﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
جلالت مآب محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان، رؤسا و اعضای شورای ملی و قوه قضائیه و کابینه، رهبران، مولوی صاحب کشاف رئیس شورای علما، استادان، علما، سفرای محترم کشورهای اسلامی، مهمانان عالیقدر، رسانه ها، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا ایام میلاد مبارک نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و همچنین ولادت فرزند برومندش امام جعفر صادق(ع) را به تمام امت اسلامی و به همه هموطنان مسلمان و به شما حضار گرامی مخصوصا به جلالت مآب رئیس جمهور تبریک عرض می کنم و از دفتر رئیس جمهور و وزارت ارشاد، حج و اوقاف هم به خاطر برگزاری این محفل با شکوه معنوی، دینی و سیاسی تشکر می کنم.
سخن گفتن در باره شخصیت بزرگ پیامبر اسلام و ادا کردن حق مطلب، با توجه به ابعاد گسترده و ویژگی های منحصر به فرد ایشان کار بسیار دشوار و حتی ناممکن است. اما با اغتنام از فرصت، کوشش می کنم که مهمترین نکات را در باره شخصیت رسول اعظم در دو بخش به صورت فشرده با شما در میان بگذارم: یکی در باره اخلاق و صفات ویژه شخصیت پیامبر و دیگری سیره سیاسی و دولتداری پیامبر و این که ما هم به عنوان افراد و یا به عنوان یک ملت و یک دولت، برای زندگی سیاسی و اجتماعی امروز خود از آن حضرت چه باید بیاموزیم؟
بخش اول- اخلاق و صفات ویژه پیامبر:
در این بخش می خواهم جدا از روایات و گفته های مؤرخان و محققان، به طور مستقیم به سراغ آیات قرآن کریم برویم، تا بدانیم که قرآن خود در باره پیامبر چه گفته است. براستی یکی از موضوعات قابل توجه و خیلی زیبا و آموزنده مسایلی است که خود قرآن در باره پیامبر مطرح کرده است. گاهی خداوند در قرآن حتی از خصوصیات زندگی شخصی پیامبر پرده بر می دارد و گاهی از نوع روابط بین خود و پیامبر سخن می گوید و اگر کسی از محققان بتواند شخصیت پیامبر در قرآن و از زبان قرآن را مورد تحقیق قرار دهد، خود یک یا چند جلد کتاب قطور خواهد شد. بخش اندکی از این آیات را امروز باهم می خوانیم و در مورد آن باید کمی تأمل می کنیم. در این رابطه دو دسته آیات را یادآوری می کنم: یکی آیاتی در باره مشکلات زندگی پیامبر و نوع رابطه خداوند با پیامبر و دوم آیاتی در باره نوع رابطه پیامبر با مردم و یارانش.
دسته نخست- آیاتی در باره زندگی شخصی پیامبر و رابطه او با خداوند:
۱٫ در سوره ضحی خداوند در باره گذشته پیامبر و دشواری های زندگی او و رابطه توأم با مهر و رحمت خود با ایشان گفته است: والضحی والیل اذا سجی ما ودعک ربک و ما قلی و للآخره خیر لک من الاولی ولسوف یعطیک ربک فترضی ألم یجدک یتیما فآوی ووجدک ضالا فهدی ووجدک عائلا فأغنی فاما الیتیم فلا تقهر و اماالسائل فلاتنهر و اما بنعمه ربک فحدث. (سوره الضحی)
خداوند در این آیات حتی با ضمیر «تو» و نه «شما» با پیامبر سخن گفته که نشانه صراحت و رابطه دوستانه بین خدا و پیامبر است. واقعا در این آیات گویا یک گفتگوی خودمانی و رودررو بین خداوند و حضرت محمد صورت گرفته است که مضمون آن را کمی توضیح می دهم. خداوند می گوید: ای محمد! پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو غضب هم نکرده است؛ یعنی یک پیوند نزدیک بین من و تو همیشه برقرار است و همیشه تحت نظر و توجه و عنایت من هستی و هرگز در آینده هم این پیوند قطع نخواهد شد و تو هیچگاه مورد خشم پروردگارت قرار نمی گیری، ولی بدان جهان آخرت برای تو بهتر از دنیا است و یا این که مرحله پسین زندگی ات به مراتب بهتر از مرحله پیشین زندگی تو است و تو علی رغم مشکلات امروزت، در آینده یک زندگی توأم با پیروزی ها و کامیابی ها خواهی داشت و بدان پروردگارت آنقدر به تو خواهد داد که راضی شوی. این که مفسران کوشیده اند بیان کند که خداوند به پیامبر چه داده است، از باب بیان مصداق است و گرنه معنای خود این جمله روشن است، یعنی در هر مورد که بخواهی و هرچه خواسته باشی، خداوند آنقدر به تو عطا کند که خود راضی شوی. از سوی دیگر خداوند از سه مشکل عمده در زندگی گذشته پیامبر یادآوری کرده می گوید: ای محمد! مگر یک طفل یتیمی نبودی که خداوند پناهت داد؟ (او هنوز در شکم مادر بود که پدرش عبدالله وفات کرد و شش ساله شد که مادرش آمنه فوت کرد) ای محمد! مگر یک شخص سرگشته و راه گم گشته ای نبودی که خداوند با نور رسالت و پیامبری هدایتت کرد؟ ای محمد! مگر یک شخص فقیر و تهیدستی نبودی که خداوند بی نیازت ساخت؟ پس ای محمد! در مقابل این سه مشکلی که داشتی و مهر و رحمتی که در هر سه مورد از جانب من دیدی، از تو می خواهم که دو کار را برای مردم و به طور خاص در مورد گروه های آسیب پذیر جامعه و یک کار را هم برای من انجام دهی. اول این که کودکان یتیم و بی سرپرست را مورد قهر و خشم قرار نده و دوم این که افراد بی بضاعت و تهیدست را که دست کمک به سوی همه دراز می کنند، از خود مران. یعنی این دو گروه آسیب پذیر جامعه (اطفال و فقرا) باید تحت حمایت تو و دولت تو قرار بگیرند. اما یک کاری که تو باید برای خدا انجام دهی این است که نعمت های پروردگارت را به زبان آور و در باره آن ها سخن بگو، تا نعمت های خداوند به بندگانش آشکار شود.
۲٫ خداوند در سوره انشراح که بعد از سوره ضحی در قرآن جای گرفته و حتی برخی از مفسرین این هر دو سوره را به خاطر نزدیک بودن محتوا و حتی شکلیات آن دو، یک سوره دانسته اند، باز هم از برخی از خصوصیات دیگر پیامبر و نوع رابطه خود با او سخن گفته است. ألم نشرح لک صدرک ووضعنا عنک وزرک الذی انقض ظهرک و رفعنا لک ذکرک فان مع العسر یسرا ان مع العسر یسرا فأذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب. (سوره انشراح)
خداوند می گوید: ای محمد! مگر ما به تو شرح صدر نداده ایم؟ آیا مگر ما نبوده ایم که بار سنگین مشکلات را که داشت پشت تو را می شکست از دوش تو برنهاده ایم؟ یعنی به لطف و عنایت خداوند است که تو امروز این همه ظرفیت برای تحمل مشکلات و مدارا با مردم یافته ای و سینه گشاده، اندیشه روشن، وسعت نظر و توان برخورد با همه چالش ها را پیدا کرده ای. آیا ما نبوده ایم که تو را بلند آوازه ساخته ایم؟ تو و همه پیروانت و همه انسان ها باید بدانند که برای پخته شدن شخصیت انسان، تحمل دشواری های زندگی یک ضرورت است اما باید بدانید که دشواری ها هیچ وقت بی پایان و دایمی نیست و اگر انسان، تحمل و هوشیاری پیشه سازد حتما و قطعا با هر دشواری آسانی نیز هست، یعنی سرانجام همه شکست ها، پیروزی است. خداوند می فرماید: ای محمد! با توجه به این وضعیت، هر وقت که از کارهای زندگی و امور مردم و حکومتداری فراغت یافتی به عبادت خداوند بپرداز و به پروردگارت رو بیاور و باید تمام رویکرد اصلی تو به سوی خداوند باشد.
دسته دوم- آیاتی در باره نحوه برخورد پیامبر با مردم و با مسلمانان:
فبما رحمت من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لأنفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین. (آل عمران/۱۵۹)
در این آیه خداوند خطاب به پیامبر از نحوه برخورد او با مردم سخن گفته و پنج ویژگی را ذکر کرده است:
۱٫ در اثر رحمت خداوند با مردم با نرمش و مهربانی برخورد می کنی و اگر درشتخوی و سختدل بودی مردم از اطرافت پراکنده می شدند. ۲٫ با مردم عفو و گذشت داشته باش. ۳٫ برای خطاکاران طلب مغفرت کن. ۴٫ در امور مهم عمومی با آنان به مشاوره بپرداز. ۵٫ ولی در همه امور با قاطعیت برخورد کن و زمانی که تصمیم گرفتی، از هیچ کسی نهراس و به خدا توکل کن.
در آیه دیگر خداوند گفته است: لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم. (توبه /۱۲۸) در این آیه هم به چهار خصوصیت برای پیامبر به عنوان پیامبر و زعیم جامعه اشاره شده است:
۱٫ او هرچند پیامبر و زعیم جامعه است ولی از جنس خود مردم است. ۲٫ رنج و ناراحتی مردم برای او سخت تمام می شود. ۳٫ حریص و علاقه مند به نجات و آسایش مردم است. ۴٫ به مردم رئوف و مهربان است.
در یک آیه دیگر خداوند خطاب به پیامبر به او امر می کند که: واخفض جناحک لمن اتبعک مین المؤمنین (شعرا/۲۱۵) یعنی پر و بال خود را برای پیروان خود بگستران یا آنان را زیر بال و پر خود بگیر. این حالت، مهر و عاطفه بسیار عمیق و شدید پیامبر به پیروانش را نشان می دهد.
به طور کلی اگر در باره اخلاق پیامبر و شیوه برخورد او با مردم بخواهیم نتیجه بگیریم باز هم از زبان خود قرآن نتیجه گیری می کنیم:
اول این که پیامبر واقعا در سطح بسیار عالی، از اخلاق بزرگوارانه ای برخورداربوده است. انک لعلی خلق عظیم. (قلم/۴)
دوم این که پیامبر با چنین اخلاقی واقعا باید یک الگوی نیک برای همه باشد. لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه. (احزاب/۲۱)
حضار گرامی!
آنچه را خیلی فشرده در باره اخلاق پیامبر گفتیم، برگرفته شده از نصوص صریح قرآن، کتاب آسمانی اسلام بود. خوبست از میان ده ها نظری که توسط دانشمندان غیر مسلمان در باره نقش بی بدیل پیامبر در تاریخ بیان شده، حد اقل یک مورد را به اختصار یادآوری کنیم.
ویل دورانت دانشمند و محقق معروف غربی، کسی است که با همکاری همسرش آریل دورانت با نیم قرن تحقیق در زمینه تاریخ تمدن بشری، بزرگترین شاهکار را آفریده و کتاب قطور و کم نظیر «تاریخ تمدن» را نوشته است. او در مقدمه جلد اول کتاب خود که آن را «مشرق زمین گاهواره تمدن» نام گذاشته، می گوید که: آسیا قدیمی ترین نمایشگاه مدنیت و خمیر مایه و شالوده فرهنگ یونان و روم است و سپس با تواضع و با زبان معذرت خواهی می گوید: «دماغ غربی چگونه ممکن است مشرق زمین را فهم کند؟ هشت‌سالی که من در مطالعه و مسافرت گذراندم، به من فهماند که اگر یک غربی، تمام عمر خود را به مطالعه در قضایای مشرق زمین وقف کند بازهم نمی‌تواند روح اسرارآمیز شرقی را چنان که هست درک کند». همین شخص در جلد چهارم کتابش به نام «عصر ایمان»، در باره خصوصیات شخصی پیامبر بزرگ اسلام چنین می گوید:
«بارها او را می دیدند که پاپوش خود را می دوخت، یا لباس خود را وصله می زد، یا آتش روشن می کرد، یا خانه را جاروب می کرد، یا بز خانگی را در حیاط می دوشید و یا از بازار خوراکی می خرید. خوراک عمده وی خرما و نان جو بود، شیر و عسل همه تجملی بود که گاهی از آن بهره می گرفت. شراب را که بر دیگران حرام کرده بود هرگز ننوشید. با بزرگان خوش برخورد و با ضعیفان گشاده رو بود و در مقابل گردان فرازان مغرور، بزرگ و بامهابت. با یاران خود سختگیر نبود… هرگز به ابهت قدرت تظاهر نمی کرد، دوست نداشت که نسبت به او با تکریم خاص رفتار کنند. با آن که از غنیمت و منابع دیگر، مال فراوان به دست او می رسید، برای خانواده خود بسیار کم خرج می کرد. آنچه برای خودش تخصیص می داد از کم هم کمتر بود. مثل همه مردم به وضع ظاهر خود توجه خاص داشت. عطر می زد، سرمه می کشید، موی خود را رنگ می کرد و انگشتری به دست داشت که نقش آن محمد رسول الله بود. جنگجوی سرسخت و قاضی عادلی بود».
وی نتیجه می گیرد:
«اگر بزرگی را به میزان اثر مرد بزرگ در مردمان بسنجیم، باید بگوییم محمد از بزرگترین بزرگان تاریخ است. وی در صدد بود سطح معنویات و اخلاق قومی را که از گرمای هوا و خشکی صحرا به ظلمات توحش افتاده بودند اوج دهد و در این زمینه توفیقی یافت که از همه مصلحان دیگر بیشتر بود. کمتر می توان کسی را جز او یافت که همه آرزوهای خود را تحقق بخشیده باشد. ..وقتی او دعوت خویش را آغاز کرد، اعراب قبایل بت پرستی بودند که به طور متفرق در صحرای خشک عربستان سکونت داشتند ولی به هنگام مرگ او ملتی شده بودند. وی خرافات و تعصبات را محدود کرد و دینی پدید آورد ساده و روشن و نیرومند، با معنویاتی که اساس شجاعت و مناعت یک قوم بود. وی طی یک نسل در یکصد معرکه پیروز شد و در مدت یک قرن، امپراطوری عظیمی به وجود آورد که اینک هم در روزگار ما نیروی معتبری است که بر یک نیمه جهان نفوذ دارد». (ویل دورانت، تاریخ تمدن، چاپ سوم، تهران، ۱۴۷۱، ج ۴، ص ۲۲۱ و ۲۲۲٫)
بخش دوم- سیره سیاسی و دولتداری پیامبر:
سیره سیاسی پیامبر، مهم تر و جذاب تر از بعد اخلاقی شخصیت او است و واقعا برای مسلمانان لازم است که در این بخش بیشتر توجه کنند و از پیام های ارزشمند دولتداری پیامبر درس بگیرند. با توجه به فرصت اندک، در این باره تنها به دو موضوع اساسی اشاره می کنم:
۱٫ دولت سازی و ملت سازی:
در بعد سیاست داخلی مهم ترین و اساسی ترین موضوع، دولت سازی و ملت سازی بود که پیامبر آن را وجهه همت خویش قرار داد و مخصوصا بعد از سپری شدن ۱۳ سال حضور در مکه و با وارد شدن ایشان به مدینه، این دولت نوپا عملا ظهور یافت.
پیامبر اسلام (ص) با ورود به مدینه و به منظور تأسیس حکومت، اولین کاری را که انجام داد، تنظیم و ثیقه‌ای بود که برای تنظیم حقوق اساسی مردم و وظایف متقابل دولت و ملت به شمول مسلمین، یهود و دو قبیله بزرگ اوس و خزرج، به امضا رسید. برخی از حقوقدانان از این سند به عنوان اولین قانون اساسی مکتوب در تاریخ بشریت و اعلامیه استقلال جزیره العرب یاد کرده اند. این سند دارای ۵۲ فقره است و برخی از حقوقدانان آن را به شکل امروزی در ۱۹ ماده حقوقی خلاصه کرده اند. در این سند آمده است که: همه مردم ساکن یثرب به شمول همه اقوام و قبایل، امت واحد به شمار می روند و دارای نظام سیاسی واحد هستند. اما قبایل ساکن یثرب در امور خاص خود از استقلال داخلی برخوردارند. در این سند تأکید شده بر این که یهود یثرب با مسلمانان همگی امت واحدند ولی در اجرای احکام دین خود آزادند و یهود و مسلمان باید با یکدیگر با حسن نیت زندگی کنند و همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند و مدینه حرم است و همه سکنه آن از امنیت کامل برخوردارند.
تصویب این سند با این محتوای عالی، مطابق به مقتضیات شرایط آن روز جزیره العرب و در قرن ۷ میلادی، یک گام مهم و یک پدیده مترقی سیاسی و حقوقی، در جهت تأسیس یک دولت به معنای واقعی کلمه بود. این دولت واقعا در محتوای خود هر سه قوه دولت یعنی مجریه، مقننه و قضائیه را با خود داشت. هرچند تفکیک قوا به صورتی که امروز مطرح است، در آن زمان وجود نداشت و شخص پیامبر هر سه قوه را تمثیل می کرد و لی به تدریج از دوره خود پیامبر شکل گیری قضای مستقل آغاز شد و در دوره خلفای راشدین عملا هر سه قوه به صورت تفکیک شده ایجاد گردید و دولت اسلامی در عمل فعالیت های خود را برای تأمین نظم و امنیت عمومی، عدالت و قانونیت و ارائه خدمات عمومی به مردم آغاز کرد. این دولت از تمام هر چهار عنصر دولت که در حقوق و اندیشه سیاسی معاصر امروز مطرح شده، برخوردار بود؛ یعنی جمعیت به صورت ملت واحد، سرزمین یا قلمرو جغرافیایی، حکومت و حاکمیت یا استقلال در بعد خارجی.
۲٫ سیاست خارجی موفق:
سیاست خارجی پیامبر یکی از موفق ترین سیاست ها بود و اصول و مبانی نوی را در روابط بین المللی بنیان نهاد. هرچند سیاست خارجی برآیند وضعیت داخلی و سیاست داخلی است ولی گاهی سیاست سنجیده شده و موفق خارجی، می تواند بحران های داخلی را هم مهار کند و باعث موفقیت و کامیابی های گسترده شود. پیامبر و یارانش از همین رویه استفاده کردند:
۱- توسعه روابط دوستانه سیاسی و فکری با قبایل و جوامع خارج از مکه اولین ابتکار پیامبر بود و به همین جهت در همان دوره سیزده ساله مکه، اولا برقراری روابط دوستانه با حبشه مسیحی باعث شد که گروه اول مهاجرین به آنجا با احترام پناه بگیرند و پیام اسلام را توسعه دهند و ثانیا توسعه روابط با قبایل مدینه باعث شد که پیامبر بعدها، قوی ترین پایگاه را پیدا کند و حتی اولین حکومت خود را در آنجا تأسیس کند.
۲- پیامبر کوشش می کرد که با همه گروه های غیر مسلمین اعم از یهود و مسیحی و دیگران، منافع مشترک و دیدگاه های مشترک و به اصطلاح قرآن «کلمه سواء» یا فکر مشترک پیدا کند.
قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا ولا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون. (آل عمران/ ۶۴)
ان الذین آمنوا والذین هادوا والصابئون و النصاری من آمن بالله والیوم الآخر و عمل صالحا فلا خوف علیهم و لاهم یحزنون. (مائده/۶۹)
۳- در صورت نیافتن اندیشه و دیدگاه مشترک، سعی می کرد که حد اقل سیاست عملی دی فاکتو را پیشه کند و بگوید: لااکراه فی الدین و یا بگوید: لکم دینکم و لی دین. هرچند در سوره کافرون بر این تأکید شده که پیامبر با کفار نمی تواند از نگاه اعتقادی و عبادی به نقطه مشترک برسد، ولی در عین حال می پذیرد که بر اساس اصل همزیستی مسالمت آمیز، شما از دین خود پیروی کنید و من از دین خود و اکراه و اجباری در دین نیست.
۴ – اصل بنیادی در سیاست خارجی پیامبر این بود که صلح یک اصل اولی در روابط است و نه جنگ. سه قاعده ای که امروز در حقوق بین الملل پذیرفته شده کاملا مورد قبول پیامبر بود: اول منع توسل به جنگ و خشونت و دوم حل همه اختلافات از راه های مسالمت آمیز و سوم بر فرض تحمیل شدن جنگ، رعایت قواعد دفاع مشروع. پیامبر در همه حالات، این سه قاعده را رعایت کرده است و بیشترین جنگ ها بر مسلمانان تحمیل می شد و آنان مجبور می شدند که از خود دفاع کنند و به همین جهت اکثر آن جنگ ها در حومه مدینه به وقوع پیوسته؛ یعنی این دشمن بوده که از خارج بر مدینه حمله می کرده است.
با چنین سیاستی بود که پیامبر، بزرگترین ملت و دولت و به تعبیر ویل دورانت بزرگترین امپراطوری را تأسیس کرد و تمدن و فرهنگی را بنیان نهاد که تا قرن ها در سطح جهان پیشتاز بود. باز هم ویل دورانت در این مورد می گوید:
«اسلام طی پنج قرن از سال ۸۱ تا ۵۹۷ ه. ق(۷۰۰ تا ۱۲۰۰ م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، تصفیه اخلاق و رفتار، سطح زندگانی، وضع قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی، ادبیات، دانشوری، علم، طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود… پزشکان اسلامی پنجصد سال تمام علمدار طب جهان بودند. فیلسوفان اسلامی مؤلفات ارسطو را برای اروپای مسیحی حفظ… کردند. ابن سینا و ابن رشد از نظر فلاسفه مدرسی اروپا… انوار شرق بودند… سفالگران، آهنگران و شیشه گران و نیز جلد سازان، زره بافان و اسلحه سازان، همه، فنون خود را از صنعتگران مسلمان فرا گرفته بودند… در اسپانیا والدین اسپانیایی جوانان مسیحی خود را به دربار امیران مسلمان می فرستادند تا در آنجا تربیت شوند و رسوم شهسواری بیاموزند… هر پیشرفتی که مسیحیان در قلمرو اسپانیا می کردند، به دنبال آن موجی از ادبیات، علوم، فلسفه و هنر اسلامی به قلمرو مسیحی انتقال می یافت…» (تاریخ تمدن، ج ۴، ص ۴۳۲ تا ۴۳۴)
حضار گرامی!
ما هم امروز سیره سیاسی حضرت محمد(ص) را در هر دو عرصه داخلی و خارجی باید سرلوحه دولتداری خود قرار دهیم. از میان درس های زیادی که باید بگیریم، به جهت ضیق وقت تنها به سه محور اساسی اشاره می کنم:
۱٫ ملت سازی و تقویت همبستگی ملی و تحکیم وحدت ملی در چوکات کشور واحد و سرزمین واحد و نظام سیاسی واحد، اولین گام کامیابی و موفقیت ملت ها است و امروز در افغانستان این امر، اولین و مهم ترین وظیفه و رسالت ملی همه ما به شمول دولت، گروه های سیاسی، مدنی و قومی است و اگر کسی به خاطر منافع شخصی و گروهی خود، در این امر اخلال می کند و یا به تفرقه ملی، بی اعتماد ساختن مردم نسبت به دولت، تضعیف روحیه نیروهای امنیتی و دفاعی و تضعیف حکومتی برخاسته از اراده مردم و انتساب اتهامات بی اساس به اراکین حکومت دست می زند، در حقیقت به مسئولیت ملی خود پشت کرده و به سرنوشت مردم خیانت کرده است. امروز در افغانستان شیعه و سنی و همه اقوام ما برادر همدیگر هستند و به حقوق همدیگر احترام دارند و تحت رهبری حکومت وحدت ملی، در مقابل دشمنان مشترک خود یعنی تروریزم بین المللی مخصوصا گروه های همچون طالبان، القاعده و داعش، در یک سنگر مبارزه می کنند. ما امروز در فضای آزاد سیاسی، از هر نوع طرح، گردهمایی و همایش ها در جهت تحقق اصلاحات و بهبود وضعیت در کشور استقبال می کنیم و انتقادهای سازنده را هم می پذیریم، اما باید بدانیم که همگی ما در دفاع از مصالح و منافع کشور و تقویت وفاق و همگرایی در سطح ملی مسئولیت مشترک داریم و نباید به سمتی حرکت کنیم که منافع علیای مردم و دولت ما صدمه ببیند.
۲٫ در جانب حکومت هم باید گفت که حاکمیت قانون، تأمین عدالت، استفاده مشروع از بیت المال، جلوگیری از سوء استفاده و فساد اداری، رسیدگی به گروه های آسیب پذیر جامعه مانند اطفال و زنان، کاهش فقر و ایجاد اشتغال و رفاه برای مردم از مهم ترین وظایف حکومت و رهبری سیاسی کشور است که امروز خوشبختانه همه این مسایل با جدیت و قاطعیت تمام از سوی حکومت وحدت ملی تعقیب می شود و در همه این عرصه ها ما گام های بزرگ و بلندی برداشته ایم.
۳٫ در بخش مناسبات منطقه ای و بین المللی، رویکرد صلح طلبانه، زیربنای همه پالیسی های داخلی و خارجی ما را تشکیل می دهد. احترام متقابل با ملت ها و دولت های دیگر مخصوصا همسایگان برای ما یک اصل است. رابطه ما با کشورها بر اساس رابطه دولت- دولت تنظیم شده است و از دولت ها هم انتظار داریم که رابطه خود را با ما بر همین اساس تنظیم کنند. از مرزهای ما منافع هیچ کشوری تهدید نخواهد شد، ولی همان طور که ما خود هیچگاه در جنگ های نیابتی اشتراک نمی کنیم، از همه کشورهای دور و نزدیک هم می خواهیم که کشور ما را صحنه جنگ های نیابتی نسازند.
با تبریک مجدد میلاد مبارک پیامبر عظیم الشأن اسلام و با تشکر از توجه شما
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

اشتراک گذاری