﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
جلالت مآب داکتر عبدالله رئیس اجرائیه حکومت وحدت ملی، جناب مسلمیار رئیس مشرانو جرگه، جناب قاضی القضات و رئیس ستره محکمه، اعضای مجلسین شورای ملی، اعضای کابینه، جناب ارغندیوال، مولوی کشاف رئیس شورای سرتاسری علما، شخصیت های ملی و رهبران احزاب سیاسی، دیپلمات ها و نمایندگان جامعه بین المللی، حضار گرامی، مهمانان عالیقدر، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

در ابتدا فرارسیدن سی‌امین سالگرد روز مهم ملی و تاریخی یعنی ۲۶ دلو، سالروز خروج سربازان شوروی سابق از افغانستان را گرامی می داریم و پیروزی افتخار آفرین مردم و مجاهدین افغانستان را در یک جنگ بزرگ تاریخی و میهنی تبریک می گویم و به نمایندگی از جلالت مآب رئیس جمهور و رهبری حکومت وحدت ملی به شما مهمانان عالیقدر خیر مقدم و خوش آمدید می گویم و از حضور گرم شما در این مراسم بزرگ تشکر و سپاسگذاری می کنم.

حضار گرامی!
امسال در این محفل، با کمال تأسف جای یکی از آغازگران و بنیان گذاران جهاد علیه شوروی سابق یعنی حضرت صبغت الله مجددی خالی است. ایشان همه ساله در مراسم روزهای ۲۶ دلو و ۸ ثور با عشق و علاقه زیاد حضور می یافت و در باره این دو رویداد مهم سخن می گفت. بدون شک ایشان یکی از چهره های نامدار کشور ما بود که در طی ۹۳ سال عمر با برکت خویش در همه تحولات سیاسی کشور و در همه برنامه های کلان ملی نقش بسیار بارز و برجسته ایفا کرد و نام نیک از خود به یادگار گذاشت و یکی از معدود رهبرانی است که امروز همه اقشار و گروه های سیاسی و قومی بدون استثنا از ایشان تمجید می کنند. من امروز یک بار دیگر ضایعه جبران ناپذیر درگذشت حضرت مجددی را به همه مردم افغانستان مخصوصا به بازماندگان و فرزندان ایشان و به شما حضار گرامی تسلیت می گویم و برای آن مرحوم شادروان، غفران و رحمت الهی و فردوس برین آرزو می کنم و یاد و خاطره ایشان را گرامی می دارم.

همچنین بجا است به مناسبت امروز از سایر مجاهدان، مقاومتگران و سنگرداران عزت و استقلال کشور نیز یاد کنم همچون شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری، شهید صلح استاد برهان الدین ربانی، قهرمان ملی شهید احمدشاه مسعود، شهید عبدالحق، شادروان پیر سید احمد گیلانی، مرحوم مولوی محمد نبی محمدی، شهید سید مصطفی کاظمی و سایر رهبران، فرماندهان و مجاهدان قهرمانی که امروز در میان ما نیستند اما دیروز از حریم عزت مردم ما با فداکاری و مردانگی دفاع کردند و نام شان در تاریخ جاویدانه شد. یاد همه شان گرامی باد!

حضار گرامی! هموطنان عزیز!
دوره جهاد یکی از افتخارآمیزترین مقطع های تاریخ سیاسی افغانستان و یک رستاخیز بزرگ ملی ما و یک برگ زرین در تاریخ این کشور است. مردم افغانستان با الهام از آموزه های دینی و روحیه استقلال طلبی، با دستان خالی و با ایمان راسخ، در برابر قشون متجاوز شوروی ایستادند و میلیون ها شهید، معلول و آواره را به پیشگاه تاریخ این سرزمین تقدیم کردند. تمامیت ارضی، استقلال و دستاوردهای ارزشمند امروز، محصول مجاهدات و مبارزات دوره جهاد است و خوشبختانه در این افتخار بزرگ، تمام مردم افغانستان به شمول تمام کتله های سیاسی، قومی، مذهبی و زبانی سهم داشتند. به همین جهت باید گفت همه مردم افغانستان مجاهد هستند و هیچ کسی نمی تواند این سکه افتخار آمیز را منحصر به گروه و جماعت خاصی بپندارد. جهاد میراث گذشتگان و عصاره باور یکایک مردم این مرزوبوم است و تمام افتخارات و ارزش های مشترک جامعه ما در پرتو جهاد و مجاهدت به دست آمده است و به همین خاطر هیچ کس نمی تواند این ارزش ها را نادیده بگیرد و یا از عظمت آن بکاهد.

هرچند امروزه برداشت هایی وجود دارد توأم با انتقاد و اعتراض بر آنچه در دوره پساپیروزی مجاهدین اتفاق افتاد و باعث جنگ ها و منازعات خونین شد، اما باید گفت ما باید فرق بگذاریم بین دوره جهاد و مبارزات تمام مردم علیه قشون سرخ شوروی و شکست دادن اشغالگران و دوره بعد از پیروزی مجاهدین. این یک واقعیت تلخ است که مجاهدین و احزاب جهادی ما در اثر مداخلات خارجیان و یا نداشتن تجربه در دولت سازی و همچنین روحیه منفی خودخواهی ها و انحصار طلبی ها نتوانستند آرزوهای جهاد را برآورده سازند و از این جهت دچار اختلافات و منازعات شدند و در پی آن گروه طالبان ظهور کرد که هنوز هم شاهد آسیب های ناشی از آن وضعیت هستیم و یاد آن رویدادهای تلخ، خاطر همه ما را مکدر می گرداند. اما این بدان معنا نباید تلقی شود که امروز کسی همه ارزش های دوره جهاد را زیر سؤال ببرد و ادعا کند که گویا ملت افغانستان دچار اشتباه شد و نباید در مقابل اشغالگری و حکومت دست نشانده آن قیام می کرد.
اما امروز سؤال اساسی این است که ما اکنون در کجای تاریخ ایستاده هستیم و در چه جایگاهی قرار داریم و از دوره جهاد و پساجهاد چه درس هایی برای امروز خود آموخته ایم و یا باید بیاموزیم؟

اولین و برجسته ترین درس آموخته شده این است که ما هر زمان که متحد بودیم، پیروز شدیم و نمره کامیابی گرفتیم و هر زمان که متفرق شدیم، شکست خوردیم و ناکام ماندیم. در دوره جهاد مهم ترین عامل پیروزی ما و شکست شوروی اتحاد ما بود. در آن روزگار ما نه تفرقه قومی و زبانی داشتیم و نه اختلاف مذهبی و سمتی. تمام اقشار و گروه های سیاسی و اجتماعی همگی یک هدف واحد را دنبال می کردند و در راه تحقق آن مبارزه و فداکاری می کردند. اما در دوره بعد از پیروزی دچار خودخواهی ها شدیم. هر گروهی تنها خود را برحق و همه چیز را تنها و یکجا برای خود می خواست و دیگران را ناحق و دشمن خود می پنداشت و به همین دلیل ناکام ماندیم و ملت را از خود آزرده و حتی متنفر ساختیم.

امروز هم در جایگاه مشابه دیروز ایستاده هستیم. سیاستمداران و رهبران سیاسی و قومی ما فراموش نکنند که تاریخ همیشه به اشکال مختلف تکرار شدنی است. ما باید امروز بیش از هر وقت دیگر به وحدت سیاسی و وحدت ملی خود پای بفشاریم و از هر نوع کژتابی و نارواداری دست برداریم و به ثبات سیاسی و منافع ملی خود بیندیشیم و بدانیم که هر نوع حرکت فراقانونی یک نوع ازهم پاشیدگی و بی اعتمادی را در پی دارد و این خود زمینه فروپاشی را فراهم می گرداند چنان که در گذشته بارها چنین شده است.
دومین درس اساسی، دولت سازی و نظام سازی است. این یک درس بزرگ تاریخی همه ملت ها و کشورها در طول تاریخ است و در افغانستان هم در همه ادوار تاریخ سیاسی خود با همین خلاء مواجه بوده ایم. هر نوع حرکت و جنبش سیاسی و اجتماعی تا به دولت سازی و نظام سازی نپردازد و تا به یک نظام سیاسی و حقوقی مورد وفاق ملی دست نیابد، به هیچ موفقیتی دست نخواهد یافت و در تمام تلاش های خود ناکام خواهد ماند و دقیقا به همین دلیل ما در دوره پیروزی مجاهدین و دوره تسلط طالبان، در طول یک دوره ده ساله حتی یک گام کامیابی هم نداشتیم جز تداوم جنگ و خشونت و ویرانی و تنها دلیل آن هم این بود که به دولت سازی و نظام سازی نپرداختیم و یا فرصتی فراهم نشد که به این موضوع اقدام کنیم.

اما در دوره بعد از سقوط طالبان برای مردم افغانستان فرصتی فراهم شد که با عبرت از گذشته به دولت سازی و نظام سازی اقدام کند و در این راستا موفقیت های بزرگی هم داشته ایم. برگزاری لویه جرگه های مهم و تصویب قانون اساسی از مهم ترین گام ها بود که در پی آن قوای سه گانه دولت احیا شد و در طول این ۱۸ سال چندین انتخابات را برگزار کردیم و ماشین بوروکراسی و اداره عامه و نهادهای امنیتی و دفاعی فعال شد که امروز در اثر آن نزدیک به نه صد هزار نفر کارمندان ملکی و پرسونل امنیتی و نظامی داریم و خدمات عامه در سطح کشور و در عرصه های مختلف برای شهروندان ارائه می گردد و مهم تر از همه این که پروسه دولت سازی و برخوردار شدن از یک وثیقه ملی به نام قانون اساسی، همه اقشار و گروه های اجتماعی و اقوام و کتله های مختلف و متنوع سیاسی را بر یک محور گردهم آورد و وحدت ملی و مشارکت همه اقوام را در دولت فراهم ساخت و اکنون علی رغم همه مشکلات و چالش ها و نارسایی ها، ۱۸ سال را به خوبی و با یک نوع ثبات نسبی سیاسی پشت سر گذاشتیم.

سومین درس در این رابطه اکنون مسأله صلح است. در این اواخر روند صلح کشور شتاب بیشتر گرفته است و با مطرح شدن مذاکرات صلح بعضی نگرانی ها نیز در افکار عامه اوج گرفته است. بدون تردید مردم نگران صلح نیستند، بلکه صلح گمشده همه مردم و یگانه آرزوی همگی ما است و دولت و مردم از جان و دل می خواهند که صلح پایدار در کشور به وجود آید و همه کسانی که بر طبل جنگ و خشونت می کوبند، به جاده انسانیت برگردند، تا ما دیگر شاهد کشتار و ویرانی نباشیم. ما ضمن این که از هر نوع گفتگو برای صلح استقبال می کنیم، ولی در این رابطه چند نکته کلیدی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد:

اول این که چنان که پیشتر گفتم ما از ۱۸ سال پیش حرکت دولت سازی و نظام سازی را آغاز کردیم و به دستاوردهای بسیار مهم نیز دست یافته ایم و هنوز هم این حرکت ادامه دارد. هر نوع طرح صلح نباید به گونه ای طراحی و مدیریت شود که ما به عقب برگردیم و پروسه دولت سازی را نیمه تمام بگذاریم و دوباره از صفر شروع کنیم. شما می دانید که بعد از سقوط طالبان از زمستان ۱۳۸۰ سه سال کامل طول کشید تا دوره حکومت موقت و انتقالی را پشت سرگذاشتیم و در میزان ۱۳۸۳ اولین انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کردیم. اکنون کسانی که بار دیگر شعار دولت موقت را سر می دهند باید بدانند که این طرح بار دیگر به پروسه نظام سازی نقطه پایان می گذارد و ما را دوباره به عقب بر می گرداند.

نگرانی عمیق مردم ناشی از به مخاطره افتادن نظام و نهادهای اساسی دولت است. این نگرانی به جا است. زیرا نظام سیاسی فعلی ما بر اساس ارزش هایی به وجود آمده است که برخاسته از آرمان ها و آرزوهای تاریخی مردم افغانستان است. ما از طالبان که قانون اساسی ما را کاپی از غرب می دانند، نه گلایه داریم و نه انتظاری غیر از این داریم، در حالی که این گروه خود با تمام هویت و ماهیت خود وابسته به خارجیان و کاپی پالیسی های آنان است؛ ولی خوب است از کسانی که از ایجاد اداره موقت حمایت می کنند و یا در باره قانون اساسی با طالبان مذاکره می کنند، پرسیده شود که چه چیزی در قانون اساسی کشور کمبود است که بر آن افزوده گردد و یا چه چیزی در قانون اساسی فعلی ما زاید است که باید حذف گردد و یا چه موردی با ارزش های اسلامی و ملی ما در تضاد است که باید اصلاح شود؟

قانون اساسی فعلی افغانستان یکی از بهترین قوانین اساسی نه تنها در سطح منطقه بلکه در سطج جهان است. این قانون بیش از یک سال وقت گرفت تا متن آن در مشوره نزدیک با علما، استادان و متخصصان تهیه شد و در لویه جرگه مرکب از همه علما، رهبران جهادی و سیاسی و با حضور بیش از ۵۰۰ تن نمایندگان مردم از سرتاسر ۳۴ ولایت کشور به تصویب رسید. البته هر قانونی همیشه نیاز به تعدیل و اصلاح دارد که قانون اساسی ما هم شامل این قاعده است ولی این تعدیل باید از مجرای قانونی آن عملی شود و نه به عنوان یک امتیاز دادن به مخالفین.

حفاظت از نظام کنونی و قانون اساسی و دفاع از دستاوردهای این نظام، شرط اصلی یک صلح پایدار است. هرگونه کجروی و یا عبور از قانون اساسی و نظام به هیچ وجه مورد قبول مردم افغانستان نیست. هم اکنون ده ها هزار نیروی امنیتی و دفاعی کشور در شرایط سخت و دشوار در برابر دشمنان این آب و خاک مبارزه می کنند و ما روزانه ده ها تن از هموطنان خویش را قربانی می دهیم که همه این قربانی ها به خاطر دفاع از دستاوردها و ارزش های نهفته در نظام و قانون اساسی کنونی است.

دوم این که امروز حکومت افغانستان و هم اکثریت قریب به اتفاق مردم و احزاب سیاسی و سیاستمداران کشور بر این باورند که هیچ پروسه صلحی بدون حضور دولت افغانستان به فرجام نیک نمی رسد و عقیم خواهد بود. بنابراین توقع و انتظار ما از همه جوانب دخیل در قضیه افغانستان این است که هیچ پروسه ای را در غیاب دولت افغانستان به عنوان تنها نماینده مشروع و قانونی مردم افغانستان، تعریف نکنند.
از طرف رهبری حکومت به همه مردم افغانستان اطمینان می دهیم که ما همگی خواهان صلح عادلانه و پایدار هستیم، صلحی که عزت و دستاوردهای ۱۸ ساله مردم افغانستان حفظ شود. ماموریت تاریخی حکومت افغانستان، تقویت نهادهای اساسی دولت به منظور حفظ ارزش های انسانی، استقلال و تمامیت ارضی افغانستان و برقراری توازن و عدالت و مبارزه با تبعیض و ستم تاریخی است. ما ضمن احترام به حرکت های مدنی و نهادهای مدنی، آزادی بیان، حقوق بشر و حقوق زنان، خود را مکلف می دانیم که تا آخرین توان در راستای تحقق خواست های برحق مردم افغانستان تلاش کنیم.

ما در چند سال اخیر علاوه بر مبارزه دوامدار با تروریسم، مافیای اقتصادی، قدرت های نامشروع و غول های فساد سیاسی و اقتصادی، بنای یک افغانستان آباد و مرفه را از طریق اصلاح ساختارهای درون نظام نیز پایه گذاری کردیم. بر همین اساس به پروژه های انکشافی ملی به خصوص در بخش راه های مواصلاتی، ترانزیت و تجارت، بالابردن عواید کشور و پروژه های خوداتکایی اولویت داده شد و اکنون در موقعیت بسیار خوبی قرار داریم.

حضار گرامی!
موضوع بسیار مهم دیگر که با نظام سازی و دولت سازی و مسأله صلح پیوند نزدیک دارد، قضیه انتخابات و اصلاحات انتخاباتی است. رفتن به سوی انتخابات تنها راه مشروع و مطمئن برای تأمین آینده باثبات در افغانستان است و هرگونه راه بدیل اعم از حکومت های امارتی، عبوری و موقت و مانند آن، بازگشت به گذشته و برگشت به نقطه صفر است. بر این اساس و با توجه به مشکلات و نارسایی هایی که در انتخابات ولسی جرگه پیش آمد، در طی مشوره هایی که از طرف رهبری حکومت وحدت ملی به عمل آمد، همه رهبران سیاسی کشور و همه جوانب دخیل در امور انتخابات به شمول نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، احزاب سیاسی، نهادهای مدنی و جامعه بین المللی با یک صدا و به اتفاق آرا تأکید کردند که هرچه عاجل یک سلسله اصلاحات به شمول تعدیل قانون انتخابات عملی شود.

هرچند من شخصا با برخی از صاحب نظران موافقم که حفظ ثبات و تداوم تجربه انتخاباتی ایجاب می کند که نباید قانون انتخابات در این فاصله کم و آن هم در زمان نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری تعدیل شود و شاید هم برخی دیگر فکر کنند که رهبری حکومت این تعدیل را با انگیزه های سیاسی انجام می دهد. اما حقیقت چیز دیگری است. در کشور ما متأسفانه گاهی ناگزیری هایی وجود دارد که برای عبور از یک بحران و یا جلوگیری از بحران های احتمالی، باید اخف الضررین را پذیرفت و در چنین حالتی تا قانون اصلاح نشود، هرنوع اقدام دیگر غیر عملی است و اگر بنا باشد که قانون را خیلی تنگ و مضیق، تعبیر و تفسیر کنیم، در کشورهایی مثل افغانستان، خود قانون جزء از مشکل و خود بحران آفرین خواهد شد. هدف از قانون تنظیم حیات اجتماعی است و نه ایجاد بحران و مانع برای تحقق تفاهم ملی و اصلاحات.

از سوی دیگر خوشبختانه تعدیل جدید علی رغم همه بی اعتمادی ها و بی باوری ها، به گونه ای انجام شد که زمینه یک اجماع و توافق نظر کامل بین همه جوانب دخیل به شمول نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، احزاب سیاسی ، نهادهای مدنی مرتبط به انتخابات و جانب حکومت فراهم شد. ما از جانب حکومت بر اساس یک تعامل مثبت و گفتگوی سازنده و در طی جلسات بسیار طولانی و نفس گیر، کوشش کردیم که یک الگو و نمونه جدیدی از مفاهمه برای حل معضلات و یک فضای اعتماد را بین همه بازیگران پروسه انتخاباتی ایجاد کنیم و بر این اساس میکانیزم هایی را پیشنهاد کردیم که اکنون حد اکثر ممکن مطالبات و خواست های نامزدان، احزاب سیاسی و نهادهای مدنی را برآورده ساخته است.

اکنون زمینه برای همکاری همه جوانب فراهم شده است و ما در مرحله تطبیق قانون قرار داریم. من از همه گروه های سیاسی و مدنی تقاضا دارم که در مرحله تطبیق قانون نیز همکاری کنند و با همین روحیه تفاهم برخورد کنند تا بتوانیم شاهد شکل گیری نهادهای انتخاباتی واقعا توانمند، باظرفیت، مسئول و پاسخگو باشیم نه نهادهایی که وقتی نارسایی ها و مسئولیت های قانونی آن ها را یادآور شوی جواب بدهند که در کجا قانون تطبیق شده که ما تطبیق کنیم!

اکنون با توجه به تعدیلاتی که در قانون انتخابات به وجود آمده و با توجه به این که رئیس جمهور در معرفی و تعیین اعضای کمیسون ها هیچ نقش خاصی ندارد و همه صلاحیت ها در قانون برای احزاب سیاسی، نهادهای مدنی و نامزدان ریاست جمهوری داده شده است، امیدوار هستیم که احزاب سیاسی بهترین و لایق ترین افراد را برای عضویت در کمیسیون ها در هفته پیش رو معرفی کنند و نامزدان انتخابات ریاست جمهوری هم به تواناترین و شایسته ترین ها رأی بدهند تا با ایجاد نهادهای مستقل، بی طرف و مسئول، انتخابات آینده ما با شفافیت بهتر و در پرتو اعتماد کامل و اطمینان از سالم بودن و شفاف بودن روندهای انتخاباتی برگزار گردد.

تشکر از توجه شما
تل دی وی افغانستان
جاویدانه باد خاطره شهدای جهاد افغانستان
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

اشتراک گذاری