اخیراً استاد دانش معاون دوم رئیس جمهور، سفری چند روزه‌ای به هدف اشتراک و سخنرانی در نمایشگاه بین المللی فرهنگی راه ابریشم به کشور چین داشت. در این سفر معاون رییس جمهور مورد استقبال گرم مقامات چینی قرار گرفت. مقامات چین تلاش کردند تا فرصت های دید و بازدید از مراکز مهم فرهنگی  و تاریخی این کشور را  برای معاون رییس جمهور فراهم کنند.

در سال‌های پسین، سطح روابط میان افغانستان و چین رو به گسترش است و این کشور با توجه به منافع اقتصادی که در منطقه دارد، به خصوص چشم داشت‌های اقتصادی که از پروسۀ جاده ابریشم و پایپ لاین دارد، می‌کوشد روابط قابل اطمینان با دولت افغانستان داشته باشد. چین، نگران رشد تروریزم و نفوذ  این گروه ها میان مسلمانان این کشورنیز است. در این مطلب نگاه گذارا به چشم داشت چین از روابط با افغانستان صورت گرفته است.

آغاز روابط دپلماتیک چین و افغانستان

اولین ارتباطات تاریخی و دپلماتیک بین چین و افغانستان در قرن هفتم میلادی با سفر سوان ژنگ رهبرمانگ های چین به افغانستان و دیدار وی از دو بت بزرگ در بامیان  آغاز شد. این روابط با رسمیت شناخته شدن رژیم کمونیستی مائوتسه تونگ در ۱۹۵۵ میلادی استحکام بیشتری یافت. اما از آن پس هر دو جانب کوشیده تا روابط دوستانه میان دو کشور به صورت عادی ادامه یابد. پس از ۲۰۰۱ چشم اندازهای روشن اقتصادی و نقش ترانزیتی افغانستان در منطقه، توجه بیشتر مقامات چینی به افغانستان را جلب کرد .

از سوی هم  با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی؛ چین، بنا به ملاحظات همسایگی و تاثیرگذاریهای اقتصادی و امنیتی در حلقه اول سیاست خارجی کشور جای گرفت. به این اساس چین در سیاست خارجی افغانستان پس از امریکا منحیث یکی از کشورهای مهم در تحولات منطقه و چشم انداز صلح ، نیز جایگاه مهم یافت.

در گذشته چین، تلاش می کرد تا سطح روابط خود با افغانستان را از منظر منافع تجاری خود با پاکستان عیار کند؛ زیرا پاکستان در ردیف پنجمین کشورجهان  است که از چین سلاح خریداری می کند. چین در تقویت تأسیسات و بنیان های نظامی پاکستان همکاری داشته و تأسیسات اتمی، تانک و موشک سازی در پاکستان به همکای چین صورت گرفته است. اما اکنون به نظر میرسد، جایگاه افغانستان برای چین، نیز با اهمیت است؛ اما با آنهم، روابط اسلام آباد و چین، تاریخی و از گستردگی بیشتری برخوردار می باشد که مقامات افغانستان نیز به این امر واقف اند.

رویکرد اقتصادی چین به افغانستان

به نظر می رسد علاقمندی گسترش روابط میان چین و افغانستان، حد اقل از جانب چین، ماهیت اقتصادی دارد. در مدت ۱۸ سال تحولات امنیتی افغانستان، چین علاقه به اعزام نیرو به افغانستان پیدا نکرد. در این مدت کوشیده است تا زیر ساخت های خوبی برای افغانستان ایجاد کند. در حال حاضر، چین یکی از بزرگترین سرمایه گذاران در افغانستان به حساب می آید.

در سال ۲۰۰۱۷ چین در جمع شرکت های قزاقستان، روسیه، کانادا و امریکا توانست در داوطلبی پروژه مس عینک برنده شده و تعهد سپرد تا سه و نیم ملیارد دالر در آن سرمایه گذاری کند.

چین به علاوه پروژه مس عینک، چشم انتظارهای دیگر نیز در بخش معادن و انرژی در افغانستان دارد. افغانستان یک عشاریه شش ملیارد بیرل نفت و ۴۴۰ ملیارد متر مکعب گاز و مقدار زیاد آهن و طلا در ذخایر طبیعی خود دارد که طبعا چین، برای سرمایه گذاری در این ساحات هم بی علاقه نیست.

با تمام این‌ها، چین یکی از کشور های تولید کننده و صادر کننده جهان، ضرورت به مواد خام دارد تا برعلاوه حفظ بیلانس تولیدات و صادرات، آنرا گسترش دهد. از این لحاظ افغانستان یکی از کشورهای است که می تواند این خواستۀ چین را تا حد زیادی برآورده سازد.

طرح یک کمربند ـ یک راه و یا طرح احیای جاده ابریشم که معاون رییس جمهور در سومین نمایشگاه بین المللی آن دعوت شده و سخنرانی کرد، نقش و جایگاه افغانستان را برجسته و غیر قابل انکار می سازد.  این طرح که در سال‌های اخیر از سوی رییس جمهور چین مطرح شده و روی آن به شدت از سوی این کشور سرمایه گذاری گردیده است، بزرگ‌ترین طرح اقتصادی دولت چین در راستای احیای جاده ابریشم خوانده شده است. این طرح کالاهای تجاری چین را از طریق آسیای مرکزی به اروپا می رساند. به اساس بررسی‌ها،  از این جاده، بیش از چهار میلیارد نفر در جهان بهره‌مند می گردد. اگر این طرح تحقق یابد، می‌تواند چین را به تمام قاره های جهان وصل کند. حال، افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی که دارد در مسیر این جاده قرارداشته که می تواند این نقش، افغانستان را در چشم مقامات چین با اهمیت و غیر قابل انکار بنمایاند.

نقش چین در پروسه صلح

چین به دو دلیل عمده علاقمند به همکاری با پروسه صلح افغانستان  است.

اول؛ منافع اقتصادی

دوم؛ هراس از گسترش گروه های تروریستی در میان مسلمانان چینی

۱- منافع اقتصادی؛ آنگونه که تذکر رفت، چین کوشیده است تا روابط با افغانستان را بر محوریت اقتصادی حفظ کند، اما پیشرفت منافع اقتصادی، خود به خود ملاحظات امنیتی را  برای مقامات این کشور نیز به همراه دارد. اگر چین بخواهد از طریق عملی کردن طرح جاده ابریشم، و سرمایه گذاری در بندر گوادر به منافع اقتصادی خود برسد، این امر زمانی بی دغدغه خواهد بود که افغانستان دارای صلح و عاری از جنگ باشد.

بنابراین دولت چین ناگزیر است تا در پروسه صلح افغانستان صادقانه جانب پاکستان را با جدیت صحبت کند تا صلح افغانستان را جدی بگیرد و مانع صدور تروریزم در افغانستان شود. چین  شاید درک کرده  باشد که رشد بی رویه تروریزم و گروه های افراطی در افغانستان، آن هم با برنامه کشورهای منطقه، ضربه مهلک به اهداف اقتصادی این کشور خواهد زد. در حال حاضر کشور چین بیش از بیست میلیارد دالر در بندر گوادر سرمایه گذاری کرده و انتظار دارد تا از طریق خط تاپی نیازمندی های انرژی خود را از آسیای میانه بر آورده سازد. این امر خود به خود امنیت افغانستان و همکاری پاکستان برای برنامه صلح افغانستان را با اهمیت ساخته و مکلفیت چین را نیز در این امر قویتر می سازد.

۲- گسترش نیروهای تروریستی در منطقه نیز چین را نگران کرده است. این نگرانی با خروج نیروهای خارجی از افغانستان  بیشتر شده و همزمان، مقامات چین، علاقمندی خود را برای برقرار صلح در افغانستان اعلام داشتند.

چین در گذشته با حکومت طالبان برای مصئون نگهداشتن مناطق سینکیانگ ارتباط برقرار کرد. در آن زمان چین از ملاعمر خواسته بود تا به‌صورت تاکتیکی ایغورهای مسلمان را از انجام اقدامات تروریستی در وطن‌شان باز دارد.  این خواسته تاجای عملی هم شد و به صورت نسبی امنیت این مناطق حفظ شد.

با این حال چین  ظرفیت های خوبی دارد تا بتواند برای پروسه صلح همکاری کند. این کشور براساس روابط اقتصادی خود با پاکستان می‌تواند تعاملات امنیتی ما و پاکستان را به تعاملات امنیتی- اقتصادی تبدیل کند.

به تمام این‌ها، منافع هردو جنانب افغانستان وچین ایجاب می کند، تا هر دو کشور در محوریت منافع اقتصادی روابط خود را حفظ کرده و با استفاده از فرصت‌های موجود موانعی چون رشد تروریزیم و مداخلات برخی کشورهای دیگر را از پیشرو بردارند.

 

اشتراک گذاری