سید آصف حسینی / استاد دانشگاه

طبیعی ترین حق هر انسان، حق دانستن است. تنها با دانستن است که انسان می تواند زندگی خود را تغییر بدهد. دانش انسان ها را  به بهتر دانستن کمک می کند. برخورداری از دانش، نه تنها زندگی فردی بلکه زندگی اجتماعی انسان ها را نیز به سمت نیکویی تغییر می دهد.

کشورهای که در زندگی جمعی شان، تنش های وحشتناکی را تجربه کرده اند، تنها با نعمت سواد و دانش اندوزی، توانسته اند همدیگر را به خوبی درک کنند و بپذیرند. به همین سبب است که این کشور ها به وزارت های معارف و تحصیلات عالی شان به عنوان کلیدی ترین وزارت خانه ها می نگرند و بهترین سرمایه گذاری ها را انجام می دهند.

در افغانستان اما، با آن که تمام تنش های اجتماعی ریشه در فقر فرهنگی و بیسوادی جامعه دارند، در این زمینه آن گونه که باید، اصلاحات به وجود نیامده است. حیف و میل شدن امکانات و منابع، قراردادها و تدارکات غیر شفاف، معلمین خیالی، ساختمان های نیمه کاره و مکاتب فاقد تعمیر و کتاب و معلم، همگی ناشی از فساد و سوء استفاده هایی است که متأسفانه از سالیان گذشته تاکنون در رده های مختلف معارف رخنه کرده است.

مردمی که از نعمت سواد به دور باشد، همیشه با خرافات و تعصب های برخاسته از نگرش های سنتی، دست و پنجه نرم می کنند. افغانستان هم اکنون در چنین وضعیتی به سر می برد. نبود اصلاحات لازم در معارف باعث شده است که نتواند کنترل کامل به معیارهای آموزشی خود داشته باشد. حتی در مراکز آموزش عالی افغانستان خرافات، تعصب و تبلیغ افراطیت وجود دارد.

بازهم در سال های اخیر، به صورت نسبی، نسل جدید افغانستان نسبت به تعصب و افراطیت دید منفی پیداکرده است و انتظار می رود که نسل های آینده به دور از تعصب و افراط گرایی زندگی جمعی شان را با روحیۀ همدیگر پذیری و تساهل مدیریت کنند. نسل جدید هیولای وحشتناک تعصب و افراطیت را با تمام وجود احساس می کنند و در تلاش اند که با نور روشنایی دانش و دانایی با آن مبارزه کنند، هرچند که قربانی بسیار داده اند. در آخرین مورد، پرپر شدن نونهالان دانش و دانایی در مرکز آموزشی موعود در غرب کابل بود که خانواده های بسیار را داغدار کرد. اما بازهم تلاش همین مردم برای حفظ حماسۀ دانایی، نوید بخشی فردای روشن می باشد.  امید می رود که نسلی آیندۀ ما نسلی خوش بختی باشند.

تنها وزارت خانه ای که تمام سطح کشور را پوشش می دهد و حتی به دورترین روستاها به خانواده های مردم می پیوندد و به درون خانه های مردم می تواند پیام خودش را منتقل کند، وزارت معارف است. به همین اهمیت و ضرورت است که برای رشد ملت سازی، و تقویت حس همپذیری و مسئولیت پذیری جمعی، ماهمگی ناگزیریم که به دامن معارف پناه ببریم و در کنار حکومت، با همکاری و همیاری جمعی نهال دانش و سواد را در این سرزمین بارورسازیم.

در برنامۀ اهداف توسعه پایدار ملل متحد، در هدف چهارم آن نیز بر سوادآموزی به عنوان یکی از شاخص های محوری تأکید شده است که کشور ها ملزم است آن را تطبق کند. حکومت افغانستان برای رسیدن به این هدف مسئولیت اساسی دارد. ولی بازهم علاوه برتلاش های که صورت گرفته است افغانستان از نگاه شمار افراد بی سواد در آخرین رتبه های لیست کشورها قرار دارد. طبق خوشبینانه ترین آمارها هنوز بین ۶۰ تا ۶۵ در صد جمعیت افغانستان بی سواد هستند. یعنی تنها ۳۰ تا ۳۵ در صد جمعیت بالای ۱۵ سال ما باسواد هستند. ولی جای خوشبختی است که در کنار برنامه های رسمی و اجباری وزارت معارف برای کودکان کشور، تلاش ها برای گسترش سوادآموزی بزرگان نیز پیشرفت قابل ملاحظه داشته است.

تهیه و تطبیق طرح بسیج ملی برای امحای بی سوادی، تهیه طرح تشویقی سوادآموزی برای ادارات دولتی و محبوسین، تهیه طرح نقش سکتور خصوصی در تطبیق برنامه های سوادآموزی، امضای تفاهمنامه همکاری مشترک در تطبیق هرچه بهتر برنامه های سوادآموزی با وزارتخانه ها و ادارات مستقل، برگزاری جلسات ربعوار کمیته ملی سوادآموزی تحت ریاست معاون دوم ریاست جمهوری، برگزاری جلسات کمیته های ولایتی سوادآموزی در سطح کشور و برگزاری جلسات کمیته ولسوالی سوادآموزی به سطح کشور و ایجاد کمیته سواد در سطح قریه ها بخشی از فعالیت های معینیت سوادآموزی وزارت معارف است.

این اقدامات باعث شده که امروز بین ادارات مختلف دولتی هماهنگی بیشتری در فعالیت های سوادآموزی ایجاد شود و از توان و امکانات همۀ ادارات دولتی در این عرصه استفاده گردد.

اشتراک گذاری