﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
جناب اسدالله حنیف وزیر محترم معارف، اعضای کابینه، معینان وزارت ها، هیأت رهبری و منسوبین وزارت معارف، والی محترم کابل، رؤسا و نمایندگان ادارات دولتی و غیر دولتی، تجار ملی و نمایندگان محترم سکتور خصوصی، جامعه مدنی، رسانه ها، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا به روان پاک شهدای دیروز ولایت پکتیا و اندر غزنی مخصوصا قوماندان امنیه پکتیا و سایر شهدای پولیس و نیروهای امنیتی و دفاعی کشور درود می فرستم و ضمن تقبیح این جنایت وحشیانه باید یادآورى کنم که دشمنان این مرز و بوم که در جبهات جنگ در همه ولایات ضربات سخت و کوبنده ای را متحمل شده اند، تمام تلاش خود را بر حملات تروریستی و انتحاری متمرکز کرده اند، ولی این مزدوران بیگانه باید بدانند که نیروهای دفاعی و امنیتی ما پرتوان تر و مصمم تر از پیش، دشمنان این وطن را سنگر به سنگر شکست داده و از عزت و استقلال کشور دفاع خواهند کرد.
حضار گرامی! مهمانان عالیقدر!
امروز مفتخریم که جلسه فوق العاده کمیته ملی سواد آموزی را برای یک امر مهم ملی یعنی حمایت سکتور خصوصی کشور از برنامه ملی سوادآموزی برگزار می کنیم. این کمیته یکی از کمیته های کابینه افغانستان است که زیر نظر معاون دوم ریاست جمهوری فعالیت می کند و هر چند مدت یک بار برای نظارت بر پیشرفت پروسه ملی سواد آموزی برگزار می گردد و کمیته های ولایتی و ولسوالی ها نیز به همین ترتیب در ولایات و ولسوالی ها برگزار می شود. در جلسه فوق العاده امروز خوشحالیم که علاوه بر اعضای دایمی این کمیته، جمعی از شخصیت های ملی و مخصوصا عده ای از نمایندگان سکتور خصوصی، بانک ها، کمپنی ها، تجار و فعالان عرصه های تولید، تجارت، صنعت و کارآفرینی نیز حضور دارند. من به سهم خود حضور یکایک شما سروران گرامی را در این اجلاس گرامی می دارم و به همه شما خیر مقدم عرض می کنم.
دوستان گرامی!
برخورداری از سواد اولین شرط برقراری ارتباط سالم و وارد شدن در زندگی اجتماعی است. داشتن سواد زیربنای صلح و توسعه است و بدون آن نه به صلح و امنیت پایدار دست می یابیم و نه به توسعه و رفاه اجتماعی. همچنین سوادآموزی به کاهش فقر نیز کمک می‌کند و یکی از مؤثرترین روش های بهبود صحت مادران و کودکان است و مهم تر از همه این که سواد و دسترسی به آموزش، جزء اصلی حقوق بشری افراد است. این حق بشری هر فرد است که از حد اقل سواد و آموزش بهره مند شود و مسئولیت دولت و جامعه است که زمینه های تأمین این حق بشری را فراهم نماید.
ما دو روز پیش افتخار عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را پیدا کردیم. این یک افتخار بسیار بزرگ و نشانه جایگاه شایسته و بااعتبار کشور ما و اعتماد دنیا به پایبندی افغانستان به ارزش های حقوق بشری است. این افتخار بزرگ را به تمام مردم افغانستان و به رهبری حکومت وحدت ملی تبریک می گویم. ما برای کسب عضویت در این شورا بیش از دو سال تلاش کردیم. در سال گذشته که این جانب به نمایندگی از افغانستان در اجلاس سالانه مجمع عمومی ملل متحد شرکت کرده بودم از همه کشورهای دوست افغانستان تقاضا کردم که از نامزدی ما در این شورا حمایت کرده و برای عضویت ما رأی دهند. در این مدت رهبری حکومت و همه دیپلومات های ما در همه جا تلاش کردند تا بالاخره دو روز پیش مجمع عمومی ملل متحد با آرای بالا یعنی ۱۳۰ رأی، عضویت ما را در این شورا تأیید کرد. اما اکنون وظیفه و مسئولیت ما برای انجام تعهدات و تلاش برای تأمین ارزش های حقوق بشری و حقوق اساسی شهروندان سنگین تر شده است و از آن جمله تأمین حق دسترسی به آموزش و سواد آموزی یک وجیبه و مکلفیت ملی و بین المللی ما است. ما متأسفانه در این زمینه یعنی سواد در میان آن دسته از کشورهایی قرار داریم که بیشترین فی صدی بی سواد را داریم. طبق خوشبینانه ترین آمارها هنوز بین ۶۰ تا ۶۵ در صد جمعیت افغانستان بی سواد هستند. یعنی تنها ۳۵ تا ۴۰ در صد جمعیت بالای ۱۵ سال ما باسواد هستند.
حضار گرامی!
با تأسف و دریغ باید گفت که در این اواخر گزارش ها در باره وضعیت معارف به طور عموم و تعداد اطفال محروم از مکتب به طور خاص بسیار نگران کننده است. طبق گزارش وزارت معارف ۹ میلیون کودک دانش‌آموز داریم که ۳۹ در صد آنها دانش‌آموزان دختر هستند و در این میان تعداد کودکان محروم از مکتب هم نزدیک به سه میلیون اعلام شده که اکثریت شان را دختران تشکیل می دهند. دیده بان حقوق بشر در گزارش ۱۰۲ صفحه ای خود که دیروز اخبار آن نشر شد، گفته است: شمار دخترانی که در افغانستان از آموزش محرومند در سال‌های اخیر به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته و تلاش برای فراهم کردن شرایط آموزش برای دختران هم بر اساس این گزارش کاهش یافته است.
در گزارش این نهاد آمده که در کنار نا امنی، نبود صنف های درسی، نبود آموزگار و ازدواج های زیرسن قانونی، حدود ۲۰۶ هزار دختر را از رفتن به مکتب باز داشته است. این گزارش نشان می‌دهد که بدترشدن اوضاع امنیتی، محیط نامناسب و کمبود تشناب، حضور زنان را در نهادهای آموزشی محدود ساخته است.
دیده بان حقوق بشر در مورد این مشکلات با دختران مکتب‌های مختلف صحبت کرده. یکی از آنها نجیبه است که ۱۵ سال دارد. او گفته است: “تا ما پای‌پیاده به مکتب می‌رسیدیم، ساعت‌های درسی تمام و مکتب بسته می‌شد.” اظهارات این دختر هموطن ما واقعا تکان دهنده است و نشان دهنده این که هنوز در بسیاری مناطق، دختران ما دسترسی آسان به مکتب ندارند.
دختر دیگری از قندهار، در این گزارش گفته است: “طالبان در نزدیکی خانه ماست. اگر به مکتب شامل شویم، ما را می‌کشند. اگر دولت بتواند تأمین امنیت کند، ما خیلی شوق داریم به مکتب برویم”.
حضار گرامی!
این گزارش ها تکان دهنده و ناامید کننده است و نشان می دهد که وضعیت معارف ما چه در مورد تعلیمات عمومی و چه در مورد سوادآموزی با چالش های جدی مواجه است و اگر توجه جدی و همه جانبه نکنیم، ممکن است با افول و ناکامی بیشتری مواجه شویم. این نگرانی را ما در حالی ابراز می کنیم که از آغاز تأسیس مکاتب جدید و عصری سازی تعلیم و تربیه در کشور ما یعنی از دوره امیر حبیب الله خان تا کنون بیش از یک قرن سپری می شود و از همان یک صد سال پیش در کنار مکاتب، برنامه سواد آموزی نیز شروع شد. من در روز جهانی سواد در ۱۵ سنبله همین سال در مراسمی که وزارت معارف برگزار کرده بود، یک روایت تاریخی را از گذشته سواد آموزی در افغانستان یاد کردم که اجازه دهید آن روایت را امروز با شما علاقه مندان و حامیان سوادآموزی نیز بازگو کنم:
«برای اولین بار در زمان امیر امان الله خان صنف های سوادآموزی که در آن زمان به نام کورس های اکابر یاد می شد، زیر نظارت دولت در کابل راه اندازی شد و شخصی به نام معلم عبدالباقی خان از طرف امان الله خان موظف شد که روش جدیدی را برای آموختن سواد ایجاد کند. اولین صنف های درسی در مسجد شاه دو شمشیره کابل برگزار شد و اولین دسته سوادآموز، افراد گارد شاهی بودند که طی چهل جلسه درسی، سواد خواندن را آموختند و حتی گفته شده در برخی از صنف ها خود امان الله خان حضور یافته و تدریس می کرد».
از این روایت کوتاه تاریخی چهار نکته بسیار مهم و آموختنی به دست می آید که همه ما مخصوصا مسئولان وزارت معارف باید به آن ها توجه کنیم:
۱٫ اولین صنف های سوادآموزی از مسجد آغاز شده و امروز ما هم باید از همین مراکز استفاده کنیم که هم مراکز مردمی و مقدس هستند و هم به هیچ نوع امکانات و هزینه خاصی نیاز ندارند.
۲٫ سوادآموزان در طی چهل جلسه، سواد خواندن می آموختند و این نشان می دهد که متناسب با شرایط زمان شیوه آموزشی خاصی برای سوادآموزی باید در نظر گرفته شود که در کم ترین زمان، بیشترین دستاورد را داشته باشد.
۳٫ اولین دسته گارد شاهی یعنی منسوبین نهادهای امنیتی بودند که در این صنف ها سواد آموختند و این اولویت برنامه ریزی برای گروه های سوادآموز را نشان می دهد و امروز هم باید سواد آموزی در صفوف اردو و پولیس ملی و محلی ما باید در اولویت قرار گیرد.
۴٫ مهم تر از همه نقش مستقیم دولت و رهبری حکومت است. حضور امان الله خان در صنف سوادآموزی بیانگر توجه و اراده و اهتمام جدی رهبری حکومت به این امر حیاتی است.
حضار گرامی!
جدا از این که ما در تاریخ سرزمین خود چنین گذشته ای داریم که شخص اول کشور یعنی امیر امان الله خان برای تشویق سواد آموزی، خود شخصا در صنف های سوادآموزی حضور می یافت؛ ما پیرو دینی هستیم که می گوید: من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا یعنی کسی که به من یک حرف را آموزش دهد، مرا بنده و برده خود ساخته است. ما فرهنگی داریم که اسیر جنگی را در مقابل یاد دادن خواندن و نوشتن به ده مسلمان آزاد می کند. ما کتاب آسمانی ای داریم که اولین آیه او با فرمان قرائت و تعلیم و قلم آغاز می شود و پیامبر را به قرائت و خواندن امر می کند. اقرأ باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان ما لایعلم.
امروز وزارت معارف ما و مخصوصا معینیت سوادآموزی این وزارت، سالانه هزاران کورس سواد آموزی را در سرتاسر کشور برگزار می کند که صدها هزار نفر از مرد و زن در این کورس ها مشغول سوادآموزی هستند. من به سهم خود از تلاش های وزارت معارف در این رابطه صمیمانه تشکر می کنم، ولی باید گفت که با توجه به میزان بالای بی سوادی در کشور، با این مقدار فعالیت ها ما به اهداف تعیین شده یعنی تأمین حق بشری افراد و توسعه پایدار نایل نمی شویم. ما برای پیشرفت در عرصه سوادآموزی به یک بسیج عمومی ملی نیازمندیم. ما باید بدانیم که هرچند تعمیم تعلیم و امحای بی سوادی، مطابق به احکام قانون اساسی وظیفه دولت است، اما مسئولیت های اسلامی، انسانی و ملی همه ما ایجاب می کند که هر شخصی و هر نهادی در حد توان و امکانات خود باید در این زمینه سهم بگیرد و نقش خود را ایفا نماید.

ما ضمن تقدیر از همه مؤسسات و اشخاصی که برای تطبیق برنامه های سوادآموزی تا کنون همکاری و تلاش داشته اند، از همه گروه های دینی، فرهنگی و مدنی و به طور خاص از سکتور خصوصی افغانستان، جدا تقاضا داریم که در چارچوب طرح بسیج ملی، در کنار وزارت معارف بایستند و با دایر ساختن کورس های سوادآموزی یا چاپ کتاب و تهیه لوازم و مواد آموزشی دیگر، در باسواد ساختن مردم خود سهم بگیرند.
ما امروز در این جا گردهم آمده ایم تا از شما بزرگوران کمک و حمایت بخواهیم. امروز صدها هزار مرد و زن و پیر و جوان کشور که از نعمت سواد محروم هستند و از بی سوادی رنج می برند، منتظر دستان پرمهر و دل های مهربان شما هستند. من بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم و از وزیر معارف و معین سوادآموزی وزارت معارف می خواهم که جزئیات طرح وزارت و نحوه سهم گیری شما را در این امر مهم ملی توضیح دهند و بعد از آن از نظریات و پیشنهادات همه اعضای جلسه مخصوصا نمایندگان سکتور خصوصی کشور استفاده خواهیم کرد.
تشکر از توجه شما
والسلام علیکم و رحمت الله وبرکاته.

اشتراک گذاری