﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
جلالت مآب داکتر خواجه عمری وزیر تحصیلات عالی، جناب فاروقی وزیر مشاور و رئیس پوهنتون کابل، برادر گرامی نادر نادری رئیس کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی، جناب پوهاند باوری معین وزارت اطلاعات و فرهنگ، معاون پوهنتون کابل، رؤسای پوهنحی ها، استادان، دانشمندان، محصلان، جوانان، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا جشن فراغت محصلان پوهنتون کابل را به جوانان عزیز، خانواده های محترم شان، به وزارت تحصیلات عالی، پوهنتون کابل، به خانواده تحصیلات عالی افغانستان و به همه مردم کشور از صمیم قلب تبریک می گویم. واقعا بسیار جای خرسندی و شادمانی است که سالانه ده ها هزار نفر از جوانان ما در سطح کشور و چند هزار نفر از پوهنتون کابل با موفقیت فارغ می شوند و به خانواده فارغ التحصیلان می پیوندند. من از رئیس محترم پوهنتون کابل جناب آقای فاروقی تشکر می کنم که برای تشویق جوانان و گرامیداشت از تلاش و کوشش جوانان برای آموختن علم این جشن با شکوه را برگزار کرده اند و همچنین از استادان عالیقدر پوهنتون کابل تشکر می کنم که هر ساله چنین جوانان آگاه و دانش آموخته را به جامعه ما تحویل می دهند.
همچنین در کنار محفل جشن و شادمانی شما لازم می بینم از یک حادثه تلخ هم یاد کنم؛ حادثه تروریستی دیروز در میدان وردگ. به روان پاک جوانان نیروهای امنیتی کشور که دیروز در حمله تروریستی میدان شهر به شهادت رسیدند درود می فرستم. دشمنان افغانستان باید بدانند که این حمله وحشیانه آنان بدون پاسخ نخواهد ماند. یاد همه شهدای وطن گرامی باد!
حضار گرامی!
با اغتنام از فرصت و به منظور ابراز تمنیات نیک برای جوانانی که امروز فراغت خود را جشن گرفته اند، مطالب بسیار کوتاهی را خدمت شما تقدیم می کنم. اجازه دهید در ابتدا در مورد وضعیت تحصیلات و محصلان یک سلسله معلومات آماری را با شما در میان بگذارم:
پوهنتون کابل به عنوان پوهنتون مادر در تاریخ تحصیلات عالی کشور ما از اعتبار خاصی برخوردار است. این پوهنتون که در سال ۱۳۱۱ خورشیدی با امکانات محدود و تعداد اندک استادان و محصلان تأسیس شد، اکنون بعد از ۸۶ سال، با بیش از ۸۵۰ استاد که بیش از ۲۷ در صد آنان را استادان زن تشکیل می دهند و با ۲۱ پوهنحی در ۹۶ دیپارتمنت یا رشته و با بیش از ۱۶ برنامه ماستری و دو رشته دکتورا فعالیت می کند و اکنون بیش از ۲۳۰۰۰ محصل دارد و سالانه بیش از ۴۰۰۰ فارغ التحصیل به جامعه ما تحویل می دهد.
در مورد مجموع فارغان کشور از همه نهادهای تحصیلی دولتی، هم باید گفت که ما در طول ۱۷ سال اخیر یک روند کاملا رو به افزایش را شاهد هستیم. به عنوان مثال در سال ۱۳۸۱ تعداد ۱۸۶۴ فارغ التحصیل و در سال ۱۳۸۵ تعداد ۶۸۵۸ فارغ التحصیل و در سال ۱۳۹۰تعداد ۱۲۲۷۵ فارغ التحصیل و در سال ۱۳۹۵ تعداد ۳۲۷۶۹ نفر و در سال گذشته (۱۳۹۶) تعداد ۳۸۲۲۴ فارغ التحصیل داشته ایم و امسال (۱۳۹۷) نیز به تعداد مشابه پارسال فارغ التحصیل داریم.
باید اضافه کنم که هم اکنون تعداد ۱۸۰ هزار تن محصل، در پوهنتون های دولتی ما و تعداد ۱۷۵ هزار تن محصل در مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی ما یعنی جمعا بیش از ۳۱۰ هزار تن در سطح کشور مشغول تحصیل هستند.
حضار گرامی!
منظورم از ذکر این ارقام این است که دولت و کشور ما در طول ۱۷ سال اخیر در عرصه دسترسی به تحصیلات عالی از نگاه کمیت به صورت چشمگیر یک روند رو به افزایش را شاهد بوده است. ممکن است ما امروز از نگاه کیفیت آموزشی با مشکلات زیادی مواجه باشیم و این وظیفه همه پوهنتون های ما مخصوصا پوهنتون کابل است که باید خود را به روز بسازد یعنی با ارتقای کیفی تحصیل و بر اساس مقتضیات زمان و دانش و تکنالوژی معاصر، نسل جدید ما را تربیه کند، ولی با همه این کاستی ها رشد کمی ما یک رشد قابل ملاحظه و قابل قدر است به گونه ای که از حدود ۱۸۰۰ فارغ التحصیل در سال ۱۳۸۱ اکنون به حدود چهل هزار فارغ التحصیل رسیده ایم. من این موفقیت بزرگ را به حکومت افغانستان و مخصوصا به وزارت تحصیلات عالی و رهبری پوهنتون ها و استادان عالیقدر ما در کدر علمی پوهنتون ها تبریک می گویم و از خداوند بزرگ موفقیت مزید دست اندرکاران تحصیلات عالی کشور را استدعا می کنم.
اما موضوعی را که می خواهم با جوانان کشور و فارغ التحصیلان عزیز در میان بگذارم، مسئولیت های محصلان است. این مسئولیت ها را در دو بخش به اختصار توضیح می دهم:
اول- رابطه محصل با دانش و دانشگاه:
پیوند محصل با پوهنتون در حقیقت پیوند انسان با عنصر دانش و آگاهی است. دانایی باعث روشنایی و انکشاف جامعه است. دانش موجب توانایی انسان می شود. شاعر فارسی زبان چه زیبا و دقیق گفته است که: توانا بود هر که دانا بود. یعنی توانایی از دانایی پدید می آید و نه بر عکس. در یک حدیث از پیامبر بزرگ اسلام گفته شده است که: العلم صوله. یعنی دانش یک نوع تسلط و هیبت و اقتدار است و هر کسی و هر جامعه ای که فاقد علم باشد، فاقد اقتدار و قدرت بوده و خواه ناخواه محتاج بوده و تحت تسلط دیگران قرار می گیرد. دقیقا به همین جهت است که در فرهنگ دینی ما به علم یک ارزش خاصی قایل شده است. از نگاه فرهنگ دینی اولین عنصر ارزشمند در حیات انسان ایمان و باورهای دینی است و دومین عنصر دانش و معرفت است. در قرآن شریف آمده است که: یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات. ایمان اگر سکوی پرش انسان به سوی هدف باشد، علم ابزار رسیدن به این هدف است. علم باعث رشد و ترقی و رفاه و آسایش جامعه می شود و هر جامعه ای که از این نعمت برخوردار باشد، در همه عرصه ها به خود کفایی و خود اتکایی می رسد.
جوانان عزیز و فارغ التحصیلان گرامی!
رابطه محصل با پوهنتون با یک دوره فراغت پایان نمی یابد. محصل و دانشجوی واقعی برای همه عمر محصل و دانشجو است و برای همه عمر باید با پوهنتون و مراکز آکادمیک پیوند داشته باشد. زیرا همان طور که خود دانایی و آگاهی هیچ گونه مرز و محدودیتی ندارد، یادگیری و آموختن و در پی دانش و دانایی بودن نیز هیچ گونه محدودیت را نمی پذیرد. در این رابطه باز هم از فرهنگ دینی خود استمداد می گیریم و چند آموزه پیامبر گرامی خود حضرت محمد مصطفی (ص) را برای شما نقل می کنم که چگونه از دیدگاه این مکتب دانش طلبی و دانش جویی مرز ندارد و پایان ناپذیر است. از نگاه پیامبر اسلام دانایی و دانش طلبی نه مرز سنی و زمانی دارد و نه مرز جنسیتی و نه مرز جغرافیایی و نه حتی مرز دینی.
پیامبر فرمود: اطلبوا العلم من المهد الی اللحد یعنی از گهوار تا گور دانش بجوی و این بدان معنی است که شما هیچگاه از تحصیل و جستجوی علم فارغ نمی شوید و از گهواره تا گور باید در پی آموختن باشید و رابطه تان را با دانش و پوهنتون تا زمان مرگ باید حفظ کنید.
همچنین پیامبر فرمود: طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه یعنی آموختن و دانشجو بودن بر هر مرد و زن مسلمان یک فریضه است و این بدان معنی است که در رفتن به مکتب و دانشگاه هیچ فرقی بین مرد و زن و پسر و دختر نیست و باید هر مسلمانی و بلکه هر انسانی به مکتب و دانشگاه برود.
همچنین پیامبر فرمود: اطلبوا العلم و لو بالصین. یعنی علم را بجویید هرچند با مهاجرت کردن و رفتن به چین یعنی هر چند با رفتن به مناطق بسیار دور دست و پیمودن مسافت های زیاد، چون در آن زمان چین برای منطقه جزیره العرب دورترین نقطه محسوب می شد. پیامبر اسلام در این جمله کوتاه و معنی دار می گوید که آموختن مرز جغرافیایی نمی شناسد و بلکه مرز دینی هم نمی شناسد و یک مسلمان در صورت ضرورت باید علم را از کشورهای بیگانه و یا از کفار هم باید بیاموزد.
بنا بر این رابطه یک دانشجو با دانش و دانشگاه هیچگاه قطع شدنی نیست و امروز فارغ التحصیلان ما نباید به این دل خوش کنند که از یک دوره لیسانس فارغ شده اند. فارغ شدن از مقطع لیسانس تازه آشنا شدن تنها با الفبای علم است. در دوره لیسانس تازه چشم انسان باز می شود و تنها چند قدمی خود را می تواند ببیند و اگر بخواهد با دوردست های افق زندگی آشنا شود، باید همچنان پیوند خود را به طور متداوم با آموختن، خواندن و نوشتن و تدریس و آموزش و پژوهش حفظ کند.
دوم- رابطه محصل با جامعه و مردم:
مسئولیت دوم و مهم تر یک محصل رابطه او با جامعه و مردم و کشور او است. در این رابطه چند نکته بسیار کلیدی وجود دارد که توجه شما جوانان را به آن ها جلب می کنم:
۱٫ اولین درسی را که یک محصل باید در پوهنتون بیاموزد درس وفاداری به وطن و عشق خدمت به مردم است. آموختن علوم و فنون یک وسیله است. هدف خدمت به مردم و آبادانی وطن است. پوهنتون باید به جوانان درس وطن دوستی و غرور ملی بیاموزاند. جوانی که وطن و مردم و کشور خود را دوست نداشته باشد و در راه عزت و سربلندی آن مبارزه و فداکاری نکند، از نور علم و معرفت چیزی نیاموخته است. وطن دوستی با نوع دوستی و بشر دوستی و حتی با دین و ایمان منافات ندارد. در فرهنگ دینی ما آمده است که: حب الوطن من الایمان. در حقیقت دوست داشتن میهن، سنگ بنای رشد و استحکام شخصیت انسان است. انسانی که محروم از وطن و عاری از میهن دوستی باشد، روان او ناآرام و قلب او تهی از هر انگیزه برای حرکت سازنده خواهد بود.
۲٫ دومین مسئولیت محصلان و جوانان ما در محیط زیبای پوهنتون، تلاش برای حفظ و تحکیم وحدت ملی ما و مبارزه با نفرت پراکنی های قومی و زبانی و مذهبی و سمتی است. جوانان ما در صنف های پوهنتون کابل و همه پوهنتون های کشور از هر قوم و زبان و مذهب و از ۳۴ ولایت زیبای وطن، به عنوان گل های رنگارنگ در کنار همدیگر می نشینند و از استادان پشتو زبان و فارسی زبان علم و هنر می آموزند. این وحدت و همدلی و یکرنگی را در سطح جامعه و زندگی سیاسی و اجتماعی خود نیز باید تبارز بدهند. امروز متأسفانه ما با شکاف ها و گسست های سیاسی و اجتماعی مواجه شده ایم و تا زمانی که چنین باشیم، هر چند تحصیلات عالی هم داشته باشیم و از پوهنتون هم فارغ شویم، نمی توانیم به پیشرفت و خودکفایی و به عزت و اقتدار دست پیدا کنیم. شما جوانان عزیز که در محیط پوهنتون هستید بیش از هر کسی دیگر این مسئولیت بزرگ را به دوش دارید. اگر شما با نفرت پراکنی مبارزه نکنید و اگر شما سنگ بنای وحدت و وفاق ملی را مستحکم نسازید، از هیچ کسی دیگر انتظار نداشته باشید که وطن شما را از این بن بست ها و بحران ها نجات بدهد.
۳٫ سومین مسئولیت مهم شما مبارزه با افراطی گرایی است. افراطیت دینی و مذهبی و افراطیت سیاسی یعنی چپ افراطی و راست افراطی، همگی عامل تباهی و بدبختی افغانستان است و بلکه هیچ کشوری در دنیا با شیوه افراطیگری به هدف نرسیده است. به گفته امام علی (ع) : الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده یعنی راست و چپ هر دو گمراهی است و راه میانه یا میانه روی جاده درست زندگی است. قرآن ما هم گفته است که: اهدنا الطراط المستقیم و همچنین خطاب به مسلمانان گفته است که: و کذلک جعلناکم امه وسطا. بدین معنی که امت محمد امت میانه و معتدل بوده و همیشه در مسیر اعتدال و میانه روی حرکت می کند.
شما اگر تاریخ سیاسی کشور را مطالعه کنید، در هر دوره ای این افراطگرایی چپ و راست بوده است که کشور ما را به بحران و منازعات داخلی و جنگ های نیابتی کشانده است. حد اقل در چهل سال اخیر ما همگی قربانی افراطیت هستیم. بنا بر این جوانان ما در پوهنتون نه تنها باید درس اعتدال و عقلانیت بیاموزند بلکه با هر نوع تندروی و افراطیت دینی و قومی و سیاسی مبارزه کنند.
حضار گرامی!
آخرین نکته ای که در این رابطه باید به آن اشاره کنم این است که در رشد و تربیه نسل جوان کشور، نقش بنیادی و اساسی مربوط به وزارت تحصیلات عالی و همچنین استادان عالیقدر است. وزارت تحصیلات عالی نقش رهبری و پالیسی سازی و استادان هم نقش راهنما و آموزگار را به عهده دارند. ما اگر در رهبری پوهنتون ها و وضع پالیسی ها و قوانین و استراتژی ها نتوانیم به صورت مؤثر و مدرن و مطابق به مقتضیات عصر و نیازهای عینی و عملی کشور عمل کنیم و اگر استادان ما نتوانند در کنار آموزش علم، اخلاق و انسانیت و خلاقیت علمی و پژوهشی را به شاگردان بیاموزند، تنها از محصلان انتظار نداشته باشیم که به تنهایی بتوانند خود را به قله های شامخ معرفت و دانایی برسانند و منشأ خدمت به کشور و مردم خود شوند. بنا بر این سه عنصر در پیوند ارگانیک با همدیگر می تواند ما را به اهداف اصلی برساند یعنی: رهبری مدبرانه وزارت، خلاقیت آموزگاران و استادان و دانش آموزی مسئولانه و عاشقانه محصلان و دانشجویان.
در پایان یکبار دیگر امروز ما خود را در جشن و شادمانی شما جوانان عزیز شریک می دانیم و این تجربه موفق و جاویدانه زندگی تحصیلی و علمی تان را به همه شما از صمیم دل تبریک می گوییم و برای همه شما شادابی و طراوت در زندگی و موفقیت برای خدمتگذاری به وطن و مردم را آرزو می کنیم.
تشکر از توجه شما
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

اشتراک گذاری