﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
حضرات آیات و علمای اعلام، مسئولین و فعالین مدارس دینی، مراکز تحصیلات عالی و نهادهای علمی، پژوهشی، فرهنگی و دینی، استادان عالیقدر حوزه های علمیه و پوهنتون ها، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا تشکر می کنم از برگزار کنندگان این همایش با شکوه علمی- فرهنگی تکریم و تجلیل از یکی از بانوان بزرگ تاریخ بشریت، مدافع و حامی سرسخت نهضت نوپای اسلام، یاور بی همتا و همسر وفادار پیامبر اسلام، ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری (رض)؛ بانوی بزرگی که بدون هیچ تردیدی و به اتفاق همه مؤرخان، محدثان و علمای همه مذاهب اسلامی، نه تنها اولین زن، بلکه اولین انسانی بوده که بعد از بعثت پیامبر عظیم الشأن اسلام، به اسلام گرویده و به عنوان یک شخصیت بزرگ و نامدار اجتماعی و به حیث بزرگترین تاجر و سرمایه دار جامعه عرب آن زمان، با همه وجود و توان و امکانات خود، آن هم در سخت ترین شرایط و دشوارترین روزها از اسلام و از پیامبر اسلام و از همه مسلمانان آن روز حمایت و پشتیبانی کرده است. اهمیت این همایش از جانب دیگر هم برای همه ما مهم است و آن این که ما برای زندگی اجتماعی و سیاسی امروز خود، نیز نیاز به چهره هایی داریم که در شرایط پیچیده زمان، الگوی ما قرار گیرند و ما را در فراز و فرودهای افراط و تفریط و گرداب های تندروی و افراطیت و تاریک اندیشی، به صراط مستقیم اعتدال و روشن اندیشی راهنما شوند.
امروز یک تقارن بسیار زیبای دیگری هم اتفاق افتاده که این همایش همزمان شده با روز ۱۲ ربیع الاول که به روایت اهل سنت ما روز مبارک میلاد النبی (ص) است. این روز مبارک را به همه مسلمانان و بلکه به همه بشریت و مخصوصا به ملت مسلمان افغانستان و شما مهمانان همایش خدیجه الکبری از صمیم قلب تبریک می گویم.
حضار گرامی!
با اغتنام از فرصت در دو بخش سخنان کوتاهی را با شما در میان می گذارم: یکی در باره ابعاد شخصیت بزرگ حضرت خدیجه کبری و دیگری طرح یک سلسله سؤالاتی که امروز از منظر دینی برای جامعه اسلامی و جامعه بشری مطرح است و از شما علما و دانشوران و اندیشمندان پاسخ می طلبد.
اول- ابعاد شخصیت بانوی بزرگوار اسلام ام المؤمنین خدیجه:
حضرت خدیجه به عنوان یکی از معززترین، خدمتگذارترین و تأثیرگذارترین همسران پیامبر شامل این آیه کریمه است؛ النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم… (احزاب/ ۶) بر اساس این آیه شریفه همه همسران پیامبر در حکم مادران مؤمنین هستند و از این نگاه همگی آنان مورد احترام مسلمین بوده و هیچ مسلمانی نمی تواند و نباید نسبت به همسران پیامبر بی احترامی کند، ولی از سوی دیگر همه زنان پیامبر دارای منزلت یکسانی نبودند چون آیات زیادی است که زنان رسول خدا را مخاطب قرار داده وآن ها را از رفتارهای نا پسند منع می نماید. آیاتی هم از افشای اسرار رسول خدا توسط همسران شان سخن می گویند وآیاتی هم از رنجش وعصبانیت پیامبر نسبت به بعض همسران شان یاد می کند (آیات ۲۸ الی ۳۴ سوره احزاب و آیات دیگر) ولی اجماع امت بر این است که خدیجه جز خدمت به رسول خدا وحمایت از پیامبر الهی و جلب رضایت وآسایش روح و روان ایشان کاری نکرده که موجب رنجش پیامبر و یا عتاب خداوند گردد.
در منابع اسلامی از جمله در معتبر ترین کتب روایی سنی و شیعه، بابی به عنوان فضایل ام المومنین خدیجه اختصاص داده شده که در آن روایات زیادی در فضیلت این بانوی مکرمه از زبان رسول گرامی اسلام گرد آوری شده است که تنها به سه مورد اشاره می کنم:
۱- سلام خدا و جبرئیل:
در صحیح مسلم از ابوهریره نقل شده است که جبرئیل به پیامبر گفته است: یا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِیجَهُ قد أَتَتْکَ مَعَهَا إِنَاء فیه إِدَام أو طَعَام أو شَرَاب فإذا هِیَ أَتَتْکَ فَاقْرَأْ علیها السَّلَامَ من رَبِّهَا عز وجل ومنى وَ بَشِّرْهَا بِبَیْتٍ فی الْجَنَّهِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فیه و لا نَصَبَ. (صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل خدیجه ام المومنین، حدیث ۲۴۳۲٫)
همچنین حاکم نیشابوری از عبدالله جعفر نقل می‌کند که نبی مکرم فرمود:
أمرت أن أبشر خدیجه ببیت فی الجنه من قصب لا صخب فیه و لا نصب. (المستدرک، الحاکم النیسابوری، ج ۳، ص ۲۰۴، ح ۴۸۴۹٫)
۲- یکی از چهار بهترین زنان بهشت:
در کتاب مسند احمد بن حنبل، ج ۱ ص ۶۷۸ حدیث شماره ۲۹۰۳ از ابن عباس نقل شده:
خط رسول الله (صلى الله علیه و سلم) فی الأرض أربعه خطوط قال أتدرون ما هذا قالوا الله و رسوله أعلم، فقال رسول الله (صلى الله علیه و سلم): أفضل نساء أهل الجنه خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم امرأه فرعون.
روایت دیگری از ام المؤمنین عایشه آمده است که:
قالت عائشه لفاطمه رضی الله عنهما بنت رسول الله (صلى الله علیه وآله) الا أبشرک انی سمعت رسول الله (صلى الله علیه وآله و سلم) یقول: سیدات نساء أهل الجنه أربع مریم بنت عمران و فاطمه بنت رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) و خدیجه بنت خویلد وآسیه. (المستدرک، ج ۳، ص ۲۰۵، حدیث ۴۸۵۳٫)
۳- پناهگاه رسول خدا:
مسلم، بخاری، ذهبی، ابن عبدالبر و دیگران با عبارات متفاوت و مضمون و محتوای واحد ازام المومنین عایشه روایت کرده اند:
کان رسول الله لا یکاد یخرج من البیت حتى یذکر خدیجه فیحسن الثناء علیها فذکرها یوما من الأیام فأدرکتنی الغیره فقلت هل کانت إلا عجوزا فقد أبدلک الله خیرا منها فغضب حتى اهتز مقدم شعره من الغضب لا و الله ما أبدلنی الله خیرا منها آمنت بی إذ کفر الناس و صدقتنی إذ کذبنی الناس و واستنی فی مالها إذ حرمنی الناس و رزقنی الله منها أولادا إذ حرمنی أولاد النساء وکان لی منها وَلَدٌ، فقلت فی نفسی لا أذکرها بسیئه أبدا.
الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبد البر، با تحقیق علی محمد البجاوی، ج ۴، ص ۱۸۲۳٫
با توجه به آنچه گفته شد، بعد از رسول گرامی اسلام، حضرت خدیجه دومین شخصیت تاریخ اسلام است که اجماع امت بر حرمت نهادن و بزرگداشت او قرار گرفته است. او به عنوان حامی پیامبر ومادر عترت او و به عنوان اولین مومن به اسلام و اولین مدافع رسالت نبوی و جزء اولین نمازگذاران به امامت نبی مکرم اسلام، شخصیت محوری برای وحدت وبرادری میان امت است. به همین جهت است که پیامبر اسلام سال وفات خدیجه(سال دهم بعثت) را عام الحزن نامید و این نشان دهنده نه تنها علاقه و احترام و محبت پیامبر به خدیجه را نشان می دهد بلکه جایگاه و نقش بلند و بی بدیل او را در دوران سخت ده سال اول بعثت پیامبر هم آشکار می سازد و این که وجود و حضور او مایه شادی و آرامش پیامبر و مسلمانان بوده و فقدان او مایه غم و اندوه و حزن آنان بوده است.
خدیجه مثال زنده حضور و نقش زن در جامعه:
بعد مهم دیگر شخصیت حضرت خدیجه، تمثیل حضور و نقش فعال زن در فعالیت های سیاسی و اجتماعی است. همان طور که پیشتر در حدیثی از زبان ام المومنین عایشه نقل شد، پیامبر به صراحت می گوید: خدیجه پناهگاه من بود و به من ایمان آورد در وقتی که همه انکار و تکذیبم می کردند، ثروت او سرمایه مبارزاتم بود در وقتی که همه مردم مرا تحریم کرده بودند.
داستان زندگی خدیجه و این احادیث به صراحت چند نکته مهم را برای ما تبیین می کند:
۱٫ نفی باورهای غلط نسبت به زن: شاید در باورها وگفته های ادیان و مذاهب و شخصیت های هم عصر نبی مکرم اسلام نتوان صراحتی بیشتر از این در نقش زن و مؤثریت او در جامعه و در مبارزات سیاسی و اجتماعی پیدا کرد. درزمانی که دختر ها زنده به گور می شدند و بردگی رایج ترین تعامل انسان با انسان بود، دفاع پیامبر از مقام یک بانو روشن ترین پیام برای انسان ها جهت مکرم شمردن این بخش از جامعه انسانی است و این روایات و حقایق تاریخی پاسخ رد به عقاید آنهایی است که از نام دین، زنان را در گوشه های خانه زندانی کرده و با آن ها به عنوان موجودات کم ارزش و یا حد اقل پایین تر از مرد و دارای حقوق کمتر از مرد نگاه می کنند.
۲٫ نقش زن در سیاست: ایمان آوردن خدیجه به پیامبر و حمایتش از مبارزات توحیدی او، نشان دهنده نقش بارز سیاسی آن بانو است که پیامبر از او در این نقش به عنوان پناهگاه شان یاد می کند. البته غیر از حضرت خدیجه چهره های دیگری از زنان نیز در تاریخ اسلام هستند مانند ام المؤمنین عایشه، ام المؤمنین ام سلمه، ام المؤمنین حفصه، حضرت فاطمه زهرا، زینب کبری و سایر زنان که نقش آنان در سیاست و مبارزات سیاسی بسیار آشکار است.
۳٫ نقش زن در اقتصاد: حضرت خدیجه یکی از تاجران و ثروتمندان مشهور بود و پیامبر و خدیجه هم در جریان تجارت وکار با هم آشنا شدند. پیامبر نقش خدیجه و ثروتش را در تقویت پایگاه فکری، سیاسی و اجتماعی اش می ستاید و از آن به عنوان عقبه حمایتی اش یاد می کند. هیچ تفسیری برای آیه للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء مما اکتسبن(سوره نساء/۳۴) رسا تر از حضور و نقش خدیجه در اقتصاد آن روز و حمایت مالی اش از اسلام نمی توان یافت.
برای اهمیت این موضوع باید گفت که ثروت و تجارت حضرت خدیجه یک سرمایه معمولی و یک تجارت و دادوستد عادی در داخل شهر مکه نبود. خدیجه تجارت جهانی و بین المللی داشت. چند جمله را از بحار الانوار(ج ۱۶، ص ۲۲) برای شما نقل می کنم:
کان لها من الاموال و المواشی شیی لایحصی… لیس بمکه اکثر مالا من خدیجه…کان لخدیجه فی کل ناحیه عبید و مواشی حتی قیل: ان لها ازید من ثمانین الف جمل متفرقه فی کل مکان و کان لها فی کل ناحیه تجاره و فی کل بلد مثل مصر و الحبشه و غیرها… کان لخدیجه دارا واسعه تسع اهل مکه جمیعا…. گفته اند: او چهار صد کنیز و غلام داشت
این ثروت هنگفت و تجارت گسترده بین المللی نشان دهنده چند نکته بسیار مهم است:
اول این که حضرت خدیجه به عنوان یک زن، یک مدیر بی همتا در عرصه اقتصاد و تجارت بوده و آن سرمایه کلان را شخصا هم کسب کرده و هم مدیریت می کرده است.
دوم این که یک زن می تواند دست به فعالیت گسترده اقتصادی بزند و هیچ مشکلی برای کار و فعالیت اقتصادی و اجتماعی زن وجود ندارد و این ادعاها که زن از نگاه شریعت، حق کار و فعالیت تجارتی و اقتصادی ندارد، برای حضرت محمد و حضرت خدیجه، اصلا مطرح نبوده است.
سوم این که حضرت خدیجه این همه ثروت را در راه آرمان های فکری و مبارزات سیاسی خود به مصرف رسانید. همه این اموال در جریان سه یا چهار سال محاصره شعب ابوطالب برای مسلمانان به مصرف رسید تا آنجا که خدیجه گفت: چیزی جز دو پوست باقی نمانده که هنگام استراحت یکی را زیرانداز و دیگری را روانداز خود قرار دهم.
خدیجه سمبول اخلاق حسنه و تحمل و مدارا:
بعد دیگر شخصیت حضرت خدیجه ویژگی های شخصیتی و اخلاق آن بانوی بزرگ است. نقش حضرت خدیجه تنها حمایت مالی و حضور در کنار پیامبر نبود، بلکه او نمونه خوبی از انسان اخلاق مدار در جامعه ای است که تفاخر و تفرعن در ابعاد مختلف زندگی افراد جامعه جریان داشت. خود خواهی، ثروت پرستی، افتخار به خون و تبار و رنگ، برده داری و ده ها رذایل اخلاقی جزء عادات و اخلاق جا افتاده در جامعه آن روز بود. اما حضرت خدیجه، صبوری و بردباری، ایثارگری، ساده زیستی، شکسته نفسی، مهربانی، مروت، احسان و انسان دوستی از ویژگی های بارزش بود.
بانوی بزرگ اسلام در زبان روایات ما به عنوان نمونه صبوری، تحمل، گذشت و مدارا شهرت یافته است. اصولا انسان دوستی و حرمت نهادن به انسانیت و ارج گذاشتن به کرامت انسانی جزء اخلاق همه انبیاء الهی بوده که در سیره پیامبر ما به شرح صدر شهرت دارد. آنچه که در فرهنگ سیاسی زمانه ما به تحمل و مدارا شهرت یافته است، همان شرح صدر و انسان دوستی است. در ادیان توحیدی انسان ها به نسبت خلقت و یا به نسبت هم فکری و هم کیشی ” برادرند” و از این رو دارای حقوق “برابرند”.
در همین رابطه باید بیفزاییم که با تأسف افراطیتی که از نام وآدرس اسلام در سال های اخیر ظهور کرده است، هیچ رابطه ای با جوهر اصلی و سیره تاریخی اسلام ندارد. آموزه های دینی ما و تمام ادیان توحیدی مملو است از مدارا و تحمل و انسان دوستی. ظهور اسلام و رسالت پیامبر اسلام در قرآن، رحمت برای جهانیان اعلام شده است. (وما ارسلناک الا رحمه للعالمین. انبیا/۱۰۷)اما آنچه امروز در دنیای اسلام با عنوان بازگشت به اسلام اولیه و در پیش گرفتن رویه اسلاف جریان دارد، رفتارهای زشت، غیر انسانی و غیر دینی گروه ها و اشخاصی است که تفسیر کج و قرائت غلط از دین دارند. با تأسف جهاد جاری به نام اسلام، جنگ، ترور، وحشت، ویرانی، تباهی و به آتش کشیدن مسلمانان است. جهاد مسلمان علیه مسلمان هیچ منطق وبرهانی ندارد. از بزرگان دین همانند حضرت محمد و حضرت خدیجه باید فرهنگ تحمل و مدارا و شرح صدر را آموخت.
دوم- سؤال هایی که امروز مطرح است و باید به آن ها پاسخ گفت:
در بخش دوم می خواهم امروز دو سؤال را با شما علمای بزرگوار مطرح کنم. سؤال اول به مناسبت این همایش و با توجه به جایگاه و سیره حضرت خدیجه، مطرح می شود در باره تعیین جایگاه زن از دیدگاه دین اسلام، با این بیان که آیا واقعا حقوق زن کمتر از حقوق مرد است؟ و اگر کمتر است چرا و به چه دلیل؟ آیا در انسانیت و ارزش های انسانی باهم تفاوت دارند؟ یا در استعدادها باهم متفاوند؟ یا در چیزهای دیگر؟ آیا واقعا این تفاوت ها را می توان با دلایل علمی و عینی اثبات کرد؟ آیا اگر به تفاوت یا نابرابری نظر بدهیم، به نفع اسلام نظر داده ایم یا به ضرر؟ از برابر دانستن مرد و زن، اسلام چه ضرری می کند و چه آسیبی به اسلام می رسد؟ بر فرضی که بگوییم حقوق زن و مرد از نگاه اسلام متفاوت است اما به راستی کدام اسلام؟ اسلام طالبان و القاعده و داعش یا اسلام عربستان یا مصر یا ایران؟ اسلام الازهر یا قم یا نجف؟ کدام یک؟
حضار گرامی، علمای بزرگوار! این سؤال ها تنها سؤال نیست. حقیقت هایی است که در ذهن هر کسی که از سر صدق و دلسوزی به اسلام می اندیشد و در ذهن همه شما خطور می کند، چه به زبان بیاوریم یا نیاوریم، ولی امروز باید جرئت پیدا کنیم و این سؤالات را به صراحت مطرح کنیم و مهم تر هم این است که برای آن ها پاسخ هم پیدا کنیم و برای یافتن پاسخ هم لازم است که قبلا ذهن خود را از همه رسوبات و مفروضات قبلی پاک کنیم و با عقلانیت و منطق بیندیشیم و گرنه پاسخ های کلیشه ای همیشه آماده است و این نوع پاسخ ها مشکلی را حل نمی کند.
اکنون در این وقت اندک، فرصت پاسخ گفتن به این سؤالات بزرگ وجود ندارد. تنها یک آدرس را می توانم معرفی کنم. من در سال های پیش دو کتابی را ترجمه کردم: یکی از آیت الله مرحوم علامه محمد مهدی شمس الدین در باره فقه زن که به نام زن در سیاست و اجتماع نشر شد و دیگری از آیت الله العظمی محمد اسحاق فیاض به نام جایگاه زن در نظام سیاسی اسلام. این دو بزرگوار در این دو اثر ضمن تأکید بر مسایل حجاب و عفاف و رعایت موازین شرعی، هر نوع تفاوت یا نابرابری بین زن و مرد مخصوصا در مسایل سیاسی و اجتماعی را کاملا رد کرده و به همه دلایلی که گاهی مطرح می شود، پاسخ های روشن و قناعت بخش داده اند.
اما سؤال دوم به مناسبت میلاد النبی و تولد بنیانگذار دین اسلام، مطرح می شود در باره تعیین تکلیف و نسبت ما با فرق مختلف مسلمانان، با این بیان که آیا فرقه های مسلمانان اعم از مذاهب فقهی و کلامی و سیاسی، هیچ نقطه اشتراک با همدیگر دارند یا نه؟ اگر ندارند چرا و به چه دلیل؟ در عصر نخستین اسلام (دوره نبوت و خلافت) این فرقه ها به طور رسمی وجود نداشتند اما اسلام و مسلمان وجود داشت. امروزه تفکر داعشی و تکفیری که در گذشته های تاریخ ما به نام تفکر خارجیگری یاد شده، (شهید مطهری چه خوب گفته بود در کتاب جاذبه و دافعه علی که گروه خوارج از بین رفته اما اندیشه آنان هنوز در میان مسلمانان باقیست و ای کاش چنین می بود. امروز متأسفانه خود این گروه هم از نو زنده شده است!) مبتنی بر این اصل است که فرق اسلامی هیچ نقطه مشترک با هم ندارند و تنها یک گروه برحق است و دیگران همه برباطل و بر اساس این اصل، غیر از یک گروه، دیگران همه تکفیر می شوند و با تکفیر شدن، خون و جان و مال آنان هم مباح پنداشته می شود و به تعقیب آن هم جنگ و رویدادهای وحشتناکی اتفاق می افتد که همگی امروز شاهد آن هستیم! چنین تفکری نباید تنها به گروه هایی از اهل سنت مثل سلفی ها و یا پیروان داعش و القاعده نسبت داده شود. اگر هر کسی از ما بر این باور باشیم که فرق اسلامی هیچ نقطه اشتراک ندارند، باید بپذیریم که به یک شکلی تفکر داعشی و خارجیگری داریم؟ اگر در میان شیعیان هم اگر کسی و گروهی باشد که تنها خود را برحق بداند و یا دیگران را تکفیر کند، این هم به همان تفکر داعشی و خارجیگری منجر خواهد شد.
سؤال دیگر هم این است که در سطح وسیع تر، رابطه اسلام با ادیان دیگر و دینداران دیگر و یا بی دینان چگونه است؟ آیا مسلمانان هیچ نقطه اشتراک با سایر انسان های دیندار و بی دین دارند یا نه؟ امروز از میان هفت میلیارد و شش صد میلیون انسان روی زمین، یک میلیارد و هفت صد و شصت میلیون نفر یعنی تنها در حدود ۲۳ % جمعیت دنیا مسلمان هستند. نسبت این بیست و سه در صد با هفتاد و هفت در صد دیگر چگونه باید باشد؟ آیا هیچ نقطه مشترک که بر اساس آن یک همزیستی مسالمت آمیز شکل بگیرد، بین آنان وجود ندارد؟ آیا از نگاه دین، مقوله انسانیت و ارزش های انسانی و قواعد پذیرفته شده بین المللی نمی تواند یک وجه مشترک برای همه انسان ها واقع شود؟ اگر بگوییم هیچ نقطه مشترک بین انسان ها به شمول دینداران و بی دینان وجود ندارد، بازهم نتیجه همان تفکر داعشی خواهد بود که همه جهان را به یک صحنه جنگ خونین تبدیل خواهد کرد.
ما مردم افغانستان اعم از دولت و ملت و اعم از شیعه و سنی، خوشبختانه تفکر داعشی نداریم و هیچ یک از ما تنها خود را بر حق و دیگران را بر باطل نمی دانیم، بلکه همگی مسلمان و شهروندان یک سرزمین هستیم و همگی بر ضد داعش مبارزه می کنیم و تفکر داعشی را انحراف از اسلام و داعش را یک گروه خارجی و یک سازمان تروریستی بین المللی می دانیم که تبدیل به یک ابزار خشونت علیه همه مسلمانان و بلکه همه بشریت شده است.
حضار گرامی! علما و استادان عالیقدر!
امروز اذهان جوانان و نسل معاصر و بلکه همه مردم بسیار آلوده شده و ده ها سؤال نو ایجاد شده که همگی پاسخ لازم دارد و از سوی دیگر قرائت های متفاوت و بل متضاد از دین و فضای نفرت و خشونت در میان مسلمانان، کار را به جایی رسانده که حتی دینداران هم به حقانیت ایمان خود شک کنند. در چنین حالتی بر همه ما لازم است که با بررسی و بازنگری چالش ها، یک قرائت قابل قبول از دین داشته باشیم، قرائتی که به این چالش ها و وحشت ها پایان دهد. این قرائت در حوزه ایمان و عقیده باید عقلانیت مبتنی بر اندیشه سینایی و صدرایی را مبنای شناخت و تعبیر خود از اسلام قرار دهد و در حوزه شریعت و فقه باید «فقه پویا» را جایگزین «فقه سنتی» کند و اجتهاد مبتنی بر «شرایط متغیر زمان و مکان» را شیوه کار خود قرار دهد. با این نوع اندیشه و فقاهت و اجتهاد است که می توان هم مشکل افراطیت را حل کرد و هم مسأله حقوق زن، حقوق کودک، حقوق بشر، مسایل پیچیده سیاسی و اقتصادی و مانند آن را. فقه پویا و نقش زمان و مکان در اجتهاد، بحثی است که در سال های پسین توسط جمعی از فقهای بزرگ مطرح شده اما هنوز در عمل آنچنانکه باید جایگاه خود را باز نیافته است. بحث در این زمینه دامنه دراز دارد که در این فرصت کوتاه تبیین و توضیح آن میسر نیست.
به امید روزی که دین و اندیشه دینی بار دیگر با همان سامانه و پیمانه ای مطرح شود که چهارده و نیم قرن پیش، محمد و خدیجه آن را بنیاد نهادند و جهان تاریک و سرد آن زمان را با نور «عقلانیت» و گرمای «ایمان» روشن و گرم ساختند.
تشکر از توجه شما
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

اشتراک گذاری