﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
برادر گرامی احمدکمیل میرشادبیگ رئیس عمومی انستیتوت صلح، رسانه و حکومتداری خوب، نمایندگان نهادهای دولتی و غیر دولتی، استادان، علما، رسانه ها، حضار گرامی، مهمانان عالیقدر، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا از «انستیتوت صلح، رسانه و حکومتداری خوب» تشکر می کنم که از ابتدای تأسیس خود تا کنون، در سه محور بسیار مهم حیاتی و سرنوشت ساز یعنی «صلح»، «رسانه» و «حکومتداری خوب» گام های ابتکاری و برجسته ای را برداشته است، مخصوصا نشست های مهم «هم اندیشی برای مبارزه با افراطیت و چشم انداز صلح» که در سال گذشته و امسال با حضور جمعی از نخبگان و شخصیت های برجسته داخلی و خارجی برگزار شده است. برگزاری چنین نشست هایی برای واکاوی مفاهیم فکری، حقوقی و سیاسی و ایجاد گفتمان مؤثر و سازنده در باره مبرم ترین نیازهای سیاسی و فرهنگی جامعه ما یک ضرورت جدی است. ما برای مبارزه با هر نوع ناهنجاری یا اختلاف فکری و سیاسی و یا برای جستجوی راه حل برای بسیاری از چالش های موجود در جامعه خود، هیچ راه معقول دیگری جز بحث و گفتگو و تبادل نظر وجود نداریم. باید در هر موضوع مورد اختلاف تا آنجا بحث و گفتگو را تداوم بخشید که راه حل مورد توافق پدیدار شود و همگی به قناعت برسند. در یک جمله زیبای عربی گفته اند که: «الحقیقه بنت البحث» یعنی حقیقت زاده بحث و گفتگو است. بدین جهت از همه نهادها و نخبگان فکری و سیاسی انتظار می رود که کوشش کنند به هر ترتیب ممکن، این روش عقلانی در جامعه ما نهادینه شود.
همچنین از انستیتوت صلح، رسانه و حکومتداری خوب صمیمانه تشکر می کنم از جهت اهدای «تندیس شخصیت معتدل سال» به این جانب. شخصیت های برجسته و نخبه زیادی در کشور ما وجود دارند که همگی برای تقدیر، شایسته تر از من هستند. اما این لطف و احسان شما باعث تشویق این حقیر می شود که هر چه بیشتر در ترویج اعتدال و میانه روی و مبارزه با افراطیت و تندروی کوشش و تلاش کنم و به حسن نظر شما بیشتر از پیش ارج بگذارم.
حضار گرامی!
مبارزه با افراطیت و تحقق صلح دو پدیده کاملا مرتبط به هم و دو نیاز امروز و فردای جامعه ما است. از شما اجازه می خواهم که با اغتنام از فرصت در باره این موضوع و وضعیت کنونی کشور، دیدگاه خود را بسیار به اختصار با ذکر چند نکته کوتاه بیان کنم.
به عنوان مقدمه باید گفت که کشور عزیز ما افغانستان در طول دوره حیات سیاسی خود به خاطر مداخلات و دست اندازی های قدرت های خارجی و به جهت بی کفایتی و سوء تدبیر حکومت ها و نظام های دیکتاتوری و استبدادی داخلی، همواره دچار بحران های متداوم بوده و به همین جهت نتوانسته تا کنون به توسعه سیاسی و اقتصادی لازم دست یابد. اما بدون شک دوره ۱۸ ساله اخیر علی رغم تداوم ناامنی ها و جنگ های تحمیلی یکی از دوره های طلایی حیات سیاسی ما محسوب می شود. در این دوره گام های استواری در جهت دولت سازی و ملت سازی برداشته شده است. ما در این دوره در کنار قربانی های بی شمار، دستاوردهای بزرگی هم داشته ایم. از میان دستاوردهای این دوره به دو محور اشاره می کنم:
اول در محور دولت سازی و نهادسازی:
با تصویب قانون اساسی در سال ۱۳۸۲ بعد از یک دوره طولانی واگرایی و گسست، روند دولت سازی مدرن و تأسیس نهادها از نو آغاز شد. قوای سه گانه دولت شکل گرفت. در طول نزدیک به ۳۰ سال پیش از قانون اساسی جدید، افغانستان از داشتن قوه مقننه یا پارلمان و همچنین از داشتن قوه قضائیه مستقل محروم بود و تنها قوه مجریه یا حکومت وجود داشت که هم واضع قانون بود و هم مجری قانون و محاکم هم تحت تأثیر حکومت قرار داشتند. اما اکنون ما در پرتو قانون اساسی از نظام سیاسی مبتنی بر انتخابات و اراده مردم و مبتنی بر تفکیک قوا برخوردار هستیم. قوه قضائیه مستقل و شورای ملی مستقل داریم و همه نهادها و مؤسسات لازم در یک بوروکراسی مدرن، اکنون فعال هستند. دستگاه اداره کشور با داشتن تشکیل نظامی و ملکی ۸۹۱۲۳۷ نفره یک ماشین بزرگ اداری و دولتداری را نشان می دهد که در تاریخ اداری کشور بی سابقه است. در این تشکیل بیش از ۴۶۶ هزار نفر پرسونل دفاعی و امنیتی و بیش از ۴۲۵ هزار نفر مامورین خدمات ملکی هستند.
دوم در محور جامعه مدنی:
در کنار نهادسازی دولتی، اکنون ما از یک جامعه مدنی بسیار قوی و قدرتمند برخوردار شده ایم. نهادهای مدنی ای که در افغانستان نوین شکل گرفته، چهره جدید افغانستان مدرن را به نمایش می گذارد. جامعه مدنی ما اکنون دارای نهادهای توانمندی شده اند که حد اقل در سه عرصه به خوبی درخشیده است: عرصه رسانه های آزاد، عرصه شبکه های دفاع از حقوق زنان و حقوق بشر و عرصه فعالیت های جوانان با داشتن هزاران نهاد فعال در عرصه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. امروز میزان رشد و آگاهی جامعه مدنی ما و همچنین میزان آزادی های سیاسی و اجتماعی ای که در جامعه ما وجود دارد نه در گذشته افغانستان نظیر داشته و نه در کشورهای منطقه ما مانند آن دیده می شود.
خوبست در این رابطه اضافه کنم که هم اکنون تعداد ۱۸۰ هزار تن محصل، در پوهنتون های دولتی ما و تعداد ۱۷۵ هزار تن محصل در مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی ما یعنی جمعا بیش از ۳۱۰ هزار تن در سطح کشور مشغول تحصیل هستند و سالانه تنها از پوهنتون های دولتی ما نزدیک به ۴۰ هزار فارغ التحصیل داریم و اگر فارغ التحصیلان مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی را اضافه کنیم این عدد به بیش از ۷۰ هزار فارغ التحصیل بالغ می گردد که خوشبختانه نزدیک به ۴۰ فی صد آنان را دختران تشکیل می دهند. این واقعا جای افتخار است. این چهره جدید افغانستان نوین است. یعنی در هر سال بیش از ۳۰۰ هزار جوان باانرژی دختر و پسر در مراکز آکادمیک آموزش می بینند و نزدیک به ۷۰ هزار تن فارغ می شوند. این افغانستان ۲۰ سال پیش نیست. امروز نسل جدیدی ظهور کرده که باورهای جدید و آرمان های جدید دارند و خود را ملزم به سکوت و یا انقیاد از هر فرمان و یا زندانی شدن در تارهای عنکبوتی جهل و جور نمی دانند. بدین جهت باید گفت هر کسی و هر گروهی که بخواهد افغانستان را با دیدگاه های متحجرانه و تنگ نظرانه رهبری کند، نه تنها افغانستان نوین را نشناخته و در ارزیابی های خود اشتباه فاحشی را مرتکب شده بلکه در عمل هم کاملا ناکام خواهد بود.
از خصوصیات برجسته جامعه مدنی ما یکی این است که این حرکت بر مبنای حقوق شهروندی و ارزش های نوین حقوقی و سیاسی شکل گرفته است و نه بر مبنای ایدئولوژی های افراطی و یا گرایش های تنگ قومی و زبانی و به همین جهت جامعه مدنی ما ممثل وحدت ملی ما هم هست. در نهادهای مدنی ما جوانان و مردان و زنان پشتون و هزاره و تاجیک و اوزبیک و هر قومیت دیگر کشور، همگی در کنار همدیگر و بازو به بازوی همدیگر فعالیت می کنند و این یک ارزش نوینی است که در جامعه ما ظهور کرده است و همین امر باعث می شود که افراطیت از میان جامعه جدید ما به تدریج رخت بربسته و چشم انداز صلح، روشن تر و امیدوار کننده تر از هر وقت دیگر مطرح شود. صلح به معنای واقعی تنها با یک نوع معامله و بده بستان به دست نمی آید، بلکه زمانی صلح واقعی حاکم می شود که ما همگی به کرامت و حقوق همدیگر احترام قایل شویم و برای رسیدن به حق خود بر حقوق دیگران تجاوز نکنیم.
نکته مهم دیگر این است که ما بسیار خوشبخت هستیم که بین این دو محور یعنی محور دولت و محور جامعه مدنی ما، یک رابطه تنگاتنگ هکاری و همفکری نیز وجود دارد. نه دولت جامعه مدنی را از خود جدا و یا مخالف خود می داند و نه جامعه مدنی خود را بی نیاز از دولت و یا در تضاد با دولت می داند. زیرا دولت کنونی افغانستان و جامعه مدنی کشور هر دو همزادند و هر دو در سایه نظام سیاسی جدید و قانون اساسی جدید ظهور و رشد یافته اند و هر دو ظهور یک دولت مدرن را به نمایش می گذارند و هر دو از ارزش های مدرن مردم سالاری و کرامت انسانی و حقوق شهروندی دفاع می کنند و هر دو طرفدار صلح و مدارا و تساهل و پرهیز از جنگ و خشونت هستند و هر دو هم در این راه و در مبارزه با افراطیت و خشونت و انحصار طلبی و دیکتارتور منشی قربانی های فراوان داده اند.
این ها حقایق و واقعیت های عینی کشور ما و باعث افتخار ما است. بگذریم از این که مخالفین تاب دیدن این وضعیت را ندارند و گاهی قانون اساسی ما را کاپی از غرب و یا کشور را تحت اشغال فکر می کنند و کسانی هم به این مهملات و ادعاهای بی اساس طالبان گوش می دهند و جفاکارانه دفاع مشروع و قربانیان ملت و نیروهای دفاعی کشور در مقابل تروریستان را زیر سؤال می برند و طالبان را هم به حیث مجاهدین می شناسند! اما میلیون ها مردم افغانستان می دانند که آنان در این سال ها در یک جنگ نیابتی در کشور ما چه جوی های خون راه انداختند و چه تعداد از مردان و زنان و جوانان بی گناه و مجاهدین واقعی را گروه گروه به شهادت رساندند و بعد از این همه قتل عام ها و ویرانی ها اکنون با پررویی از مردم ما طلبکار هم شده اند و خود را طرفدار صلح و ما را جنگ افروز می دانند!
حضار گرامی! هموطنان عزیز!
دقیقا به دلیل آنچه گفته شد امروز وظیفه و مکلفیت اساسی ملی و دینی ما است که از این دو نهاد باید حمایت کنیم و در جهت صیانت از این دو از هیچ کوششی دریغ نکنیم: اول صیانت از نهاد دولت و نظام سیاسی و قانون اساسی کشور و نهادهای برخاسته از آن به شمول قوای سه گانه دولت و نهادهای دفاعی و امنیتی و دوم صیانت از جامعه مدنی به شمول همه نهادهای مربوط به رسانه و شبکه های مدنی جوانان و زنان کشور و به شمول ارزش های جامعه مدنی مانند آزادی های سیاسی، آزادی بیان، حقوق زنان و حقوق بشر .
همچنین به همین دلیل است که ما در حکومت تأکید می کنیم بر مالکیت و رهبری افغان ها بر پروسه صلح و همچنین محوریت دولت در همه مذاکرات و گفتگوهای صلح به عنوان تنها نهاد مشروع و قانونی و تنها نهادی که می تواند از همه مردم افغانستان نمایندگی کند. در گفتگوهای صلح باید صدای تمام مردم افغانستان شنیده شود اعم از جوانان، زنان، گروه های سیاسی و اجتماعی و این زمینه را تنها دولت می تواند فراهم کند و هیچ شخص و یا گروه دیگر نمی تواند از جامعه چند صدایی کشور نمایندگی کند. صلح امروز با توافقنامه بن ۱۸ سال پیش تفاوت ماهوی دارد. امروز صلح تنها مربوط به شخصیت های قومی و احزاب سیاسی نیست بلکه مربوط به مردم افغانستان است. در مذاکرات ۱۸ سال پیش نه دولت مقتدری وجود داشت و نه جامعه مدنی مقتدر و متکی بر خود. در آن سال ها مردم از صحنه غایب بودند. اما امروز مالک همه چیز، مالک حکومت و دولت و مالک جنگ و صلح، مردم افغانستان و جامعه مدنی افغانستان یعنی جوانان و زنان و رسانه ها و نهادهای مدنی هستند. صلح امروز به معنای تنها یک معامله نیست. صلح باید به معنای تسلط مردم بر سرنوشت خود و به معنای زندگی آبرومندانه و شرافتمندانه و مسالمت آمیز ملت افغانستان باشد و منافع عمومی مردم را تأمین کند و نه تنها منافع اشخاص و افراد را.
از طرف دیگر افغانستان نباید همواره آزمایشگاه اداره های موقت و انتقالی و قانون اساسی های رنگارنگ باشد. تغییر نظام سیاسی و کنار گذاشتن قانون اساسی، نه تنها باعث ثبات نمی شود بلکه کشور را در یک چرخه ناپیدایی از اختلاف و منازعه و بی ثباتی سوق می دهد. باید هر نوع توافق یا صلح، در چارچوب نظام و ساختار موجود و قانون اساسی موجود تنظیم شود و هر نوع تعدیل در قانون اساسی هم باید از مجرای قانونی و در چارچوب حاکمیت دولتی صورت گیرد و نه در یک فضای انارشیستی و یا در حالت فروپاشی یا فقدان حاکمیت دولتی.
در این رابطه باید گفت موقف حکومت وحدت ملی مخصوصا موضع گیری جلالت مآب رئیس جمهور در مورد صلح و جایگاه دولت و مردم افغانستان یک موضع گیری کاملا منطقی و خردمندانه و مبتنی بر منافع ملی و مصالح مردم افغانستان است. به گفته رئیس جمهور صلح با تضرع و گدایی به دست نمی آید. خوشبختانه امروز برای همه شما روشن شده است که حکومت هیچ پالیسی پنهان از مردم ندارد و در این مورد دولت و ملت افغانستان موضع واحد دارند. من به این مناسبت از همه اقشار مردم افغانستان مخصوصا جوانان، زنان، رسانه ها و همه گروه های مدنی جدا می خواهم که با حمایت از موقف حکومت و با پشتیبانی بی دریغ از نهادهای امنیتی و دفاعی کشور، بیش از پیش صفوف خود را متحدتر و منسجم تر بسازند و در مقابل سرنوشت جمعی خود حساس باشند و اجازه ندهند که کسانی به نام مردم افغانستان، آینده کشور ما را یک بار دیگر در هاله ای از ابهام و تاریکی قرار دهند. در این رابطه بجا است که یاد کنیم از تلاش های بانوان کشور و شبکه های دفاع از حقوق زنان که در هفته گذشته به طور متحد و یکپارچه و در سطح بسیار وسیع فریاد کردند که: زنان افغانستان دیگر هرگز به عقب بر نمی گردند.
تشکر از توجه شما – السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

اشتراک گذاری