پشتو پشتو    English

متن کامل بیانیه استاد سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در مراسم معرفی سرپرست وزارت تحصیلات عالی

  • شنبه, 17 سرطان 1396

اشاره: استاد سرور دانش صبح امروز شنبه 17 سرطان 1396 ضمن معرفی کاندیدوزیر و سرپرست وزارت تحصیلات عالی کشور، سخنان مهمی ایراد کرد که می تواند مبنای پالیسی های دولت افغانستان در زمینه تحصیلات عالی باشد. در سخنان معاون رییس جمهور استقلال مالی و مسلکی وزارت تحصیلات عالی، ارتقای کمی و کیفی مراکز اکادمیک، حرکت در راستای توسعه فراگیر، ارتقای علمی استادان دانشگاه ها، اصلاح قوانین و مقررات، مبارزه جدی با افراط گرایی و ایدئولوژی های تندروانه و اصلاح و بازسازی نصاب درسی پوهنتون ها از مهم ترین اولویت وزارت تحصیلات عالی دانسته شده است که امید می رود رهبری جدید آن وزارت به این موارد توجه جدی کنند.
متن کامل بیانیه معاون رییس جمهور به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سرپرست محترم وزارت تحصیلات عالی، معینان و رؤسای وزارت تحصیلات عالی، رؤسا و استادان پوهنتون ها، مهمانان عالیقدر، حضار گرامی، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
امروز خوشحالیم که در محفل معرفی سرپرست و کاندید وزیر تحصیلات عالی جناب آقای داکتر عبداللطیف روشان حضور داریم. در ابتدا تعیین ایشان را به این سمت به خود ایشان و هیأت رهبری وزارت تبریک می گویم و برای ایشان در انجام این وظیفه مهم و خطیر آرزوی موفقیت می کنم و همچنین از تلاش ها و زحمات بی شایبه وزیر پیشین بانو فریده مومند برای تطبیق اصلاحات و بهبود فعالیت ها در تحصیلات عالی صمیمانه تشکر و تقدیر می کنم و برای ایشان نیز در انجام وظایف بعدی آرزوی موفقیت دارم.
حضار گرامی!
وزارت تحصیلات عالی یکی از ادارات مرکزی و کلیدی حکومت است که رهبری یکی از سکتورهای اصلی توسعه و ترقی کشور را به عهده دارد. امروز همه می دانیم که ما در زمینه منابع بشری با دو مسأله اساسی و جدی مواجه هستیم: یکی تربیه نیروی بشری متخصص، مسلکی، شایسته و کاردان و دوم نحوه کار گرفتن و استخدام آنان در اداره از طریق یک سیستم قانونمند و شفاف خدمات ملکی و از سوی دیگر توسعه بنیادی یک کشور واقعا بستگی دارد به رشد، بالندگی و توسعه نیروی انسانی از طریق کسب تخصص، مهارت ها و تحصیلات عالی در عرصه های مختلف مورد نیاز و این رسالتی است که بر دوش وزارت های معارف و تحصیلات عالی گذاشته شده است. وزارت تحصیلات عالی سکاندار حرکت علمی کشور و مسئول کدر سازی و تربیت هزاران جوان بااستعداد و پرتلاش و ارتقای ظرفیت بشری آنان برای رهبری و مدیریت جامعه ما است.
بدون شک در طول یک و نیم دهه اخیر، ما در این عرصه، علی رغم همه مشکلات، شاهد تحولات و پیشرفت های چشمگیر بوده ایم، هم از نگاه کمیت و هم از نگاه کیفیت. اکنون ده ها هزار جوان دختر و پسر ما در رشته های مختلف علمی در ده ها پوهنتون و مؤسسه تحصیلات عالی دولتی و خصوصی مشغول آموزش هستند و در اکثر قریب به اتفاق 34 ولایت ما دانشگاه های دولتی و خصوصی فعالیت می کنند و در عرصه های گوناگون اداری و آموزشی اقدامات و اصلاحات لازم از طرف وزارت تحصیلات عالی، عملی و تطبیق شده است. اما علی رغم این پیشرفت ها هنوز هم با چالش های متعددی نیز مواجه هستیم و اکنون مسئولیت وزارت تحصیلات عالی و رهبری جدید تحصیلات عالی است که با جدیت بیشتر با این مشکلات مبارزه کند و با طرح پلان های مؤثر و جامع به حرکت علمی کشور، رونق و غنا و ژرفای بیشتر ببخشند. با اغتنام از فرصت در این محفل با شکوه که جمع کثیری از استادان و نخبگان و رهبری وزارت تحصیلات عالی و پوهنتون ها حضور دارند، چند نقطه کلیدی را با تفصیل بیشتر به عنوان اولویت های تحصیلات عالی و یا ضعف ها و کاستی های موجود یادآوری می کنم:
اول- استقلال مسلکی و مالی تحصیلات عالی:
همه ما می دانیم که امروزه در همه دنیا، یکی از شرایط اصلی در فعالیت مؤثر و مفید تحصیلات عالی، استقلال مراکز آکادمیک است. محیط آکادمیک مانند محیط قضا یک محیط بسیار مقدس و ارزشمند است که باید کاملا مستقل و بی طرف بوده و از هر نوع مداخله سیاسی از جانب حکومت و یا گروه های سیاسی و اجتماعی دیگر دور نگهداشته شود. دلیل و فلسفه اصلی این استقلال، این است که علم و فعالیت علمی در صورتی می تواند رشد کند و بالندگی پیدا کند که فضای تفکر و اندیشه و محیط علمی و پژوهشی از آزادی و استقلال کامل برخوردار باشد و جز در سطح قانون اساسی و قوانین خاص تحصیلات عالی، هیچ نوع دیدگاه و یا سلیقه های شخصی و سیاسی دیگر بر آن تحمیل نگردد. در دنیای آزاد امروز، پوهنتون ها و مراکز آکادمیک نه تنها در امور آموزشی و آکادمیک خود آزاد و مستقل هستند بلکه در امور اداری و مالی خود نیز از یک نوع استقلال و خودمختاری برخوردار هستند و حکومت ها و دولت ها جز این که از دانشگاه ها حمایت و پشتیبانی کنند، حق مداخله و تحمیل شرایط خاص خود را ندارند. امروز در افغانستان نیز همه ما موظف هستیم که به استقلال محیط آکادمیک و آزادی فعالیت های علمی احترام بگذاریم. البته این استقلال و آزادی در صورتی تأمین می شود که قبل از هر کسی، رهبری تحصیلات عالی و رهبری پوهنتون ها و استادان عالیقدر، به حفظ این استقلال و رعایت نظم و دسیپلین متعهد و پایبند باشند و به هیچ کسی و مقامی هم اجازه ندهند که در امور آکادمیک و علمی مداخله نماید.
دوم- نصاب درسی و ارتقای کیفیت:
موضوع بازنگری نصاب درسی و ارتقای کیفیت آموزش، اولین عامل کلیدی برای رشد کیفی تحصیلات عالی است. در نصاب درسی باید آخرین معیارها و شاخص های علمی متداول در سایر کشورها و همچنین نیازهای زمانه و مقتضیات نوین کشور در نظر گرفته شود و اگر چنین نشود مدارک علمی ما در کشورهای دیگر همچنان فاقد اعتبار و یا دارای اعتبار بسیار پایین خواهد بود. در طول سالیان اخیر در وزارت تحصیلات عالی در مورد تجدید نظر در نصاب های درسی و همچنین در مورد تضمین کیفیت و اعتباردهی مراکز تحصیلات عالی، اقدامات خوبی صورت گرفته است اما باید گفت که بازنگری نصاب درسی و نظارت بر کیفیت آموزش نباید یک حرکت و یا یک نیاز مقطعی تلقی شود. باید به طور متداوم و پیوسته و توسط یک نهاد دایمی با اعتبار و اشخاص با صلاحیت این حرکت رهبری شود و از سوی دیگر نیک می دانیم که با توجه به پیشرفت های علمی در جهان، معیارها و نورم های آموزشی نیز روز به روز در حال تغییر و تکامل است و ما باید آموزش خود را به گونه ای تنظیم و مدیریت کنیم که با نورم های رایج دنیا تطابق داشته باشد. در مورد تضمین کیفیت نیز باید گفت که در وزارت تحصیلات عالی برای این کار آمادگی های اولیه گرفته شده و گام های ابتدایی برداشته شده است اما باید با جدیت این حرکت پیگیری شود چون هنوز هم با شیوه ها و متدهای رایج در کشور های دیگر در مورد ارزیابی و سنجش کیفیت و اعتباردهی فاصله زیاد داریم.
سوم- ارتقای علمی دوامدار استادان پوهنتونها:
در کنار نصاب درسی و اعتباردهی، ارتقای علمی دوامدار استادان و کدر علمی پوهنتون ها نیز یکی از عناصر اصلی ارتقای کیفیت است. رهبری وزارت و پوهنتون های ما باید به گونه ای برنامه ریزی کنند که استادان ما در یک چرخه دوامدار و پیوسته ارتقای ظرفیت علمی قرار بگیرند. این ارتقا از راه های گوناگون قابل تطبیق است که یکی از آن ها ملزم ساختن استادان و در عین حال فراهم کردن زمینه تحصیل استادان در مقاطع بالاتر ماستری و دکتری و تخصص و فوق تخصص است. راه دوم هم تطبیق ترفیعات علمی دوره ای استادان مطابق قانون و ملزم ساختن آنان به تحقیق در موضوعات مهم علمی مورد نیاز است. متأسفانه باید گفت در این زمینه کم کاری ها و بی توجهی و سهل انگاری زیادی دیده می شود. تعداد زیادی از استادان در پوهنتون های مختلف کشور مطابق قانون تحصیلات عالی، کار تحقیق و تألیف خود برای ترفیع علمی را جدی نمی گیرند و با آن بسیار سطحی برخورد می کنند. وزارت باید تدابیری بیندیشد که استادان محترم ملزم به تطبیق قانون شوند. ترفیعات علمی و نوشتن تحقیق نه تنها از جهت ارتقای ظرفیت علمی شخص خود استاد مهم است بلکه در مجموع باعث بالارفتن ظرفیت علمی کشور شده و نتایج آن مورد استفاده سایر استادان و همچنین محصلان و محققان کشور قرار می گیرد. راه دیگر هم برای ارتقای علمی استادان مسافرت ها علمی و سیر علمی استادان و بازدید آنان از مراکز آکادمیک و دانشگاه های معتبر کشورهای دیگر است. سیر علمی هم که در این اواخر فرصت های خوبی برای آن مهیا شده، گاهی به یک سفر سیاحتی و تفریحی تقلیل می یابد. بازهم باید وزارت این نوع سفرها را به طور جدی تعقیب و نظارت کند و تدابیری بیندیشد که از این سفرهای علمی استفاده های بهینه علمی صورت گیرد و حتی نتایج مفید این سفرها عملا در نحوه تدریس و آموزش و تحقیق در دانشگاه ها باید مورد استفاده قرار گیرد.
چهارم- ضرورت کار تحقیق و پژوهش در مراکز آکادمیک:
در دنیای امروز پیشرفت و ترقی علمی به همان اندازه که بر آموزش متکی است، بیشتر از آن نیاز به انجام تحقیق و تطبیق پروژه های پژوهشی دارد و به همین جهت سالانه یک بخش قابل توجهی از بودجه دولتی و سکتور خصوصی به تطبیق پروژه های پژوهشی در دانشگاه ها اختصاص داده می شود. اما این چیزی است که ما در افغانستان متأسفانه از آن محروم هستیم و اگر احیانا موارد اندکی از پژوهش دیده می شود، در محیط خارج از پوهنتون های ما انجام می شود. وزارت تحصیلات مکلف است که در کنار آموزش، به این مسأله حیاتی توجه جدی نماید و در پالیسی ها و پلان های خود برای تحقیقات علمی یک جایگاه اساسی و شایسته در نظر بگیرد.
پنجم- اصلاح قوانین:
در طول سالیان اخیر مخصوصا در دوره حکومت وحدت ملی یک سلسله از قوانین و مقرره های مربوط به تحصیلات عالی تعدیل و اصلاح و تصویب شده است، اما هنوز کاستی های زیادی در قوانین و مقرره ها و لوایح باقی مانده است که وزارت تحصیلات عالی می باید به روند اصلاحات در قوانین خود سرعت ببخشد و از حکومت و شورای ملی افغانستان نیز انتظار داریم که تأیید و تصویب اسناد تقنینی مربوط به تحصیلات عالی را در اولویت قرار دهند.
ششم- بورسیه ها:
در سال های اخیر دولت افغانستان از بورسیه های اهدایی کشور های دوست استفاده زیادی برده است و تا کنون صدها و بلکه هزاران تن از استادان و محصلان ما در کشورهای مختلف دور و نزدیک از این بورسیه ها استفاده کرده اند و در پاره ای از موارد تعدادی از محصلین با بودجه خود دولت افغانستان نیز به تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور اعزام شده اند. این بورسیه ها در جهت ارتقای ظرفیت علمی کشور کمک بزرگی بوده است که از همه کشورهای بورس دهنده مخصوصا هندوستان، پاکستان، ایران، ترکیه، قزاقستان، چین، روسیه و کشورهای دیگر در این رابطه صمیمانه از طرف دولت افغانستان تشکر می کنم. اما در بخش وظایف دولت افغانستان مخصوصا وزارت تحصیلات عالی در این رابطه کاستی هایی وجود دارد که باید در جهت رفع آن ها تلاش شود. بورسیه ها باید به طور عادلانه و بر اساس شایستگی ها توزیع گردد. در انتخاب رشته ها، نیازها و ضرورت های کشور مورد توجه قرار گیرد و در کشورهای محل تحصیل، دانشگاه های با کیفیت انتخاب شود و در جریان تحصیل محصلان و نحوه تداوم آن، نظارت جدی صورت گیرد تا بتوانیم از این بورسیه ها آنچنان که لازم و شایسته است استفاده کنیم.
هفتم- اهمیت سکتور خصوصی در تحصیلات عالی:
بر اساس احکام قانون اساسی افغانستان در دوره جدید راه برای مشارکت سکتور خصوصی در معارف و تحصیلات عالی باز شد و اکنون ما یک دهه تجربه موفق از تحصیلات عالی خصوصی را پشت سر داریم. در این مدت سکتور خصوصی دوش به دوش دولت و شانه به شانه مؤسسات دولتی پیش رفته و هم اکنون دهها پوهنتون و مؤسسه تحصیلات عالی خصوصی در سطح کشور با دهها هزار دانشجو فعالیت می کند. اما با تأسف باید گفت در این رابطه نیز هم در جانب حکومت و هم در جانب مؤسسات خصوصی با مشکلاتی مواجه هستیم. مؤسسات تحصیلات عالی دولتی و حتی برخی از منسوبین وزارت تحصیلات عالی، با مؤسسات خصوصی با دید منفی و حد اقل با دید یک رقیب می نگرد و نه به عنوان یک همکار و به عنوان بخشی از تحصیلات عالی کشور و از سوی دیگر تحصیلات عالی خصوصی نیز به همان اندازه که به سرعت در حال افزایش و توسعه است، به همان اندازه هم با کاستی ها، ضعف ها و گاهی هم تخطی های قانونی و آکادمیک مواجه است، اما در وزارت تحصیلات عالی متأسفانه آنچنان ظرفیت کافی از نگاه تشکیل و بودجه وجود ندارد که با مؤسسات خصوصی هم همکاری کند و هم از فعالیت آن ها نظارت و کنترل جدی و دقیق مسلکی به عمل آورد. وزارت تحصیلات عالی نمی تواند با یک ریاست و تشکیل محدود از این همه مؤسسات خصوصی نظارت کند. راه حل هم این نیست که ما دروازه وزارت تحصیلات عالی را به روی مؤسسات خصوصی ببندیم و یا برای توسعه یا ارتقای آنان جواز صادر نکنیم و سخت گیری های بی جا به عمل بیاوریم و از آنان شرایط و امکاناتی را بخواهیم و انتظار داشته باشیم که خود در مؤسسات دولتی خود نداریم و قادر به تأمین آن هم نیستیم. تنها راه حل این است که در وزارت تحصیلات عالی ظرفیت ایجاد کنیم. امروز وسعت کار مؤسسات خصوصی در حدی است که در وزارت تحصیلات عالی یک معینیت مستقل با چندین ریاست باید ایجاد شود. امروز مؤسسات خصوصی از نگاه تعداد مؤسسه و تعداد محصل اگر نگوییم بیشتر از مؤسسات دولتی هستند حد اقل نزدیک به همدیگر هستند و در این حالت نامعقول است که ما برای مؤسسات خصوصی در داخل وزارت نه تشکیل مناسب داشته باشیم و نه بودجه و نه توانمندی آکادمیک. باید درک کنیم که امروز ما در دوره ای نیستیم که همه چیز در انحصار دولت و حکومت باشد. سکتور خصوصی در همه عرصه ها یک شریک و همکار بسیار بااعتبار و نیرومند برای دولت هستند و ما امروز در دولت نه حق داریم و نه توان آن را داریم که علم و علم آموزی را در انحصار خود بگیریم. ما باید هنوز بسیار سپاسگذار سکتور خصوصی باشیم که بخشی از بار سنگین و یا وظیفه دولت را بر دوش گرفته و به خوبی هم آن را انجام می دهد. این در حالی است که در کشورهای دیگر از جانب حکومت برای سکتور خصوصی تسهیلات و اعتبارات لازم و کمک های مادی و معنوی هم فراهم می گردد اما ما برای آن ها نه کمک و حمایت داریم و نه یک روحیه مناسب همدلی و همکاری. بسیار خوشحالم که امروز سرپرستی وزارت را کسی به دوش می گیرد که از متن رهبری مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی برخاسته است. آقای داکتر عبداللطیف روشان دانشمند جوان، پرانرژی و با تجربه آکادمیک در سطح ملی و بین المللی هستند و اتفاقا دکترای خود را در رشته رهبری تحصیلات عالی از پوهنتون کالیفرونیای جنوبی ایالات متحده آمریکا گرفته اند. من از ایشان جدا می خواهم که مطابق به احکام قانون اساسی، قانون تحصیلات عالی و مقرره مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی، همکاری با مؤسسات خصوصی را در اولویت کار خود قرار دهد و برای رفع چالش ها و مشکلاتی ک در این رابطه وجود دارد و همچنین نظارت دقیق و همه جانبه از فعالیت های مؤسسات خصوصی تلاش جدی نماید.
هشتم- نقش معارف و تحصیلات عالی در تأمین صلح و امنیت و تحکیم وحدت ملی:
آخرین مطلبی را که می خواهم به عرض شما فرهیختگان گرامی برسانم این است که معارف و تحصیلات عالی از آنجا که مرکز تعلیم و تربیه جوانان و نسل امروز و فردای کشور است، در بهبود وضعیت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی امنیتی و در مبارزه با ناهنجاری ها و چالش های گوناگون کشور نقش بی بدیلی بر عهده دارد. ما می توانیم از پوهنتون های خود و با تربیه نسل جوان خود، جامعه ای بسازیم مبتنی بر عدالت، صلح، امنیت، رفاه و آسایش و ملتی بسازیم با هویت واحد و با صفوف فشرده و متحد و توأم با برادری و برابری و عاری از تبعیض، تعصب، کینه، نفرت، خشونت و جنگ و یا کاملا بر عکس.
ما مردم مسلمان هستیم و جوانان ما در دانشگاه ها همگی مسلمان هستند و هرگز ارزش های دینی خود را با هیچ چیز دیگر معامله نمی کنیم اما در عین حال نباید به عده ای اجازه دهیم که در صنف های پوهنتون های ما بذر کینه و نفرت بپاشند و یا ایدئولوژی های تندروانه را آموزش دهند. ما نباید اجازه دهیم که در پوهنتون های ما تفرقه و تعصب قومی، مذهبی، لسانی و سمتی دامن زده شود و عده ای از سیاست بازان از جوانان ما استفاده ابزاری کنند و خشونت را دامن بزنند.
حضار گرامی! برادران و خواهران!
اجازه دهید در این رابطه مطلبی را با شما در میان بگذارم. خصوصیت گروه های بشری و جامعه انسانی این است که ترکیبی است از همگونی ها و ناهمگونی ها. از یکسو وحدت است و همسویی و مشابهت ها و مشترکات و از سوی دیگر تعدد است و تنوع و تفاوت ها و تمایزهای قومی، نژادی، زبانی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی. ما باید جامعه انسانی را طوری مدیریت کنیم که وحدت در عین تعدد و تعدد در عین وحدت حفظ شود. ما نمی توانیم تمام تنوع ها و تفاوت ها را نادیده بگیریم و تنها بر وحدت و همگونی و همسانی تأکید کنیم و یا بر عکس وحدت و اتحاد و مشترکات و تشابهات و همگونی ها را کاملا نادیده بگیریم و تنها بر تعدد و تنوع و ناهمگونی تأکید کنیم و همیشه بر طبل تفرقه و جدایی بکوبیم. خداوند هم در خلقت خود نخواسته است که همه را همسان بیافریند بلکه در قرآن شریف تعدد و تنوع رنگ ها و زبان ها و نژادها از آیات قدرت و نعمت او یاد شده است و همچنین خداوند نخواسته است که یکسره بر تعدد و تفاوت تکیه کند بلکه بارها مشترکات و همسانی ها را یادآور شده و همگی را به اتحاد و اتفاق و تعاون و همکاری فراخوانده است. بنا بر این برترین و بهترین روش این است که ما هم تعدد ها و ناهمگونی ها و تفاوت ها را به رسمیت بشناسیم و احترام بگذاریم و هم بر وحدت، همسویی و منافع و منابع مشترک تأکید کنیم. تأکید یکجانبه و افراطی بر ناهمگونی ها باعث نفرت، بحران، خشونت و جنگ می شود و تأکید یکجانبه و افراطی بر وحدت و همگونی ها هم منجر به استبداد، خود محوری و خودکامگی می گردد. در سطح بین المللی نیز چنین است. پذیرش و احترام به حقوق برابر دولت ها و ملت های متعدد و متکثر و تأکید بر قواعد و نورم های مشترک و منافع مشترک باعث همزیستی مسالمت آمیز بین المللی و حاکمیت فضای امنیت و صلح جهانی می گردد و بر عکس حرکت بر محور منافع ملی یک کشور و نادیده گرفتن محورهای متعدد و منافع متقابل دولت های متعدد، باعث جنگ و خشونت بین المللی می شود.
ایجاد توازن بین همگونی ها و ناهمگونی ها منتهی می شود به منطق اعتدال، عدالت، مدارا، تساهل و پلورالیزم سیاسی و فرهنگی که نتیجه آن حاکمیت صلح و همزیستی مسالمت آمیز و تأمین امنیت فردی و اجتماعی است و ما باید امروز هم در سطح کلان ملی و کشوری خود و هم در سطح پوهنتون ها و مراکز آموزشی خود باید بفهمیم که چگونه همگونی ها و ناهمگونی ها را مدیریت کنیم. هنر مدیریت ما باید در این باشد که چگونه بین این دو خصوصیت متناقض، توازن و تقارب ایجاد کنیم.
من صمیمانه و دوستانه از همه استادان عالیقدر پوهنتونها و محصلین و جوانان عزیز خود می خواهم که ما امروز در شرایط بسیار حساس و دشواری قرار داریم. دشمن کوشش می کند در کنار جنگ تحمیلی و اعلام نشده و انفجارات و انتحارات، از نظر روانی نیز ملت ما را تضعیف کند. از یکطرف کوشش می کند بین حکومت و مردم فاصله ایجاد کند و از طرف دیگر بین اقوام و گروه های مختلف اجتماعی و فرهنگی ما فضای بی اعتمادی و بلکه کینه و نفرت و تفرقه ایجاد نماید. تنها جایی که ما می توانیم با این توطئه ها مقابله کنیم و دسایس دشمن را در نطفه خفه بسازیم مکاتب و پوهنتون های ما است. جوانان ما در داخل پوهنتون ها و لیلیه ها اجازه ندهند که دستان پلید بیرونی به هر نام و عنوانی بین آنان تبلیغات زهرآگین به راه بیندازند و تخم نفاق بپاشند و خدای ناکرده مانند برخی از قضایای خشونت آمیز گذشته در میان آنان تکرار شود. جوانان ما باید ضمن احترام به تنوع و تکثر قومی و مذهبی و زبانی جامعه خود، بر هویت ملی، وحدت ملی، منافع مشترک ملی و فرصت ها و تهدیدات مشترک و به آبادانی و رفاه و ترقی کشور و حاکمیت صلح و امنیت سرتاسری و پایدار بیندیشند. ما از هر قوم و مذهبی که هستیم و با هر زبانی که تکلم می کنیم، یک ملت هستیم و نشان داده ایم که برای منافع ملی و در مقابل دشمنان خود، همگی متحد و در یک صف هستیم.
نکته ای را که در پایان سخنانم باید یادآوری کنم این است که ما در رهبری حکومت وحدت ملی، به سکتور معارف و تحصیلات عالی، جایگاه و اولویت خاص قایل هستیم. چندی پیش بر اساس گفتگویی که با جلالت مآب رئیس جمهور غنی داشتم، تصمیم ما بر این است که در کنار سکتور زیربنا و پروژه های کلان ملی و منطقه ای مانند انرژی برق و گاز و بندهای آب و خطوط مواصلاتی، سکتور منابع بشری مخصوصا بخش علمی و فرهنگی آن یعنی وزارت های معارف و تحصیلات عالی در اولویت قرار گرفته و در آینده نزدیک با تشکیل یک شورای عالی به مسایل مربوط به معارف و تحصیلات عالی رسیدگی شود. به این جهت از رهبری جدید وزارت تحصیلات عالی می خواهم که با جدیت برنامه های خود را آغاز و تعقیب کنید و مطمئن باشید که به تمام معنا حمایت های رهبری حکومت وحدت ملی پشت سر شما است.
در پایان ضمن عرض تبریک مجدد به جناب داکتر روشان کاندید وزیر و سرپرست وزارت تحصیلات عالی و آرزوی موفقیت برای ایشان و همکاران ایشان، به روان پاک همه شهدای وطن مخصوصا شهدای حوادث اخیر و شهدای نیروهای امنیتی و دفاعی کشور درود می فرستم.
زنده باد افغانستان
پاینده باد وحدت ملی مردم افغانستان

2 بازدید
امتیاز دادن به این مطلب
(0 رای)
کد خبر: 1904

ارسال نظر

کادرهایی که با علامت (*) مشخص شده اند وارد کردن اطلاعات در آنها الزامی می باشد. کد HTML مجاز نیست.

عکس و فیلم