسلام است از نگاه بروز و ظهور اندیشه ها، فرهنگ ها و امواج مختلف فکری، امواج تفکر دینی و غیر دینی و حتی تفکر ضد دینی. دراین شرایط امام صادق(ع) نه به سیاست می اندیشد و نه به حکومت و حکومتداری. توجه امام به احیا و یا تأسیس یک تفکر نوین دینی و تربیه کدر های علمی در جامعه است.
داستان معروفی است که کسی گفت وارد کوفه شدم، دیدم که چهار هزار نفر همگی از امام صادق روایت می کنند و همگی می گویند: قال الامام الصادق. در یک شهر مثل کوفه امام صادق چهار هزار شاگرد داشته است. شاگردانی بزرگ و به نام و معروف در رشته های مختلف، در رشته های فقه و حدیت و در رشته هایی به اصطلاح امروز ما ساینس، رشته های مختلف علمی، تربیتی، فلسفی، کلامی، فقهی و تفسیر قرآن و حدیت و این چیزی است که شرایط آن زمان ایجاب می کرد. زمان امام صادق زمان ظهور مذاهب بزرگ اسلامی است و قابل توجه است برای ما که امام جعفر صادق و امام اعظم ابوحنیفه در یک زمان می زیستند، نه در یک فاصله زمانی زیاد بلکه تولد و وفات هر دو با هم دو سال فاصله دارد و هردو باهم مراوده و رفت و آمد داشتند، در عرصه های مختلف با همدیگر مباحثات علمی و مذاکرات داشتند.
از مجموع این مثال ها می خواستیم این نتیجه را بگیریم که رهبری دینی از آغاز تا به امروز و از آدم تا خاتم و تا دوره امام حسین همه در یک خط حرکت کرده اند، یک هدف را دنبال کرده اند و یک استراتیژی را؛ اما با شیوه های متفاوت و با تاکتیک های متغییر. این شیوه ها برخاسته از شرایط، نیازها و مقتضیات زمان آنها بوده است. شاید اگر امام صادق در دوره امام حسین(ع) می بود، همان کاری را می کرد که امام حسین کرد و یا اگر حضرت عیسی در دوران ابراهیم می بود، همان بت شکنی را می کرد که حضرت ابراهیم کرده بود.
درسی که ما باید بیاموزیم:
بنا براین آن چیزی که برای همۀ ما و شما و خصوصا برای رهبران سیاسی، حکومت ما و همه نخبگان سیاسی و فکری ما لازم است این است که از این شیوه بیاموزیم و درس بگریم و آن این است که شرایط زمان را درک کنیم، اولویت های خود را تشخیص دهیم و این که درشرایط امروز منافع ملی افغانستان و مصالح بزرگ ما در چیست؟ و با چه شیوه هایی می توانیم به این اهداف دسترسی پیدا کنیم؟
ما باید وفاداری و پایبندی به منافع ملی، اصول و ارزش های مندرج در قانون اساسی را به عنوان یک محور بنیادین مورد توجه قرار بدهیم و به عنوان یک استراتیژی و با حفظ وحدت و اتحاد. همچنین لازم است که اولویت ها را تشخیص بدهیم و این که شرایط چه ایجاب می کند؟ امروز دراین محفل همه ما خرسند وخوشحال شدیم که دو رئیس جمهور فعلی و پیشین افغانستان را یک جا در مجلس خود داشتیم. هر دو از شخصیت های بزرگ افغانستان هستند. جناب حامد کرزی در جریان دوازده سال و درکنار ایشان شخصیت بزرگی ملی ما جناب استاد خلیلی به حیث معاون ایشان، درشرایط سختی این کشور را رهبری کردند. کشور ما همیشه و همواره با شرایط سخت مواجه بوده است. آن دوره، هم دوره سختی بود. بنیانگذاری یک نظام جدید وآغاز یک فصل نو سیاسی کشور ما بود. ما باید قدر بگذاریم و بیاموزیم نکات مثبتی را که درآن دوره بوده است. درشرایط فعلی که یک حکومت وحدت ملی به وجود آمده، با یک شرایط متفاوت تری مواجه هستیم و باید کاری را انجام بدهیم که شرایط امروز ما ایجاب می کند. اما آنچه که مهم است این است که اصول منافع ملی و چهارچوب هایی است که قانون اساسی ما آن را معرفی کرده، به خصوص وحدت ملی در افغانستان، عدالت اجتماعی و حرکت در جهت صلح و امنیت پایدار در افغانستان. همه این ها باید جزء پالیسی های اصلی ما باشد.
اولویت های حکومت وحدت ملی:
من دراین جا ازهمه شما اجازه می خواهم چند نکته را راجع به اولویت هایی که برای حکومت وحدت ملی مطرح است یاد آوری کنم:
الف- اصلاحات در سه عرصه:
1. مبارزه با فساد و اصلاح اداره:
اولویت اصلی در دوره حکومت وحدت ملی، اصلاحات است؛ اصلاحات درعرصه های مختلف ولی مهم تر از همه مبارزه با فساد و اصلاحات در اداره است. هفته پیش ما یک جلسه داشتیم با حضور رئیس جمهور، به یک هئیت وظیفه داده شده بود که فعالیت های یک وزارت را در فلان سال بررسی کند و به حکومت گزارش ارایه کند، وقتی که گزارش او را شنیدیم خود رئیس جمهور هم متوجه شد، از اعضای جلسه پرسان کرد که سؤالی دارید و یا همه شوکه شده اید؟ گزارش به گونه ای بود که به راستی جز این که همه سکوت اختیار کنند، چیزی برای گفتن نبود. سر تا پا نقض قانون، تخطی از قانون، سرتا پا سوء استفاده از صلاحیت های وظیفوی در یک اداره، سوء استفاده از بودجه و بیت المال کشور، تقرری ها و استخدام ها بر اساس روابط قومی، حزبی، سمتی وشخصی بدون درنظرگرفتن شایستگی ها و معیار های قانونی. این گزارشی از فعالیت های یک ساله در آن وزارت بود. اگر کارکرد چند ساله بررسی شود فکر کنم همه سالها مشابه هم است. این جا من فکر می کنم تنها وظیفه و مسوولیت یک شخص به نام رئیس جمهور و یا فلان شخص دیگری نیست که با این وضعیت مبارزه کنند تا بتواند اصلاحات را به وجود آورد. کمترین تغییری که در یک اداره ایجاد می شود، فکر کنم حد اقل چند صد نفر از بزرگان کشور، از گوشته و کنار کشور به حرکت می افتند، اعتراض می کنند، کشمکش است، اتهامات است. اگر یک قومندان امنیه در یک ولسوالی تغییر می کند، چه رسد به یک ولایت یا یک والی و یا یک رئیس در یک اداره یا در یک وزارت، غوغای بزرگی به پا می شود. من شخصا می خواهم از همگی بخواهم مخصوصا از نخبگان سیاسی کشور که همگی دست به دست هم دهیم تا با این فساد مبارزه شود. اگر یک کسی بیاید روی یک نقطه ای انگشت بگذارد، کسی دیگری بیاید سر او انتقاد کند، این جا مردم هم در شک و شبهه قرار می گیرند که سخن حق از کی است؟ کار درست کدام است که باید انجام شود؟ دراین رابطه تا جایی که به رهبری حکومت وحدت ملی مربوط می شود، اقدامات بسیار بسیار جدی صورت گرفته در ماه های گذشته، عالی ترین شورا، به نام شورای عالی حاکمیت قانون زیر نظر شخص رئیس جمهور ایجاد شده که در آن ارگان های امنیتی و نهاد های عدلی و قضایی حضور دارند. جناب لوی سارنوال صاحب، جناب قاضی القضات، وزاری مربوطه، همگی در این شورا عضویت دارند، برای حاکمیت قانون و مبارزه علیه فساد اداری.
مهم ترین مرکز ایجاد شده به نام مرکز عدلی وقضایی مبارزه علیه فساد اداری که این مرکز زیر نظر شخص جناب لوی سارنوال است. از روزی که این مرکز کار خود را آغاز کرده، با این که مدت کمی از آن می گذرد، اما قبول کنیم که دوسیه های کلان روی میز سارنوالان و قضات گذاشته شده است، برای بررسی دوسیه های مربوط به مقامات دولتی، نه اشخاص غیر دولتی ویا عادی و قراراست این مرکز با استقلال و بی طرفی کامل فعالیت کند، نه رئیس جمهور درآن حق مداخله دارد و نه شخص لوی سارنوال و یا قاضی القضات یا هرکسی دیگر. این خواهش را من از همه مردم افغانستان و شخصیت های ملی کشور داریم که مداخله نکنند. یک کسی اگر متهم است و یا آلوده به فساد است بیاید پاسخ خود را ارایه کند و این نه مسأله قومی است و نه حزبی. با اطمینان می توانم به شما بگویم که متأسفانه در فساد و نقض قانون افرادی دخیل هستند که مربوط به همه اقوام است، مربوط به همه احزاب است و مربوط به تمام سی و چهار ولایت افغانستان است. این طور نیست که یک گروهی بیشتر دخیل باشد و یک گروه دیگر کمتر. پس یک اراده ملی لازم است در کنار اراده حکومت که باید با فساد مبارزه شود یک مقدار گام های برای اصلاحات برداشته شده است.
2. اصلاحات عدلی و قضایی:
مسأله دیگر اصلاحات عدلی وقضایی است که بازهم گام های جدی دراین زمینه برداشته شده است. یک نمونه آن تعیین و انتخاب جناب لوی سارنوال جدید افغانستان است. ایشان در طول این سال ها از شخصیت های نیکنام کشور ما بوده است. من امیدوارم که با همین نیکنامی این مسوولیت و رسالت بزرگ رهبری یک نهاد مهم عدلی افغانستان را پیش ببرد و رهبری کند و این نهاد می تواند درجهت اصلاحات و مبارزه با فساد، نقش کلیدی را بازی کند. همچنین در زمینه تقرری ها و تبدیلی ها اقداماتی شده، برنامه ملی اصلاحات عدلی و قضایی به تصویب رسیده و معاونت منع خشونت و تخطی اطفال و حقوق بشر در سارنوالی ایجاد شده و همچنین گام های دیگری که در عرصه های مختلف برداشته شده است.
3. اصلاحات انتخاباتی:
خوب در این مورد همه شما می دانید که در طول نزدیک به یک و نیم سال اخیر پیچ وخم های زیادی را پشت سر گذاشتیم، انتخابات پارلمانی افغانستان باید درسال گذشته انجام می شد که متاسفانه نشد، مشکلات متعددی وجود داشت، بعضی از آنان ازجانب حکومت بود که باید قبول کنیم این کوتاهی را، بعضی از آن ها از جانب شورای ملی افغانستان بود. فعلا این بن بست شکسته و گام های نخست برداشته شده است. دراین روز ها کمیته گزینش درحال کار است. همان طور که که همه شما اطلاع دارید تا دو یا سه هفته دیگر لیستی به منظور تعیین کمیشنران جدید در کمیسیون انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی معرفی می شوند. قرار است رئیس جمهور هم با یک شیوه بسیار شفاف ازبین آن لیست افرادی را انتخاب کند که شایسته باشند، برای این کار. درکنار این گام اساسی آمادگی های دیگر گرفته شده و گروپ های کاری خاص ایجاد می شود برای اینکه اولویت های انتخاباتی را از هم اکنون مورد بجث قرار بدهند، به شمول تذکره الکترونیکی و مسائل امنیتی و بودجوی.
ب- تحرک اقتصادی:
جدا از اصلاحات که سه مورد را فقط نام بردم، بخش دوم که با زندگی همه مردم افغانستان ارتباط دارد، موضوعات اقتصادی یا برنامه های حکومت و اولویت ها درجهت ایجاد تحرک در مسایل اقتصادی کشور است. چند مورد در این بخش جز اولویت های حکومت است:
اول؛ بخش انرژی وآب و بند های آبی است. واقعا این جزء بنیاد های تحرک اقتصادی در کشور می تواند باشد. حرکت هایی تا حالا هم صورت گرفته است ومن امیدوارم که هم چنان که تصمیم گرفته شده پیش برود. برای اولین بار یک پلان جامع انرژی برای سی و چهار ولایت افغانستان تنظیم شده و تمام سی و چهار ولایت افغانستان به یک لین و به یک خط وصل می شوند.
دوم؛ بخش راه های ارتباطی و مواصلاتی است که هم سرک را شامل می شود و هم راه آهن را، درهر دو مورد در بخش های مختلف کشور اقدامات عملی آغاز شده، چه آنچه از گذشته بوده که باید به سرعت ادامه پیدا کند وچه پروژه های جدیدی که دراین قسمت درنظر گرفته شده است.
سوم؛ بخش خدماتی شهری وشهرسازی است. چند گام اولیه حداقل از الان برداشته شده است؛ موضوع ثبت قباله جات و ملکیت ازصلاحیت های محاکم خارج شده و در صلاحیت یک اداره دیگر بنام اداره مستقل اراضی افغانستان قرار گرفته که باید با شفافیت این روند را کنترول کند. همه ما و شما می دانیم که چقدر برای مردم عادی مشکل بود این که یک نفر یک قباله برای زمین و یا ملکیت خود بگیرد، با چه جنجال ها و چالش ها مواجه می شد. درقسمت دوم که جزء وظیفه حکومت بود باید ملکیت های مناطق غیر پلانی شامل برنامه شود و برای آنان قباله های شرعی و رسمی داده شوند. این برنامه از کابل آغاز شده و امیدوارم که سرتاسری شود و همه مناطق کابل را در بر بگیرد. همچنان بخش های ساختمانی و مسایل شهری نقطه دیگری است که باید یاد آوری کنیم.
چهارم؛ موضوع اسکان برای بعضی از گروه های اجتماعی است که خود یک معضل است و یکی از مشکلات کشور بوده است و باید یک راه حل اساسی برای بسیاری از مشکلات که برای مردم وجود دارد روی دست گرفته شود. گروه های اجتماعی که از این نظر در رأس قرار دارند: مهاجرین؛ بیجا شدگان داخلی و کوچی ها هستند. مشکل هر سه گروه مشابه هم است. مشکلی که حکومت آن را تشخیص داده و باید برای آن راه حل پیدا کند اسکان آنان است، مخصوصا اسکان کوچی ها که در حقیقت حکم ماده چهاردهم قانون اساسی است و بر آن اساس اگر این کار عملی شود، بعضی از مشکلات اجتماعی که در برخی ازمناطق وجود دارد هم خود به خود حل خواهد شد.
اما آن چیزی که خیلی مهم است و دیروز هم یاد آوری کردم که این وظیفه حکومت است، رعایت توازن، عدالت و انکشاف متوازن است. می دانیم که در این دوره حکومت وحدت ملی درماه های اخیر بعد ازکنفرانس مهم بروگسل ازنگاه همکاری های جامعه بین المللی و تعهدات مالی در یک جایگاه بسیار مناسب قرار گرفته، همان طور که پیشتر جناب رئیس جمهور هم اشاره کردند واقعا امروز با وجود همه چالش های داخلی که داریم، کشور ما و دولت ما درساحه بین المللی از یک اعتبار و جایگاه شایسته ای برخوردار است که نمونه آن همین کنفرانس است. دراین کنفرانس 15.2 میلیارد دالر برای افغانستان تعهد شده درکنار 2.8 میلیارد که فعلا وجود دارد در مجموع برای چهار سال افغانستان در حدود 18 میلیارد دالر در اختیار حکومت افغانستان است. آنچه مهم است این است که ظرفیت ها درحدی ایجاد شود که بودجه تطبیق شود. و دوم توازن، عدالت وانکشاف متوازن درنظر گرفته شود که از الآن درسطح رهبری حکومت این موضوع مورد بحث قرار گرفته و ما پلان های آینده را با توجه به مشکلات که در هر سی و چهار ولایت افغانستان دارد باید تنظیم کنیم، به گونه ای که بعد از ختم این سالها همه مردم افغانستان بفهمند که تا چه حد و چند فیصد توانسته از این سهم استفاده کند. آنچه که به عنوان نکته آخر می خواهم تاکید کنیم به راستی ما همان طور که از حرکت پیشوایان و رهبران دینی آموختیم در تاریخ از انبیا و ائمه دین این است که چگونه اولویت های خود را تشخیص دهیم و این که چگونه منافع و مصالح ملی خود را تشخیص دهیم و برآن اساس برنامه ها و پالیسی های خود را تنظیم کنیم.
سپاس و تشکر از توجه همه شما و در پایان یک بار دیگر فرا رسیدن سالروز عاشورای حسینی و هم چنان شهادت شهدای مظلوم مردم افغانستان را در همه ولایات و مخصوصا شهدای شب گذشته را به مردم افغانستان و به طور خاص به خانواده های آنان صمیمانه تسلیت عرض می کنم.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

149 بازدید
امتیاز دادن به این مطلب
(0 رای)
کد خبر: 1492

ارسال نظر

کادرهایی که با علامت (*) مشخص شده اند وارد کردن اطلاعات در آنها الزامی می باشد. کد HTML مجاز نیست.

عکس و فیلم