﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
برادر عزیز و گرامی داکتر میرویس بلخی سرپرست وزارت معارف، معینان و هیأت رهبری وزارت معارف، مهمانان عالیقدر، استادان، معلمان، جوانان، اهالی رسانه، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در آغاز، تعیین جناب داکتر میرویس بلخی به عنوان سرپرست و کاندید وزیر معارف را به ایشان و به همه منسوبین معارف کشور تبریک عرض می کنم و از خداوند متعال موفقیت و کامیابی ایشان را در این امر مهم و خطیر آرزو می کنم و همچنین همزمان با آغاز بهار، سال نو تعلیمی را به خانواده بزرگ معارف افغانستان و به همه متعلمین و معلمین عزیز و به همه مردم شریف و معارف دوست افغانستان، از صمیم قلب تبریک می گویم و سال سبز، پربار، پردستاورد و توأم با پیشرفت ها در عرصه تعلیم را برای اطفال و جوانان کشور آرزو می کنم. همچنین لازم می بینم از خدمات وزیر پیشین معارف برادر ما آقای حنیف بلخی نیز تشکر کنم و از آقای شینواری نیز به خاطر این که در چند ماه اخیر از این وزارت به خوبی سرپرستی کردند.
حضار گرامی!
خوشحالم که همزمان با آغاز سال جدید، پاره ای از مشکلات سیاسی و کدورت های فیمابین دولتمردان ما نیز به صورت معقول و منطقی حل گردید. چنانچه می دانید در چند ماه اخیر بین حکومت مرکزی و اداره محلی بلخ در مورد پاره ای از مسایل حکومتی و اداری اختلاف نظری پیش آمده بود و در سطح ملی نیز برای همه ما باعث تشویش و نگرانی شده بود. اخیرا و همزمان با ایام نوروز، این مشکل به صورت دوستانه و با درایت و تدبیر حل شد و واقعا باعث شادمانی همه دوستان ما گردید. جناب استاد عطا محمد نور از شخصیت های بزرگ سیاسی و ملی ما هستند که در طول عمر خود در خدمت مردم و وطن خود بوده است، چه در دوره سخت جهاد و مقاومت و چه در دوره جدید و سهم گیری در اداره و حکومتداری. ۱۴ سال خدمت در سمت یکی از بزرگترین و مهم ترین ولایت ما یعنی بلخ بامی یک تجربه بسیار موفق در کارنامه ایشان است. بدون شک کسی که با چنین سابقه ای در حکومتداری کشور، سهم فعال و مثبت گرفته باشد، هیچگاه بر علیه آنچه خود ساخته است یعنی نظام سیاسی کشور، اقدامی نمی کند که باعث تخریب و یا تضعیف این نظام شود. به هر حال من به سهم خود هم از جلالت مآب رئیس جمهور و هم از استاد عطا محمد نور صمیمانه تشکر و تقدیر می کنم و به همین مناسبت از همه شخصیت ها و سیاستمداران و گروه های سیاسی و اجتماعی کشور انتظار داریم که در همه رویدادها و تحولات، از شکیبایی و مدارا کار بگیرند و در شرایط حساس کنونی که کشور و مردم ما در یک جنگ تحمیلی ویرانگر به سر می برد، کاری نکنند که دشمن خوشنود و مردم شریف ما ناامید شوند و روحیه نیروهای شجاع دفاعی و امنیتی ما تضعیف گردد. ما امروز همگی از هر قوم و زبان و سمتی که هستیم مکلفیم که با حفظ وفاق و همدلی و همگرایی، بر هر نوع آواز تفرقه و اختلاف نه بگوییم و دسایس دشمنان را با هوشیاری و متانت خود نقش برآب کنیم.
حضار گرامی! هموطنان عزیز!
در رابطه به معارف و اهمیت آن و بررسی چالش ها و راه حل ها در این رابطه سخنان زیادی است که در این وقت اندک، فرصت طرح آن نیست. اما چند نکته کوتاه را یادآوری می کنم:
۱٫ عقبماندگی فرهنگی و علمی و پدیده شوم بی سوادی یک بحران خاموش و مادر همه بدبختی ها و رنج های مردم افغانستان به شمار می رود. امروز اگر در جنگ و ناامنی به سر می بریم و یا اگر بیکاری و فقر در کشور ما حاکم است و یا منازعات قومی، زبانی و سمتی ما را به جزیره های جدا از هم تبدیل کرده است و یا فرزندان ما در دامن افراطیت و تروریسم می افتند و یا اگر فساد و تباهی در کشور بیداد می کند، همگی ناشی از جهلی است که دامنگیر مردم ما شده است. بنابراین بزرگ ترین رسالت ما این است که با این دشمن خاموش، اما تباه کننده، مبارزه جدی و بی امان داشته باشیم؛ امری که خوشبختانه امروز مردم افغانستان بیش از هر زمان دیگر اهمیت آن را درک کرده اند و در راستای نابودی آن تلاش می کنند.
۲٫ حکومت افغانستان با همه مشکلات موجود در سال های پس از طالبان، تا کنون دستاوردهای خوبی در عرصه تعلیم و تربیه داشته است. در افغانستان در سال ۲۰۰۲ کمتر از یک میلیون پسر در ۳۴۰۰ باب مکتب، تعلیمات عمومی را توسط ۲۰۷۰۰ معلم فرا می گرفتند و هیچ دختری حق تعلیم و آموزش را نداشت و در آن زمان هیچ نصاب تعلیمی واحد ملی و معیاری و کتب درسی ستندرد وجود نداشت. در تمام مکاتب در آن زمان حتی یک نفر معلم زن حضور نداشت. اما در سال های پس از طالبان این میزان به طرز بی سابقه ای گسترش یافت و طبق گزارش ها در سال گذشته تعداد شاگردان به اضافه تر از ۹٫۲ میلیون تن رسید که ۳۹% آن را شاگردان دختر تشکیل می دادند و در بیش از ۱۷ هزار باب مکتب توسط بیش از دوصد هزار تن معلم تحت آموزش قرار دارند. همچنین بصورت اوسط اضافه تر از ۳۰۰,۰۰۰ سواد آموز سالانه از کورس های سواد آموزی فارغ شدند.
۳٫ آمار و ارقام ذکر شده امیدوارکننده است ولی از سوی دیگر باید اذعان داشت که هنوز راه طولانی را در پیش داریم و این مقدار هرگز کافی نیست. امروز بر اساس اهداف توسعه پایدار ملل متحد که افغانستان نیز آن را امضا کرده، ما برای تطبیق و تحقق آن تا سال ۲۰۳۰ تعهد سپرده ایم، هدف چهارم توسعه پایدار ملل متحد عبارت است از «تضمین آموزش فراگیر و کیفی منصفانه و پیشبرد فرصت های آموزشی در تمام طول زندگی برای همه». برای این هدف، شاخصه هایی نیز بیان شده که موارد مهم آن عبارت است از:
«تا ۲۰۳۰:
اطمینان یافتن از اینکه همه دختران و پسران، تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه را رایگان، منصفانه و با کیفیت به اتمام برسانند؛
تضمین این که تمام پسران و دختران به رشد با کیفیت، مراقبت و آموزش دردوران اولیه کودکی و پیش دبستانی دسترسی داشته و آمادگی ورود به دوره ابتدایی را کسب کنند؛
تضمین دسترسی برابر برای همه زنان و مردان به تحصیلات فنی حرفه ای با کیفیت و مقرون به صرفه و تحصیلات تکمیلی دانشگاهی؛
افزایش تعداد جوانان و بالغینی که مهارت های مرتبط فنی و حرفه ای را دارند برای اشتغال به کار شرافتمندانه و کارآفرینی؛
از میان برداشتن نابرابری های جنسیتی در آموزش و تضمین دسترسی برابر به همه سطوح تحصیلی و آموزش فنی حرفه ای برای افراد آسیب پذیر از جمله معلولین، بومیان و کودکان در شرایط آسیب پذیر؛
تضمین این که همه جوانان و بالغین، هم مرد و هم زن، سواد خواندن و نوشتن و سواد ریاضی را کسب کرده اند؛
تضمین این که همه آموزش دیدگان به مهارت های لازم برای ادامه توسعه پایدار دست یابند از جمله، از طریق آموزش برای توسعه پایدار و روش های زندگی پایدار، حقوق بشر، برابری جنسیتی، پیشبرد یک فرهنگ صلح آمیز و بدون خشونت، شهروندی جهانی و احترام به تنوع فرهنگ ها و خدمت به توسعه پایدار».
اگر شاخص های فوق را در نظر بگیریم باید گفت که ما هنوز تا رسیدن به این شاخص ها فاصله بسیار زیاد داریم.
۴٫ در کنار این شاخص های بسیار بلند و دشوار، ما از نگاه داخلی و از جهت سیستم آموزشی خود نیز با چالش های زیادی مواجه هستیم که برخی از آن ها را تنها نام می برم:
در کنار وجود فساد و تخطی از قانون در قراردادها و امور مالی و اداری معارف و داستان تلخ مکتب های خیالی و حتی معلمین و متعلمین خیالی؛ ناامنی و جنگ یکی از عمده ترین مشکلات معارف بوده که در طی سال های گذشته و تا کنون بخش های وسیعی از کشور را از نعمت معارف محروم کرده است. در این رابطه باید گفت که طالبان و سایر مخالفان مسلح دولت، اولین و مهم ترین عامل این محرومیت هستند. مردم افغانستان باید بدانند که این گروه ها نه تنها مخالف دولت و حکومت هستند که در حقیقت می خواهند مردم را در تاریکی جهل و بی سوادی نگهدارند و مخالف پیشرفت و ترقی کشور و مخالف رشد دانایی و آگاهی هستند، در حالی که مکتب و دانشگاه تهداب اصلی هر نوع تحول و پیشرفت است و هیچ کشور و جامعه ای نمی تواند در دنیای امروز بدون معارف و تحصیلات عالی به مدارج کمال، ترقی، توسعه، صنعت و تکنالوژی دست پیدا کند.
نگاه های متحجرانه و علم ستیز، باعث محرومیت بسیاری از مردم به خصوص زنان و دختران از نعمت تعلیم و تربیه گردیده است. ضعف کدرهای آموزشی و اداری مکاتب در سراسر کشور، کاستی در خدمات لازم دولتی برای معلمین و کارمندان، هم چنین نبود تجهیزات آموزشی و نبود تعمیر برای بیش از ۵۰% مکاتب کشور، از دیگر مشکلاتی است که هنوز هم در سرتاسر کشور دیده می شود. به همین جهت هم اکنون نیز بیش از سه و نیم میلیون اطفال واجد شرایط از مکتب محروم می باشند و بیش از یک هزار باب مکتب همچنان مسدود هستند.
حضار گرامی!
با توجه به مشکلات یاد شده، امسال خوشبختانه از سوی رهبری حکومت وحدت ملی تصامیم مهمی اتخاذ شده است که روز گذشته جلالت مآب رئیس جمهور به مناسبت نواخته شدن زنگ مکتب و آغاز سال نو تعلیمی، بخشی از این تصامیم را اعلام کردند. بر اساس این تصامیم سال ۱۳۹۷ سال حمایت از معارف اعلام شد. در این برنامه حمایتی قرار است برای دو سال پیش رو با بودجه دوصد میلیون دالر تعمیرات بیش از شش هزار مکتب ساخته شود و همه معلمان کشور از طریق کانکور عمومی استخدام شوند و برای آنان امتیازات خاصی نیز از نگاه معاشات و مسکن در نظر گرفته شود.
ما در سال حمایت از معارف تقرر برادر عزیز ما آقای دکتر میرویس بلخی را به سمت وزارت معارف به فال نیک می گیریم. آقای بلخی شخص آگاه و با دانش، نویسنده و پژوهشگر توانمند و از کدرهای جوان، با انرژی و با تجربه ما هستند. ما امیدواریم در دوره ایشان شاهد شکوفایی هرچه بیشتر معارف کشور باشیم. من به سهم خود به شما اطمینان می دهم که همگی ما در «شورای عالی علمی و فرهنگی و منابع بشری» و «کمیته علمی و فرهنگی» و «کمیته ملی سوادآموزی» و در رأس شخص رئیس جمهور، با تمام وجود از برنامه های اصلاحات در معارف و ایجاد یک تحول بنیادی در سیستم آموزشی کشور حمایت می کنیم.
در پایان ضمن تبریک مجدد به سرپرست وزارت معارف آقای بلخی و قدردانی از همه کسانی که برای توسعه آگاهی و دانایی در کشور تلاش می کنند، سخنانم را با شعری از ناصر خسرو بلخی به پایان می رسانم:
بسوزند چوب درختان بی‌بر
سزا خود همین است مر بی‌بری را
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
به امید این که به همت وزارت معارف، درخت کشور ما نیز بار دانش بگیرد
و به امید سال پر طراوت و شکوفا برای همه فرزندان ما و با درود بی پایان به روان تابناک همه شهدای راه عزت و آزادی.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

اشتراک گذاری