﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
جلالت مآب آقای یاماماتو نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد در افغانستان، آقای سنگچارکی معین نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ، آقای قریشی رئیس اجرایی مرکز خبرنگاران افغانستان، خبرنگاران و رسانه گران کشور، نمایندگان سفارت ها و نهادهای بین المللی، نهادهای مدنی، خانم ها و آقایان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
اجازه دهید قبل از هر سخنی روز ملی خبرنگار را تبریک بگویم به همه خبرنگاران دنیا و مخصوصا به خبرنگاران زحمتکش، پرتلاش و شجاع وطن و به همه رسانه گران و اهالی رسانه و همه نهادها و اشخاصی که از رسانه ها حمایت می کنند و یا برای آزادی بیان و اطلاع رسانی تلاش می ورزند. همچنین از کابینه حکومت وحدت ملی تشکر می کنم که نامگذاری ۲۷ حوت را به عنوان روز ملی خبرنگار در تقویم رسمی کشور به تصویب رسانید. از آقای یاماماتو تشکر خاص می کنم به خاطر حضور ایشان در این مراسم که نشانه ارج گذاری جامعه بین المللی و سازمان ملل متحد به خبرنگاران افغانستان است. خبرنگاران چشم و گوش و زبان یک جامعه و بلکه نماد آگاهی و دانایی و خرد جامعه هستند و باید از مقام و جایگاه آنان تجلیل شود. من از این فرصت استفاده کرده به روان پاک شهدای رسانه ای و همه کسانی که در راه آزادی بیان، اطلاع رسانی و اعتلای فرهنگی کشور قربانی شده اند درود می فرستم و برای همه آنان جنت برین آرزو می کنم و همچنین به ارواح طیبه شهدای نیروهای دفاعی و امنیتی نیز درود می فرستم که در مبارزه با تروریست ها و دشمنان آزادی بیان جان های شیرین خود را از دست داده اند.
حضار گرامی!
با اغتنام از فرصت دو مطلب را به طور فشرده و مختصر (در باره آزادی بیان و ابزار بیان) خدمت شما به عرض می رسانم:
مطلب اول- آزادی بیان:
مهم ترین مطلب تأکید بر احترام به آزادی بیان است. من در فرصت ها و جلسات مختلف به طور مکرر در باره آزادی بیان و جایگاه آن از نگاه حقوقی و سیاسی سخن گفته ام تا جایی که برخی از دوستان تذکر می دهند که چرا بیش از حد این موضوع را در هر مجلس مطرح می کنید؟ اما باید گفت اهمیت این مسأله در دنیا و مخصوصا در کشور ما به حدی است که باید بیش از هر چیز دیگر به آن توجه کنیم. برای ضرورت توجه به آزادی بیان حد اقل از پنج زاویه پنج نوع استدلال دارم که با شما شریک می سازم. پیشاپیش از شما حضار گرامی معذرت می خواهم که در چنین جلسه ای، اندکی بحث های دقیق علمی حقوقی و سیاسی را مطرح می کنم:
اول از نگاه حقوقی:
آزادی بیان یک حق بنیادی بشری و از زمره اولین و قدیمی ترین و مهم ترین حق بشری است. بر اساس این استدلال آزادی بیان ناشی از کرامت انسانی است. حفظ کرامت انسانی مستلزم این است که با او تنها به عنوان ابزار نگریسته نشود بلکه به اندیشه، سخنان، نظریات و باورهای او احترام نهاده شود و در این رابطه عمل سانسور در حقیقت نفی عقلانیت، استقلال و کرامت انسان است و به منزله این است که انسان به عنوان یک ابزار تلقی شود و نه هدف و یک موجود مستقل دارای عقل و خرد. از سوی دیگر آزادی بیان اساس آزادی های دیگر است. اگر مردم یک کشور از این آزادی برخوردار باشند و اگر در یک جامعه آزادی بیان حاکم باشد، این نشانه آن است که در آن کشور حقوق بشر هم رعایت می شود و آزادی های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و برعکس اگر آزادی بیان و رسانه های آزاد وجود نداشته باشد، بدان معنا است که آزادی های دیگر هم وجود ندارد.
دوم از نگاه سیاسی:
آزادی بیان نماد وجود دموکراسی و آزادی در جامعه است. آزادی یک آرمانی است که بسیاری از نهضت های سیاسی و انقلاب های بزرگ دنیا برای تحقق آن شکل گرفته است. نقطه مقابل آزادی، استبداد، اختناق و خودکامگی است. نظام های دیکتاتوری و خودکامه به هیچ صورت آزادی را بر نمی تابند و آن را مغایر اقتدار و حاکمیت خود را می پندارند. دانشمندان حقوق و سیاست گفته اند که وجود دموکراسی در یک جامعه هفت شرط دارد؛ یعنی هفت موضوع، شرایط ضروری برای انتقال جامعه اقتدارگرا به جامعه دموکراتیک است:
۱٫ حکومتگران مقامات انتخابی باشند و کنترل بر تصمیمات حکومت توسط کسانی صورت گیرد که انتخاب شده باشند.
۲٫ این مقامات انتخابی از طریق انتخابات دوره ای و منصفانه برگزیده شوند.
۳٫ تقریبا تمام بزرگسالان یعنی واجدین شرایط برای انتخاب مقامات، حق رأی داشته باشند.
۴٫ تقریبا تمام بزرگسالان حق داشته باشند برای احراز مقام حکومتی خود را کاندید کنند.
۵٫ تمام شهروندان حق داشته باشند که در مورد مسایل سیاسی نظریات خود را آزادانه و بدون ترس از مجازات ابراز نمایند.
۶٫ شهروندان حق داشته باشند که که در جستجوی اطلاعات و دسترسی به آن باشند.
۷٫ شهروندان حق داشته باشند که تشکل ها و احزاب و سازمان های سیاسی تشکیل دهند.
در میان این هفت شرط دموکراسی یکی از آن ها آزادی بیان (شرط پنجم) است ولی معلوم است که وجود تمام شش شرط دیگر هم منوط به وجود آزادی است و هیچ کدام بدون آن تحقق نمی یابد. اگر آزادی بیان نباشد، انتخابات عادلانه و منصفانه و آزادی در رأی دادن و کاندید شدن هم وجود نخواهد داشت و همچنین اگر آزادی بیان نباشد، زمینه فعالیت آزاد سیاسی و تأسیس احزاب و سازمان های سیاسی هم فراهم نمی شود.
سوم از نگاه فرهنگی:
آزادی بیان باعث رشد شخصیت و خود استقلالی و خود سامانی افراد می شود. آزادی بیان به افراد فرصت می دهد که وارد بحث و ارزیابی و قضاوت شوند و همه سخنان و نظریات را آزادانه بشنوند و از میان آن ها بهترین شان را انتخاب کند و به تعبیر قرآن: فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه. این حالت باعث رشد فکری و فرهنگی و رشد استعدادها و تعامل و تضارت اندیشه ها در جامعه می شود و بر عکس استبداد، خودکامگی و سانسور باعث مردن استعدادها و سخیف شدن اندیشه ها و در نتیجه عقبماندگی فکری و فرهنگی می شود.
چهارم از نگاه حکومتداری:
آزادی بیان بهترین راه برای اصلاحات و مبارزه با فساد مقامات حکومتی و عامل جلوگیری از سوء استفاده از قدرت است. زیرا اگر مقامات حکومتی بدانند که تحت نظارت افکار عمومی جامعه هستند و مردم با استفاده از آزادی بیان اعمال آنان را نقد می کنند و تصامیم و اقدامات آنان را به چالش می گیرند، هرگز دست به فساد نخواهند زد و در نتیجه اعمال حکومت شفاف شده و میزان پاسخگویی حکومت بالا می رود و به تدریج فساد اداری محو خواهد شد.
پنجم از نگاه اجتماعی:
آزادی بیان و توسل به استدلال و منطق در مقابل توسل به زور و خشونت و تحمیل نظر خود بر دیگران قرار دارد و به گفته برخی از دانشمندان: «خشونت نقطه مقابل گفتمان است. خشونت همواره قطع گفتمان است و گفتمان همواره قطع خشونت است». این استدلال را با این عبارت هم می توان بیان کرد که آزادی بیان باعث برقراری صلح و زندگی مسالمت آمیز اجتماعی می شود و در مقابل سانسور و جلوگیری از آزادی بیان باعث بی اعتمادی، عدم رضایت و در نتیجه باعث جنگ و درگیری می شود. به همین جهت است که اگر در جامعه ای آزادی و مخصوصا آزادی بیان وجود نداشته باشد، آن جامعه پر از نفرت، خصومت، ترس و وحشت و در نهایت در معرض جنگ و خشونت خواهد بود.
حضار گرامی!
قطع نظر از این نوع استدلال ها، تاریخ سیاسی گذشته افغانستان برای ما بهترین شاهد و مهم ترین درس عبرت است. در کشور ما هر زمان که اختناق و استبداد و سانسور حاکم بوده، نه از پیشرفت و ترقی خبری بوده و نه از صلح و آرامش اجتماعی و نه از رشد فکری و فرهنگی و نه از احترام به کرامت انسانی و حقوق بشری. به راستی این چه فضیلتی است که ما در سطح یک کشور ۳۰ میلیونی مثل افغانستان همه صداها را خفه کنیم و فقط یک صدا داشته باشیم و مانند زمان طالبان یک رادیو به نام شریعت و یک جریده به نام شریعت داشته باشیم و هر صدا و رسانه دیگر را ضد دیانت و شریعت بپنداریم و همچنین این چه فضیلتی است که به نام دین و یا به نام منافع ملی و یا هر نام و عنوان دیگر، مردم یک کشور همگی لب ها را بدوزند و خود را کر و کور بسازند و نتوانند در باره سرنوشت و محیط زندگی خود ابراز نظر کنند.
بدین ترتیب در می یابیم که آزادی بیان حامل ارزش ها و مزایای بسیار زیاد و بسیار مهم برای جامعه می باشد که می ارزد با هر قیمتی از آن صیانت و حفاظت شود و یا برای به دست آوردن آن مبارزه صورت گیرد. امروز شما می دانید که برای کشور و مردم ما یک مسأله بسیار سرنوشت ساز مطرح شده یعنی صلح با گروه طالبان. صلح بدون شک یک موضوع حیاتی و ملی ما است و تمام مردم افغانستان تشنه صلح هستند و ما از پروسه ای که اکنون آغاز شده استقبال می کنیم و از کشورها و دولت های متحد افغانستان که برای برقراری صلح در افغانستان تلاش می کند تشکر می کنیم و امیدواریم که هرچه زودتر شاهد خاتمه جنگ ها و خشونت ها باشیم. اما با همه این اهمیت، ما بر این باوریم که آزادی بیان برای مردم افغانستان از اهمیت زیادی برخوردار است و همچنین می دانیم که حفاظت از آزادی بیان تنها در سایه نظم سیاسی و حقوقی مبتنی بر قانون اساسی موجود امکان پذیر است. بنا بر این حکومت و مردم افغانستان طرفدار آن صلحی هستند که در چارچوب نظم موجود قانون اساسی شکل بگیرد. زیرا در سایه این نظم سیاسی و حقوقی است که ما می توانیم از دستاوردهای ۱۸ ساله و در رأس آن ها آزادی بیان حفاظت کنیم و گرنه چنان که پیشتر گفتیم هرگاه آزادی بیان وجود نداشته باشد، جای آن را زورگویی و انواع خشونت به شمول جنگ خواهد گرفت. بدین جهت همه جوانب مذاکره صلح باید این تضمین را به مردم افغانستان بدهند که از آزادی بیان و رسانه های آزاد همچنان صیانت و حمایت خواهد شد.
مطلب دوم- ابزار بیان:
به همان اندازه که آزادی بیان مهم است، ابزار بیان نیز مهم است. اگر به آزادی بیان احترام داریم و وجود آن را برای شکوفایی جامعه ضروری می دانیم، باید به ابزار بیان هم احترام قایل باشیم و وجود آن را ضروری بدانیم. بدون احترام به ابزار بیان آزادی بیان هم وجود نخواهد داشت. ابزار بیان هر چیزی است که بتواند وسیله انتقال اندیشه و نظر به مخاطب باشد. در یک تقسیم بندی عمومی ابزار بیان را به سه دسته تقسیم کرده اند: دسته اول ابزار سنتی می باشد که شامل کتاب، مطبوعات، آثار هنری، فیلم، نوار صوتی و امثال آن می شود. دسته دوم ابزار جدید ارتباطی است از قبیل: رادیو، تلویزیون، ماهواره و انترنت و دسته سوم اعمال یا نمادهایی است که فاقد گفتار است ولی پیامی را منتقل می کنند مانند مثلا به اهتراز درآوردن یک بیرق در یک صحنه خاص و یا استفاده از هر نشانه و علامت دیگر. همه آنچه گفته شد ابزارهای بیان هستند. اما این ابزارها هم فی نفسه و در ذات خود نمی توانند بیان و اندیشه و نظر انسانی را انتقال دهند، مگر این که یک عنصر انسانی خردمند آن ها را به کار اندازد. این عنصر خردمند در بیشتر حالات نامش رسانه گر و خبرنگار است. این جا است که ما با سه عنصر مواجه می شویم؛ سه عنصری که مکمل همدیگر هستند. عنصر آزادی بیان، عنصر ابزار بیان یا رسانه و عنصر رسانه گر و یا خبرنگار. این سه عنصر از همدیگر انفکاک ناپذیرند و احترام همه آن ها لازم است. احترام به خبرنگار احترام به آزادی بیان و احترام به آزادی بیان هم احترام به خبرنگار است. خبرنگاران در حقیقت مبارزان راه آزادی هستند و در شرایط کنونی افغانستان و در جنگ با تروریزم ما واقعا در صف مبارزه قرار داریم؛ مبارزه با افراط گرایی، مبارزه با تحجر و تعصب و مبارزه با تروریزم و همه این ها دشمنان آزادی بیان هستند. در خط مقدم این مبارزه طاقت فرسا خبرنگاران ما قرار دارند و از این رو هم خبرنگاران ما باید وضعیت دشوار و مسئولیت سنگین خود را درک کنند و هم ما به خبرنگاران خود به عنوان سنگرداران و مبارزان راه آزادی احترام بگذاریم. سال گذشته متأسفانه خطرناک ترین سال برای افغانستان بود که تعداد ۲۰ تن از خبرنگاران و کارکنان رسانه ای ما قربانی شدند و موارد زیاد دیگر تهدید و خشونت علیه خبرنگاران را نیز شاهد بودیم و این وضعیت می طلبد که باید تدابیر جدی تر اتخاذ شود.
حضار گرامی!
در این رابطه نکته دیگری را هم باید افزود و آن عبارت است از مسئولیت های رسانه و خبرنگار. بسیار به اختصار سه نکته را یادآوری می کنم:
۱٫ خبرنگار مکلف است واقعیت ها و حقایق را به طور بی طرفانه انعکاس دهد، نه تحریف کند و نه جانبدارانه برخورد کند. باید در کمال بی طرفی آنچه را واقعیت دارد بیان نماید و اگر چنین نباشد مردم اغفال شده و یا به بیراهه خواهند رفت.
۲٫ برخورد مسلکی و حرفه ای وظیفه دیگر خبرنگار است. رسانه های ما امروز باید تلاش کنند که با ارتقای ظرفیت مسلکی و حرفه ای خود از برخوردهای سطحی و سلیقه ای با رویدادها پرهیز کنند.
۳٫ در شرایطی مثل افغانستان خبرنگار مسئولیت دارد که منافع ملی کشور را در نظر بگیرد و از آن جمله در تحکیم وحدت ملی مردم افغانستان نقش فعال خود را ایفا کند. ما امروز با موجی از نفرت پراکنی های زبانی و قومی مواجه هستیم و مردم ما سخت نیاز به همگرایی و همدلی دارند و رسانه ها و خبرنگاران ما می توانند در این رابطه نقش بسیار مؤثر داشته باشند.
در پایان یکبار دیگر روز خبرنگار را به همه خبرنگاران و فعالین عرصه رسانه گری کشور تبریک می گویم و امیدوارم همه ما با الهام از روز خبرنگار به وضعیت دشوار خبرنگاری و تأمین امنیت و مصونیت و فراهم کردن زمینه مناسب فعالیت آزاد و مصون خبرنگاران، توجه کنیم.
به امید روزگار خوش و کامیابی روز افزون برای همه خبرنگاران افغانستان
تل دی وی افغانستان
زنده باد صلح و آزادی و نفرین بر جنگ و خشونت
تشکر از توجه شما
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

اشتراک گذاری