﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
خواهر گرامی خانم نسرین اوریاخیل رئیس شورای طبی، وزیر محترم تحصیلات عالی، معینان وزارت های تحصیلات عالی و صحت عامه، اعضای محترم شورای طبی، رئیس پوهنتون طبی کابل، رؤسای شفاخانه ها، استادان، داکتران، مهمانان عالیقدر، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
امروز همه ما بسیار مفتخریم که در یک برنامه بسیار مهم مسلکی و ملی برای ثبت نام داکتران و استادان طب و دندان اشتراک می کنیم. در آغاز از رئیس شورای طبی تشکر می کنم که در مدت کمی از آغاز کار این شورا فعالیت های گسترده ای داشته اند و اکنون یک بستر مناسبی را فراهم کرده اند تا به اهداف والایی که برای تأسیس این شورا در نظر گرفته شده نایل شویم. همچنین می خواهم یک تشکر خاص داشته باشم از وزیر محترم صحت عامه و همکاران شان که در طول چند سال گذشته با تلاش های پیگیر و دلسوزانه زمینه را برای ایجاد این شورا و تدوین و تصویب قانون آن فراهم ساختند. واقعا من در سال های گذشته با توجه به برخی معلوماتی که از روش کار سکتور طبی و قوانین آن در کشورهای دیگر داشتم و با توجه به مشکلات بی شماری که از این ناحیه گریبانگیر دولت و مردم افغانستان بود، فقدان چنین نهادی را غیر قابل قبول می دانستم و آرزو می کردم که روزی بتوانیم این خلاء را پر کنیم و به همین جهت همه ما در حکومت و در رأس جلات مآب رئیس جمهور و این جانب در همه مراحل تصویب قانون و شکل گیری این شورا از هیچ نوع حمایتی دریغ نکردیم و امروز بسیار خوشحالم که گام های اولیه برداشته شده و در آینده گام های اساسی دیگر نیز برداشته خواهد شد.
حضار گرامی! استادان و داکتران عالیقدر!
اهمیت رشته و مسلک شما بر هیچ کسی پوشیده نیست. از زمانی که انسان قدم به کره خاکی گذاشته، به مسلک طب و به دانشمندان طب نیازمند بوده است. اهمیت این رشته در حدی است که در برخی از روایات دینی ما علم به دو رشته خلاصه شده است. هر چند می دانیم که رشته های علمی فراوان است ولی در این حدیث به خاطر اهمیت رشته طب به نقل از حضرت علی (ع)گفته شده که:
« العلم علمان، علم الادیان و علم الابدان فبعلم الادیان حیاه النفوس و بعلم الابدان حیاه الاحساد و اعلم ان الادیان اشرف من الابدان و حراسه الادیان اوجب من حراسه الابدان؛ علم بر دو گونه است: علم دین و علم بدن. حیات روح به وسیله علم دین و حیات جسد به واسطه علم بدن است و بدان که دین بر جسد شرافت دارد و نگهداری دین از نگهداری بدن لازم است».
در یک تقسیم دیگر حضرت علی (ع) علم را بر چهار شعبه تقسیم می کنند:
«الْعُلُومُ أَرْبَعَهه الْفِقْهُ لِلْأَدْیَانِ وَ الطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ وَ النَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ النُّجُومُ لِمَعْرِفَه الْأَزْمَانِ؛ علم چهار رشته است: ۱- علم فقه برای دین ۲- علم طب، برای امراض بدن ۳- علم نحو، برای مصونیت زبان از خطا ۴- علم نجوم برای شناخت زمان».
از قدیم گفته اند که عقل سالم در بدن سالم است. در صورتی که بدن، سالم نباشد، نه اخلاق و روان سالم وجود دارد و نه فکر و اندیشه سالم و نه حتی علم و آموزش و مانند آن. بنا بر این مسلک طب از ضروری ترین و حیاتی ترین رشته های علمی برای انسان است و شما داکتران محترم باید اهمیت مسلک و در عین حال مسئولیت های سنگین خود را درک کنید و بدانید که چه خدمت بزرگی را برای جامعه بشری انجام می دهید.
حضار گرامی!
رشته طب و رشته های مرتبط به آن در صورتی می تواند خدمات شایسته و مناسب را برای افراد و جامعه عرضه کند که در سه محور به طور متداوم و پیوسته کنترل و مراقبت صورت گیرد: اول از نگاه اخلاق طبی؛ دوم از نگاه دانش طبی یا تخصص مسلکی و سوم از نگاه حقوقی و نظارت و تنظیم امور مربوط به حقوق داکتران و مریضان. با استفاده از فرصت این سه محور را کمی توضیح می دهم:
اول- اخلاق طبی: در گذشته های دور که هنوز قوانین موضوعه وضع نگردیده بود، داکتران طب که در آن زمان ها به نام حکیم یاد می شدند، بیشتر از یک سلسله اصول و معیارهای اخلاقی و یا دینی پیروی می کردند و به همین جهت در شروع کار خود در یک مراسم خاص سوگند یاد می کردند و برای این سوگند، متن های خاص به نام سوگندنامه تهیه می شد که حتی تا به امروز هم در پوهنتون های طبی دنیا در مراسم فراغت رایج است. قدیمی ترین سوگندنامه از بقراط حکیم است که هنوز هم محتوای آن بسیار آموزنده است. در همین سوگندنامه آمده است که: «به خواهش اشخاص به هیچ کس دوای کشنده نخواهم داد و مبتکر تلقین چنین فکری نخواهم بود. با پرهیزکاری و تقدس زندگی و حرفه خود را نجات خواهم داد. در هر خانه ای که باید داخل شوم برای مفید بودن به حال مریضان وارد خواهم شد و از هر کار زشت ارادی و آلوده کننده اجتناب خواهم کرد. آنچه در حین انجام دادن حرفه در باره زندگی مردم خواهم دید و یا خواهم شنید که نباید فاش شود به هیچ کس نخواهم گفت».
در سوگندنامه یکی از پوهنحی های طبی جنیوا که از آن به عنوان یکی از بهترین سوگندنامه ها یاد شده است، چنین آمده است: «تعهد می کنم که زندگی خود را وقف خدمت به بشریت نمایم. احترام و حق شناسی نسبت به استاد را حفظ خواهم کرد و در انجام این حرفه با وجدان خواهم بود و صحت مریض خود را مهم ترین مسئولیت خود خواهم دانست. در حدود توانایی خود شرافت و سنن اصیل حرفه طبابت را حفظ خواهم کرد. اجازه نخواهم داد که ملاحظات مربوط به مذهب و ملیت و نژاد یا طبقه اجتماعی بین وظیفه من و مریض من قرار گیرند. احترام مطلق زندگی انسان را از بدو انعقاد نطفه حفظ خواهم کرد و حتی در مقابل تهدید حاضر نخواهم شد که از معلومات طبابت من بر ضد قوانین بشریت استفاده شود».
محتوای اصول اخلاق طبی هرچند امروزه در قوانین نیز گنجانده شده، ولی به یقین باید گفت که هنوز هم معیارهای اصلی ای که وجدان طبیب را آرام می سازد و روحیه مسئولیت پذیری را در روان جامعه تزریق می کند، همین محتوای ارزشمندی است که در سوگندنامه ها به عنوان ارزش های اخلاقی گنجانده شده و یک داکتر متعهد و باورمند به وجدان و ارزش های انسانی خود را مکلف به رعایت آن ها می داند.
دوم- دانش طبی: دانش طبی محور اصلی شکل دهنده مسلک طبابت است. وظیفه آموزش دانش طب و علوم مرتبط به آن را پوهنتون های طبی و دانشکده های طب به عهده دارند. شاید در میان همه رشته های علمی، مشکل ترین و دقیق ترین و ظریف ترین آن ها رشته طب باشد. امروزه هیچ کسی نمی تواند ادعای طبابت کند مگر این که از یک پوهنتون معیاری طبی فارغ شده باشد. وظیفه سنگین تربیه کدرهای ورزیده مسلکی را وزارت های تحصیلات عالی و صحت عامه ما به عهده دارند که امیدواریم مشکلات و چالش های فراوانی که در این قسمت با آن ها مواجه هستیم، با جدیت مورد توجه هردو وزارت ما قرار گیرد.
سوم- نظارت اداری و حقوقی: این محور موضوع جلسه امروز است و در حقیقت مهم ترین مرحله کار داکتران طب است. نظارت بر مرحله آموزش و آماده کردن کدرهای ورزیده مسلکی بر عهده مراکز آکادمیک و وزارت های مربوطه است. اما بعد از این که شخص فارغ شد و سوگند فراغت یاد کرد و تصمیم به اشتغال به کار حرفه ای خود گرفت، مهم ترین مرحله طبابت که معاینه و تداوی مریضان است آغاز می شود. در این مرحله ما با دو گروه مواجه هستیم: یکی داکتران و دوم مریضان. هر دو گروه دارای حقوق و تکالیفی است که باید به طور دقیق عملی و رعایت شود. اما تنظیم حقوق و تکالیف و مسئولیت های این دو گروه یعنی داکتران و مریضان و نظارت بر روابط متقابل این دو گروه به عهده کیست و کدام اداره این مسئولیت را به عهده دارد؟ مشکلات داکتران و ارائه آمار و ارقام در باره تعداد داکتران و نحوه ثبت و جواز فعالیت آنان و تقویت مسلکی و ارتقای متداوم سطح دانش و تجربه آنان را کدام اداره باید بررسی کند و تصمیم بگیرد؟ این جا است که ما تا کنون با یک خلاء و ابهام مواجه بودیم. در عمل تنها وزارت صحت عامه بود که باید این وظیفه را انجام می داد. ولی حقیقت این است که وزارت صحت عامه وظایف بسیار زیاد دیگری به عهده دارد و مسایل نظارت اداری و حقوقی باید توسط یک نهاد مستقل دیگر سازماندهی شود. در برخی از کشورها اتحادیه های نیرومند صنفی برای داکتران وجود دارد که بخشی از این وظایف را انجام می دهند. اما می توان گفت اتحادیه های صنفی گاهی دچار تضاد منافع می شوند، زیرا اتحادیه های صنفی به طور عمده از منافع صنف داکتران حمایت می کنند، در حالی که ما در این مرحله با یک گروه دیگر که سرنوشت آن ها مهم تر است مواجه هستیم یعنی گروه مریضان که مانند داکتران دارای حقوق و مسئولیت ها هستند. به عنوان مثال ما در قوانین مدنی و اداری و صحت عامه خود داریم که هرگاه موظف طبی به شمول داکتران در تشخیص و تداوی مریضان اهمال و غفلت ورزند و سبب زیان و خساره جسمی یا روانی گردند مرتکب مسئول دانسته می شود. از این موضوع در حقوق به نام «مسئولیت مدنی» یاد می شود. اما در عمل ما چقدر توانسته ایم این حق مریضان را تأمین کنیم و چقدر توانسته ایم اهمال و غفلت داکتران را شناسایی و آنان را مسئولیت پذیر بسازیم؟ به نظرم تا کنون این حق مریضان و افراد متضرر جامعه ما به کلی پایمال شده است و مواردی را سراغ نداریم که یک داکتر به خاطر عملیاتی که منجر به خساره جسمی و روانی مریض و حتی مرگ او شده باشد، به محاکمه کشانده شود.
حضار گرامی!
این جا است که به ضرورت و اهمیت شورای طبی پی می بریم. شورای طبی یک وظیفه دو سویه را به عهده دارد و ارائه خدمات صحی با کیفیت و مصون و تأمین حقوق و مسئولیت های داکتران و مریضان تنها از طریق همین شورا امکان پذیر است.
اهداف استراتژیک این شورا عبارت است از:
۱٫ راجستر کردن و جواز دادن به داکتران طب در سطح کشور؛
۲٫ ترویج اخلاق طبابت و رسیدگی به شکایات و تخلفات مسلکی طبی قبل از ارجاع آن به مراجع عدلی و قضایی؛
۳٫ بلند بردن سطح دانش مسلکی داکتران از طریق تقویت و بهبود استندردهای آموزشی طبی در کشور و اطمینان از تعلیمات متداوم طبی.
برای این که به اهمیت این شورا و وظایف و صلاحیت های مهم این شورا پی ببریم، قسمتی از وظایف این شورا را که در قانون آن آمده است، ذکر می کنیم. در ماده سوم قانون شورای طبی وظایف عمده این شورا به این ترتیب بیان شده:
۱٫ راجستر نمودن و صدور جواز فعالیت برای دکتران طب.
۲٫ تدوین و نظارت از تطبیق درست استندردهای مسلکی و سلوکی طبی برای دکتران طب.
۳٫ زمینه سازی و پیگیری انکشاف متداوم دانش مسلکی دکتران طب.
۴٫ اخذ امتحان دولتی از فارغان جدید مؤسسات تحصیلات عالی طبی دولتی و خصوصی.
۵٫ ارتقای سطح آگاهی عامه در قبال حقوق و مصونیت های مریضان و دکتران طب.
۶٫ تدوین و پیشنهاد معیارهای حد اقل مؤسسات تحصیلات عالی طبی که به اساس آن جواز فعالیت توسط وزارت تحصیلات عالی صادر می گردد.
۷٫ نظارت از تطبیق معیارهای حداقل نصاب تحصیلی برنامه های طبی مؤسسات تحصیلات عالی طبی کشور به شمول برنامه های تخصص و اتخاذ تدابیر تأدیبی.
۸٫ همکاری و مشوره در پروسه اعتباردهی به مؤسسات تحصیلات عالی دولتی و خصوصی.
۹٫ رسیدگی به شکایات و تخلفات مسلکی طبی قبل از ارجاع آن به مراجع عدلی و قضایی.
۱۰٫ اتخاذ اقدامات مناسب تأدیبی در برابر دکتران طب که بر خلاف معیارهای مسلکی و سلوکی طبی فعالیت می نمایند.
۱۱٫ ایجاد توأمیت علمی و تحقیقاتی با شوراهای طبی سایر کشورها به منظور تشریک و تبادله دانش و معلومات جهت بلند بردن اعتبار بین المللی دکتران طب افغانستان و همکاری در راه اندازی تحقیقات و مطالعات طبی.
حضار گرامی! داکتران عالیقدر!
با توجه به اهمیت موضوع در سه مورد توجه جدی شما را خواهان هستم:
اول: از داکتران محترم طب و دندان جدا می خواهم که با شورای طبی همکاری کرده و قانون شورای طبی و لوایح و طرزالعمل های مربوطه را به طور دقیق تطبیق نمایند. شما داکتران عزیز شغل بسیار شریف و منیعی را به عهده دارید و باید بدانید که تطبیق قانون شورای طبی در حقیقت به نفع شما و در جهت حمایت از جایگاه و اعتبار و حقوق شما است. اجازه ندهید که هر فرصت طلب و سودجویی از عنوان شما استفاده کند. برخی افرادی هستند که از نام داکتر صرفا برای کسب سود و پول درآوردن و جیب مردم تهی دست را خالی کردن استفاده می کنند. این ها در حقیقت شیادان و جادوگرانی هستند که قداست و ارزش طبابت را درک نکرده و از آن تنها به عنوان یک ابزار برای سودجویی بهره می گیرند. باید داکتر واقعی و مسلکی از داکتر جعلی و غیر حرفه ای جدا ساخته شود و این امکان ندارد مگر این که پروسه ثبت توسط شورای عالی طبی تکمیل و تنها برای اشخاص واجد شرایط جواز فعالیت داده شود و از کار آنان نظارت صورت گیرد.
دوم: عملی شدن اهداف شورای طبی، بدون همکاری همه جانبه وزارت های صحت عامه و تحصیلات عالی امکان پذیر نیست. وزارت های ما فکر نکنند که این شورا در وظایف آنان مداخله می کند و یا باعث کاسته شدن صلاحیت های آن ها می شود. این شورا اگر در اهداف و برنامه های خود موفق شود، در واقع زحمات و تلاش های شما به ثمر نشسته است. محصلین طب را وزارت تحصیلات عالی آموزش می دهد و فارغ می گرداند و وزارت صحت عامه آنان را به کار می گمارد و این شورای طبی است که از حقوق آنان حمایت می کند و امور اداری و حقوقی آنان را سازمان و سامان می بخشد.
سوم: از شورای طبی و از ریاست این شورا و بورد شورا و دیپارتمنت های مربوطه آن نیز انتظار داریم که به فعالیت های خود سرعت ببخشند. اکنون از تصویب قانون شورای طبی بیش از یک سال سپری می شود ولی هنوز به مراحل اولیه اهداف این قانون دست نیافته ایم. شورای طبی ضمن این که به شخصیت و جایگاه داکتران طب و دندان احترام بگذارد، باید با صلابت و قاطعیت عمل کند. باید بدانیم که هدف از تأسیس این شورا ارتقای ظرفیت مسلکی داکتران و ارائه خدمات باکیفیت و مصون مطابق استندردهای قبول شده طبی و کنترل و نظارت از تخلفات وظیفوی است. شورای طبی باید در بخش آگاهی عامه تلاش بیشتر کند. هنوز کسی از وجود این شورا و فعالیت های آن اطلاع زیادی ندارد. همچنین مقرره ها و لوایح و طرزالعمل های زیادی لازم است که باید شورای طبی آن ها را تدوین کند و به تصویب برساند.
به امید موفقیت مزید برای شورای طبی افغانستان و با آروزی ارتقای جایگاه طبابت و ارائه خدمات با کیفیت صحی برای مردم شریف افغانستان.
تشکر از توجه شما
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

اشتراک گذاری