﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
سرپرست محترم وزارت معارف داکتر شفیق صمیم، معین محترم سوادآموزی وزارت معارف داکتر سردار محمد رحیمی، معینان محترم وزارت ها و ادارات دولتی، اعضای کمیته ملی سواد آموزی، علما و استادان، منسوبین وزارت معارف، اصحاب رسانه و مسئولین نهادهای فرهنگی، مهمانان گرامی، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا تشکر می کنم از حضور گرم شما مهمانان عالیقدر که دعوت کمیته ملی سوادآموزی و وزارت معارف را پذیرفتید و در این مجلس تشریف آورده اید. حضور یکایک شما را گرامی می داریم و خیر مقدم می گوییم و همچنین از وزارت محترم معارف مخصوصا معینیت سوادآموزی این وزارت و برادر ما داکتر سردار محمد رحیمی نیز تشکر می کنم به خاطر دایر کردن این جلسه در محضر علمای کرام و رسانه ها و فرهنگیان کشور.
امروز ۱۴ قوس مصادف با ۱۷ ربیع الاول بر اساس یک روایت تاریخی، روز میلاد شریف نبی مکرم اسلام و به روایت دیگر، ۱۲ ربیع الاول پنجشنبه گذشته میلاد شریف نبوی است و به همین جهت در کشورهای اسلامی بین ۱۲ و ۱۷ ربیع الاول به نام هفته وحدت نام گذاری شده است. همچنین روز ۱۷ ربیع الاول مصادف است با ولادت فرزند پیامبر امام جعفر صادق(ع). این ایام مبارک را به همه مسلمانان و به مردم مسلمان افغانستان و به شما حضار گرامی تبریک می گویم. امروز مناسبت فرخنده ای است که در روزهای تولد اسلام و تولد پیامبر اسلام، جلسه ای برگزار شده به منظور کسب حمایت علما و فرهنگیان و رسانه های کشور در جهت سهم گیری در بسیج ملی برای کاهش و امحای بی سوادی در کشور. همه این پدیده ها یعنی تولد پیامبر، کسب علم و سواد و مجلس علما و رسانه ها، همگی با همدیگر پیوند عمیق داشته و لازم و ملزوم همدیگرند. به این جهت من هم ترجیح می دهم که در این سخنان افتتاحیه و مقدماتی و به مناسبت هدفی که این مجلس برای آن برگزار شده است، جایگاه سوادآموزی و کسب علم از دیدگاه اسلام و پیامبر اسلام را اندکی مورد بحث قرار دهم و بعد به موضوعی بپردازیم که این مجلس برای آن برگزار شده است.
قبل از پرداختن به موضوعات مورد بحث لازم به یادآوری می دانم که روز گذشته یک روز مهم برای دولت افغانستان و مخصوصا حکومت بود. از رأی اعتماد ولسی جرگه به وزرای پیشنهادی حکومت تشکر و قدردانی می کنم. همکاری و همدلی همه قوای سه گانه دولت مخصوصا دو قوه مجریه و مقننه، در شرایط حساس کنونی کشور برای تأمین منافع علیای کشور و تحکیم وحدت ملی و مقابله با دسایس دشمنان افغانستان و چالش های گوناگون سیاسی، امنیتی و اقتصادی یک ضرورت حیاتی است.
اما از رأی نیاوردن بانو نرگس نهان کاندید وزیر وزارت معادن و پطرولیم اظهار تأسف می کنم. این موضوع واقعا مایه تأسف همه ما شد و هرگز انتظار نداشتیم که چنین برخوردی شود، از دو جهت: اول این که بانو نهان از نگاه شخصی و شخصیتی در چند ماه گذشته، توانمندی، شایستگی، مدیریت و خلاقیت خود را به بهترین وجه نشان دادند و از این جهت باید به ایشان رأی تأیید داده می شد و دوم این که دولت و حکومت و رئیس جمهور به حضور قابل توجه بانوان در کابینه و حکومت تعهد اساسی دارد و در این رابطه باید اعلام کنم مخصوصا برای بانوان و زنان کشور که حکومت وحدت ملی در مورد ارتقای زنان در سطح رهبری و مدیریت مخصوصا عضویت در کابینه، همچنان متعهد است اما همکاری شورای ملی و مخصوصا ولسی جرگه در باره مسایل مربوط به جایگاه زنان از نگاه معرفی در سمت های بلند و تصویب قوانین مربوط به حقوق زن، یک ضرورت جدی است و از وکلای محترم خود انتظار داریم که در آینده این ضرورت مهم را باید در نظر بگیرند.
در رابطه با اهمیت سواد آموزی و نقش علم و آگاهی از دیدگاه اسلام، سه موضوع مهم را از متن قرآن و همچنین تاریخ و سیره پیامبر با شما در میان می گذارم:
اول- عناصر تعلیم در قرآن:
تعلیم و سوادآموزی سه عنصر یا رکن اصلی دارد: یکی معلم و دوم متعلم و سوم ابزار تعلیم. در سوره علق با زبان و ادبیات بسیار عالی به این سه عنصر پرداخته شده است. از دیدگاه قرآن اولین معلم جهان هستی و به طور خاص معلم انسان، خداوند است و اولین تعلیم یافته دست خداوند، هم انسان است. در این آیه درست است که مخاطب حضرت محمد(ص) است ولی در مورد تعلیم، از انسان یاد شده و نه از شخص خاص و این بدان معنی است که همه انسان ها باید متعلم و دانش آموز باشند. در این آیات از خواندن و نوشتن (قرائت و کتابت) به عنوان دو ابزار اصلی تعلیم یاد شده است.
اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لایعلم. (علق/۱- ۵)
چند نکته ظریف در این آیات وجود دارد که قابل توجه است:
الف- اهمیت قرائت:
۱- در این آیه از طرف خداوند امر به قرائت شده است(اقرأ) یعنی بخوان. امر کردن یک پیام بسیار سنگین دارد و اهمیت خواندن را نشان می دهد.
۲– این امر و دستور در اولین لحظه آغاز بعثت است. یعنی اولین کلمه وحی به پیامبر با امر به قرائت آغاز می شود که هم اهمیت قرائت را نشان می دهد و هم این نکته را که اسلام و اولین پیام آن به بشریت هم کسب علم و سواد و خواندن و نوشتن است.
۳- در این آیات قرائت به خلقت انسان پیوند داده شده؛ یعنی خالق انسان امر به قرائت می دهد، گویا مرحله بعد از خلقت و مهم ترین مرحله بعد از آن و قبل از هر چیز دیگر، سواد و خواندن و نوشتن است؛ بدین معنا که برای انسان بعد از آفرینش، هیچ چیزی به اندازه قرائت و تعلیم مهم نیست.
۴- به خاطر اهمیت قرائت، دو بار فعل امر «اقرأ» تکرار شده است. تکرار اقرأ به معنای تکرار قرائت هم هست. چون قرائت بدون تکرار تثبیت نمی شود.
ب- اهمیت کتابت:
در این آیات قرائت قبل از کتابت و قلم ذکر شده که هم اهمیت قرائت را نشان می دهد و هم این که به طور طبیعی قرائت نسبت به نوشتن تقدم دارد و تا کسی خواندن نداند، نمی تواند قلم به دست بگیرد و بنویسد.
کتابت در این آیه یکی از نشانه های اکرم بودن خداوند دانسته شده و همچنین در سوره قلم خداوند به قلم و کتاب سوگند یاد کرده است. «ن والقلم و ما یسطرون». قلم و کتاب دو ابزار اصلی رشد و گسترش علم و فرهنگ و معارف در میان ملت ها است. کتابت سبب بقای اندیشه ها و علوم است. و اگر قلم و کتابت نمی بود امروز انسان هیچ چیز نداشت.
در روایتی نقل شده: قیدوا العلم باالکتابه. یعنی دانش تا به قید تحریر نیاید ماندگار نمی شود و به فراموشی سپرده می شود. در روایتی دیگر رسول خدا(ص) فرمود: حق الولد علی والده ان یعلمه الکتابه و السباحه و الرمایه و ان لا یرزقه الا طیبا. یعنی: حق فرزند بر پدر است که او را نوشتن و شنا و تیراندازی بیاموزد و او را از رزق حلال و پاک بهره مند سازد.
دوم- علم و آگاهی تنها امتیاز خاص انسان در دنیای خلقت:
در تفکر دینی و جهان بینی اسلام، انسان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در این جهان بینی، در کنار سایر امتیازات انسان، او به عنوان خلیفه و جانشین خداوند در روی زمین معرفی شده است. اگر ما جایگاه خداوند را در جهان بینی دینی درست درک کرده بتوانیم، آنگاه به اهمیت و ارزش خلیفه و جانشین بودن انسان نیز می توانیم درست پی ببریم. این موضوع در آیات متعدد قرآن مطرح شده و از آن جمله در آیات ذیل در سوره بقره چنین آمده است:
و اذ قال ربک للملائکه این جاعل فی الارض خلیفه قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال این أعلم ما لاتعلمون. و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه فقال انبئونی بأسماء هؤلاء ان کنتم صادقین. قالوا سبحانک لاعلم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم. قال یا آدم انبئهم بأسمائهم فلما انبأهم بأسمائهم قال ألم اقل لکم انی اعلم غیب السموات و الارض و اعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون. و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین. (بقره/ ۳۰- ۳۴)
این آیات صحنه ای را به تصویر می کشد که خداوند به عنوان خالق و آفریدگار هستی تصمیمی گرفته و این تصمیم خود را خطاب به همه موجودات عالم هستی مخصوصا انسان، فرشته و ابلیس، به این صورت اعلام می کند که: من انسان را جانشین خود در زمین قرار می دهم. این جا صحنه رقابت بین انسان است از یک طرف و فرشتگان و ابلیس از طرف دیگر. در ابتدا فرشتگان، امتیازات خود (عبادت و تسبیح خداوند) را و معایب انسان (فساد و خونریزی) را بر می شمارند و گویا خطاب به خداوند می گویند که ما برای جانشینی تو شایسته تر از انسان هستیم. اما خداوند با یک امتحان و آزمایش به آنان عملا می فهماند و آنان را قناعت می دهد که شما شایستگی خلافت من را ندارید و تنها آدم از این شایستگی برخوردار است. فکر می کنید امتیاز انسان در این رقابت تنگاتنگ چه بود که باعث پیروزی او بر موجودات مقرب درگاه خداوند یعنی فرشتگان شد؟ چنان که از این آیات استفاده می شود تنها ویژگی آدم برخورداری او از علم و دانش بود و آگاهی از حقایق عالم هستی که در این آیه به عنوان دانستن «اسماء» یاد شده و معلم انسان هم خداوند بوده است. گویا انسان از حقایقی آگاهی داشته که فرشتگان آن آگاهی را نداشتند و از آن امتیاز محروم بودند و به همین جهت انسان در این رقابت و در امتحان پیروز شد و مسجود ملائکه واقع شد و تنها ابلیس سرپیچی کرد و تسلیم انسان نشد و ارزش های موجود در انسان را نپذیرفت و به همین جهت هم از آن روز تا کنون یک جنگ مدام و پیوسته و آشتی ناپذیر بین انسان و شیطان آغاز گردید و برای همیشه هم ادامه خواهد یافت. بنا بر این تنها عامل امتیاز انسان نسبت به همه موجودات روی زمین و شایستگی او برای جانشینی خداوند، عنصر آگاهی و علم و دانایی است.
سوم- تشویق پیامبر اسلام برای سواد آموزی:
در تاریخ نقل شده که در هنگام بعثت پیامبر جامعه بشری به طور عموم و عربستان به طور خاص از علم و سواد تهی بوده و در محیط مکه، تعداد افرادی که خواندن و نوشتن بلد بودند تنها ۱۷ نفر بودند. اما پیامبر اسلام و ظهور دین اسلام باعث شد که این وضعیت به طور بنیادی تغییر کند و به همین جهت است که اولین پیام آسمانی اسلام هم با دستور قرائت و کتابت آغاز شد و حتی کتاب آسمانی این دین هم نامش «قرآن» گذاشته شد که به معنای خواندن است.
پیامبر اسلام بنیانگذار کورس های سواد آموزی:
پیامبر اکرم(ص) به این مسئله آن چنان اهمیت می داد که از هر فرصتی برای مبارزه با جهل و بی سوادی، بهره برداری می نمود، چنان که بعد از جنگ بدر هر اسیری که قادر به پرداخت «فدیه» نبود با تعلیم ده تن از مسلمانان مدینه آزاد می شد. در تاریخ می خوانیم در جنگ بدر گروهی از مشرکان به دست مسلمانان اسیر شدند، حضرت دستور دادند تا هریک از اسیران با پرداختن مبلغی به عنوان «فدیه» آزاد گردند. فقط عده ای از اسیران که خواندان و نوشتن بلد بودند، از پرداختن آن مبلغ معاف شدند، به شرط آن که هرکدام از آنان به ده نفر از جوانان مسلمان خواندن و نوشتن بیاموزند. این نخستین بار بود که در جهان، آموزشگاه بزرگسالان (کورس اکابر) دائر گشت و این افتخار بزرگ در تاریخ جهان به نام مسلمانان ثبت گردید.
جالب توجه این که برای اولین بار و آخرین بار در تاریخ بشریت، به فرمان پیامبر گرامی (ص) آموزش دانش به جای غنیمت جنگی پذیرفته گشت، نه پیش از آن و نه پس از آن، کسی در دنیا ندیده بود که یک فرمانده پیروز در جنگ، آموزش کودکان و بزرگسالان را به جای فدیه و غنیمت جنگی بپذیرد! پیامبر گرامی(ص) خود شخصا به آن آموزشگاه ها می رفت و کسانی را که خواندن و نوشتن می دانستند با خود می برد و دستور می داد که از بزرگان و کودکان امتحان بگیرند و ببینند در درس و مشق چه اندازه پیشرفت کرده و هرکودک را که در کار آموختن کوشاتر می دید بیشتر تشویق می کرد.
نقش زنان در سواد آموزی:
همچنین در تاریخ آمده: زنی بنام «الشفاء» که در جاهلیت خواندن و نوشتن را فراگرفته بود، به خانه حضرت می آمد و به زنان پیامبر اکرم (ص) نیز خواندن و نوشتن می آموخت و از این روی از طرف پیامبر گرامی مورد تقدیر و تشویق قرار می گرفت. به همین جهت دیری نپائید که افراد باسواد در مدینه رو به فزونی نهادند و آمار با سوادها به طور چشمگیری بالا رفت و حتی از میان زنان خانه دار و دختران نیز کسانی پیدا شدند که خواندن و نوشتن را فرا گرفتند.
بلاذری مؤرخ معروف در کتاب خود آنجا که از زنان مسلمانان نام می برد که در دوره اسلام هم می خواندند و هم می نوشتند و یا تنها می خواندند، می گوید: «حفصه» همسر پیامبر می نوشت، ام کلثوم، دختر عقبه بن ابی معیط نیز می نوشت. عایشه دختر سعد گفت پدرم در خانه به من نوشتن آموخت، کریمه دختر مقداد نیز می نوشت. عایشه( همسر پیامبر) می خواند ولی نمی نوشت و همچنین «ام سلمه».
همچنین به تشویق پیامبر بود که «زیدبن ثابت» زبان عربی یا سریانی یا هر دو را فرا گرفت و این تشویق و ترغیب سبب می شد که مسلمانان به جستجوی علم روی آورند، چنان که عبدالله بن عباس بنابر مشهور به کتب تورات و انجیل آشنائی پیدا کرد. این تاکید و تشویق پیامبر هم علاقه مسلمانان را به علم افزود و هم علما و اهل علم را در نظر آنان بزرگ کرد.
تعمیم سواد و دانش آموختن در سه ساحه:
پیامبر اسلام برای سواد آموزی و اندوختن علم مرزهای محدودیت را برداشت و به طور خاص در سه ساحه، تعمیم سواد را الزامی ساخت:
۱٫ در قلمرو جنسیتی مرز زن و مرد را برداشت و کسب علم را بر مرد و زن مسلمان فرض دانست و فرمود: طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه. برداشت های عامیانه و متحجرانه برخی از افراد مبنی بر ایجاد محدودیت و یا ممانعت از تعلیم و تحصیل دختران و زنان با هدایات پیامبر اسلام و سیره آن حضرت کاملا در تضاد قرار دارد.
۲٫ در قلمرو مکانی و جغرافیایی نیز مسلمانان را مکلف ساخت که برای تحصیل علم اگر لازم باشد که به دورترین نقطه جهان هم مسافرت کنند، باید این کار را انجام دهند و حتی اگر لازم باشد علم را از غیر مسلمان هم بیاموزند و به همین جهت فرمود: اطلبوا العلم و لو باالصین.
۳٫ در قلمرو زمانی و سنی هم فرمود که تحصیل علم، مرز سنی ندارد و باید از گهواره تا گور در جستجوی دانش بود. یعنی کودکان، جوانان و بزرگسالان، همگی باید همواره برای افزایش آگاهی و دانایی خود تلاش نمایند و لذا فرمود: اطلبوا العلم من المهد الی اللحد.
چهارم- کورس سواد آموزی برای اولین بار در افغانستان:
من در مراسمی که قبلا وزارت معارف در همین تالار برگزار کرده بود، یک روایت تاریخی را از گذشته سواد آموزی در افغانستان یاد کردم که اجازه دهید آن روایت را امروز با شما علما و فرهنگیان نیز بازگو کنم:
«برای اولین بار در زمان امیر امان الله خان صنف های سوادآموزی که در آن زمان به نام کورس های اکابر یاد می شد، زیر نظارت دولت در کابل راه اندازی شد و شخصی به نام معلم عبدالباقی خان از طرف امان الله خان موظف شد که روش جدیدی را برای آموختن سواد ایجاد کند. اولین صنف های درسی در مسجد شاه دو شمشیره کابل برگزار شد و اولین دسته سوادآموز، افراد گارد شاهی بودند که طی چهل جلسه درسی، سواد خواندن را آموختند و حتی گفته شده در برخی از صنف ها خود امان الله خان حضور یافته و تدریس می کرد».
از این روایت کوتاه تاریخی چهار نکته بسیار مهم و آموختنی به دست می آید که همه ما مخصوصا علما و فرهنگیان و مسئولان وزارت معارف باید به آن ها توجه کنیم:
۱٫ اولین صنف های سوادآموزی از مسجد آغاز شده و امروز ما هم باید از همین مراکز استفاده کنیم که هم مراکز مردمی و مقدس هستند و هم به هیچ نوع امکانات و هزینه خاصی نیاز ندارند.
۲٫ سوادآموزان در طی چهل جلسه، سواد خواندن می آموختند و این نشان می دهد که متناسب با شرایط زمان شیوه آموزشی خاصی برای سوادآموزی باید در نظر گرفته شود که در کم ترین زمان، بیشترین دستاورد را داشته باشد.
۳٫ اولین دسته گارد شاهی یعنی منسوبین نهادهای امنیتی بودند که در این صنف ها سواد آموختند و این اولویت برنامه ریزی برای گروه های سوادآموز را نشان می دهد و امروز هم باید سواد آموزی در صفوف اردو و پولیس ملی و محلی ما باید در اولویت قرار گیرد.
۴٫ مهم تر از همه نقش مستقیم دولت و رهبری حکومت است. حضور امان الله خان در صنف سوادآموزی بیانگر توجه و اراده و اهتمام جدی رهبری حکومت به این امر حیاتی است.
منبر و رسانه دو بلندگوی اصلی تبلیغات و آگاهی دهی عامه:
علما در طول تاریخ در جهت رشد فرهنگی و توسعه علم و معارف نقش بسیار مهم داشته اند. قدسیت منبر و مسجد یکی از عوامل مهم در این نقش آفرینی بوده است. خبرنگاران و رسانه های صوتی و تصویری و چاپی نیز در اطلاع رسانی و تبلیغ و ترویج نقش بسیار مؤثر دارند و حتی خود نقش آموزش را به عهده دارند.
از سال گذشته از طرف رهبری حکومت وحدت ملی تصمیم گرفته شد که برای تعمیم و تطبیق برنامه سواد آموزی لازم است که یک طرح بسیج ملی سواد آموزی تهیه شود زیرا تنها حکومت نمی تواند به تنهایی از عهده این مسئولیت بزرگ برآید. همکاری مردم و سکتور خصوصی یک ضرورت است و بدون سهم گیری «منبر و رسانه» نیز این طرح نمی تواند به موفقیت برسد.
در طول یک سال اخیر از طرف کمیته ملی سواد آموزی و وزارت معارف گام هایی در این راستا برداشته شده و اقدامات قابل قدری صورت گرفته است. نزدیک به ۳۰ مورد تفاهمنامه ها با ادارات مربوطه دولتی به امضا رسیده تا هر اداره دولتی در ساحه کاری خود برای سوادآموزی باید سهم بگیرد. این تفاهمنامه ها واقعا اثرات بسیار مثبتی داشته و ما این نوع همکاری ها را بیش از پیش توسعه خواهیم داد و همچنین یک ماه پیش جلسه مهمی با سکتور خصوصی و تجار ما گرفته شد و پلانی تنظیم گردید که سکتور خصوصی ما در ابعاد مختلف این موضوع سهم بگیرند و اکنون اجلاس امروز برای جلب حمایت شما علمای بزرگوار و فرهنگیان و رسانه های محترم از طرح بسیج ملی سواد آموزی برگزار شده است که امیدوارم دستاورد خوبی داشته باشیم.
به این جهت من با احترام از شورای علمای افغانستان و همچنین وزارت ارشاد، حج و اوقاف مصرانه می خواهم که به همه اعضای شورای علما در سراسر کشور و امامان جمعه و جماعات هدایت دهند که در خطبه ها و منابر در باره سوادآموزی سخن گویند و مردم را تشویق کنند که در صنف های سوادآموزی اشتراک نمایند و همچنین مسجد و تکیه خانه ها را در اختیار سوادآموزان قرار دهند و حتی خود علما تا حد امکان به عنوان معلم به سوادآموزی بپردازند. از نهادهای مدنی و فرهنگی مخصوصا رسانه های صوتی و تصویری و چاپی می خواهیم که در این مورد با وزارت معارف افغانستان همکاری کنند و در اطلاع رسانی و تبلیغ و تشویق برنامه های سواد آموزی مسئولیت ملی و انسانی خود را ادا نمایند. از همه شما بزرگواران می خواهم که قطعنامه این اجلاس را مورد تأیید قرار داده و در تطبیق آن با وزارت معارف افغانستان همکاری جدی و همه جانبه نمایید.
با تشکر از توجه شما
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

اشتراک گذاری