اشاره: این سخنرانی در روز تاسوعای حسینی در مسجد الزهرای کابل ایراد شده بود و اکنون بعد از پیاده شدن، با تنظیم مجدد و ویرایش مختصر، برای خوانندگان و کسانی که علاقه مند به این نوع مطالب هستند، تقدیم می گردد:

بسم الله الرحمن الرحیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاهُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ وَ عَلی آلِهِ وَ اصْحَابِهِ أجمَعینِ. اما بعد قال الله تعالی فی کتابه الکریم:
قَالَ یَا قَوْمِ أَرَأَیْتُمْ إِن کُنتُ عَلَىَ بَیِّنَهٍ مِّن رَّبِّی وَرَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَى مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ. (صدق الله العلی العظیم) سوره هود/ آیه ۸۸
«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»
درابتدا فرا رسیدن ایام تاسوعا و عاشورای حسینی را گرامی می داریم و به روان تابناک لاله کفنان کربلا و در رأس سالار شهیدان امام حسین (ع) و اصحاب ویاران شهید او درود می فرسیتم و به روان پاک همه شهدای راه عزت و آزادی، شهدای کلگون کفن افغانستان، شهدای نیروهای دفاعی و امنیتی کشور، شهدایی که در راه تجلیل و بزرگداشت از راه و روش امام حسین(ع) شهید شدند، شهدای دیروز ما در کابل(قلعه فتح الله) وهمه‌ کسانی که در راه دفاع از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور در مقابل دشمن رزمیدند و به شهادت رسیدند. واقعا امروز دراین مجلس جای یکی از عاشقان امام حسین را خالی می بینیم، جناب حاجی صاحب رمضان حسین زاده ، شهید شب های قدر، یاد و خاطره ایشان را گرامی می داریم. جای ایشان واقعا خالی است، مخصوصا دراین مسجد و درمراسم حسینی.
با اجازه شما عاشقان و محبان اهل البیت، بزرگان مجلس، اساتید عالیقدر، حضرت آیت الله صالحی مدرس، جناب آقای مبارز راشدی، جناب آقای شفق، سایر اساتید، دانشمندان، محصلین، دانشگاهیان و شما محبان اهل البیت که در مجلس امروز ما حضور دارید و با تشکر از هئیت مدیره این مسجد مخصوصا جناب آیت الله صالحی مدرس و جناب آقای جعفری که ما را دعوت کردند برای سخنرانی و تقدیم ارادت به پیشگاه سالار شهیدان امام حسین(ع)، مطالب کوتاهی را در رابطه با فلسفه نهضت امام حسین و عوامل ماندگاری این نهضت خدمت شما تقدیم می کنم.
دوستان گرامی!
درحقیقت اگر ما بخواهیم از عاشورا و از نهضت امام حسین برای خود بیاموزیم، باید این قیام و این نهضت را در یک چارچوب بسیار وسیع تر و عمومی تر ببینیم. اصولا همان طور که در یکی از زیارت نامه ها، مخصوصا زیارت نامۀ‌ وارث می خوانیم، امام حسین(ع) به عنوان وارث همۀ پیشوایان دینی معرفی شده است. از حضرت آدم تا پیامبران اولوالعزم مثل حضرت ابراهیم پیامبر بت شکن، حضرت موسی و عیسی و پیامبر خاتم(ع) و تا دوره امام حسین. به همین جهت امام حسین و نهضت او یک حلقه ای از حلقات به هم پیوسته زنجیره‌ای است که از آغاز بعثت انبیا و ظهور دین در تاریخ بشر، تا به امروز ادامه دارد و لذا امام حسین(ع) و نهضت او تنها به شیعیان ارتباط ندارد و حتی تنها به مسلمانان نیز تعلق ندارد، بلکه همۀ بشریت و همۀ مسلمانان، از هرفرقه‌ای که هستند، می توانند از نهضت بزرگ عاشورا الگو بگیرند. ما در افغانستان خوشحال هستیم و افتخار داریم که عاشورای حسینی مظهر وحدت شیعه و سنی است. همۀ مردم ما از اهل تشیع و اهل تسنن ایام عاشورا را گرامی می دارند و این واقعا جای خرسندی است برای همۀ ما و در این رابطه از نیروهای امنیتی که واقعا در این شب و روزها در همه جا مشغول تأمین امنیت مراسم عاشورای حسینی هستند تشکر می کنم. برای دولت افغانستان هیچ فرقی میان شیعه و سنی افغانستان وجود ندارد. همگی این مردم شهروندان این کشورند، مسلمانند و همگی پیروان امام حسین.
همان طور که عرض کردم نهضت امام حسین در حقیقت ادامۀ همۀ حرکت هایی است که از آغاز ظهور دین و دیانت با بعثت انبیا و تاریخ بشر، آغاز شده است. نمی خواهیم روی جزئیات و مسایل تاریخی برگردیم، ولی به طور کلی باید گفت: دو محور اساسی مشترک در میان همه این نهضت ها و حرکت ها به شمول نهضت امام حسین (ع) وجود داشته و قابل توجه است:
۱: عنصر اول و یا رکن بسیار اساسی درهمۀای ادیان، به شمول اسلام و به شمول نهضت امام حسین، درعرصه باور ها، مسأله عبودیت و بندگی خداوند است. اگر ما از توحید سخن می گوییم یا معاد و سایر معارف دینی، همۀ این ها راه ها و مظاهری هستند برای تبیین عبودیت و بندگی انسان برای خداوند. در حقیقت در یک عبارت کوتاه، عبودیت در اصل کلید دیانت و عنصر بنیادین و اساسی برای دینداری است. در رأس همه مسایل عبودیت، خداشناسی و یکتاپرستی قرار دارد. ما وقتی قرآن را می خوانیم درتمام مواردی که مربوط به حرکت انبیا و پیشوایان دینی است، اولین جمله و اولین تأکید روی این نقطه است که: «ان لاتعبدوا الا الله ولا تشرکوا به شیئا….؛ هیچ چیزی غیر از خدا را نپرستید و هیچ چیزی را هم شریک خداوند قرار ندهید. این درواقع رکن اساسی و بنیادی در تمام نهضت هایی است که با نگاه دینی در تاریخ اتفاق افتاده است و امام حسین (ع) هم در رأس همۀ اهداف خود، دینداری، ایمان داری و خدا شناسی و عبودیت خداوند را معرفی کرده است.
۲: محور دوم در عرصه اجتماعی، مربوط به مردم و جامعه است. در این محور، رکن اصلی مسأله اصلاح گری است، اصلاحات سیاسی، اصلاحات اجتماعی و فرهنگی، مبارزه با ستم و ستم ستیزی برای تحقق یک هدف که عبارت است از تأمین قسط و عدالت در زندگی بشری.
آیه (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ…) اشاره به همین اصل دارد. پیامبران آمده اند با بینات، با کتاب و میزان برای تحقق یک هدف یعنی اقامه قسط و عدالت در جامعه بشری. آیات مربوط به این موضوع بسیار زیاد است. در یک آیه دیگر آمده است: «و زنوا بالقسطاس المستقیم و لا تبخسوا الناس اشیائهم» که عدالت را در معاملات و مسایل اقتصادی و تجارتی مطرح کرده است. هریکی از پیامبران که آمده اند اولین تأکید شان تحقق عدالت در روابط و مناسبات بین انسان ها است. آیۀ ای را که پیشتر خواندم در سوره هود است. دراین سوره داستان جمعی از پیامبران را بیان کرده است، تا می رسد به داستان حضرت شعیب یکی از پیامبران الهی که فرموده:( إِنْ أُرِیدُ إِلاّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ…،) نکته های ادبیات عربی را دوستان ما توجه دارند. در این آیه از یک نوع حصر استفاده شده. این پیامبر خدا می فرماید: من هیچ هدف دیگری ندارم و هیچ چیزی نمی خواهم جز اصلاح؛ یعنی تنها هدف، از نگاه اجتماعی و سیاسی برای این پیامبر خدا وهمۀ پیامبران الهی، اصلاح است.( إِنْ أُرِیدُ إِلاّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِیَ إِلاّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ) این پیامبر خدا می گوید که من با توکل به خدا این راه و این حرکت را ادامه می دهم برای تحقق اصلاحات در جامعه بشری. در حقیقت تمام انبیا و پیشوایان دینی دارای یک استراتیژی ثابت و یک هدف عمومی هستند. هر چند شیوه های مبارزه و یا به اصطلاح تاکتیک ها، ممکن است متفاوت باشند، ولی هدف همه آنان یکی است.
یک جمله دیگر هم معروف است در باره امام حسن و امام حسین از پیامبر اسلام که فرموده: الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ اِمامانِ قاما اَوْ قَعَدا؛ این جمله بسیار معروف است، با این مضمون که: امام حسن و امام حسین هردو امام هستند، در هر حالت که باشند، قاما اَوْ قَعَدا؛ برداشت این است که با هر شیوه ای که عمل کنند، اگر یکی قیام می کند و دست به یک مبارزه می زند واگر دیگری دست به صلح می زند، این ها شیوه های گوناگون است برای رسیدن به یک هدف که عبارت است از اصلاحات سیاسی، فرهنگی و دینی و تحقق عدالت در جامعه.
از امام حسین(ع) در این رابطه خطبه های زیادی نقل شده که اکثر آنها را مخصوصا در ایام محرم شب و روز شما می شنوید. چند فراز از این سخنانان را به عنوان نمونه در مورد اهداف اصلاحی امام خدمت شما نقل می کنم و یکی از این فراز ها را بیشتر توضیح می دهم تا هدف قیام امام حسین بیشتر روشن شود.
۱٫ دریکی از این فراز ها امام حسین فرموده: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَهً فِی سُلْطَانٍ، وَ لَا الْتِمَاسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَکِنْ لِنری الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ و یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَهُ مِنْ حُدُودِکَ و یعمل بفرائضک و سننک و احکامک» امام می گوید که خدایا تو می دانی که هدف من نه کسب قدرت است و نه کسب ثروت. یک جمله در این سخنان بیشتر مورد نظر ما است و آن این است که امام فرموده: هدف من این است که «وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ» اصلاحات را در جامعه اسلامی و در بلاد تو عملی بسازیم و بندگان مظلوم تو امنیت پیدا کنند و بعد یک جملۀ ای در اخیر همین خطبه است که می فرماید: فَإِن لَم تَنصُرونا وتُنصِفونا یعنی: اگر شما مردم مرا یاری نکنید و اکنون به این نهضت و به این حرکت ملحق نشوید و نسبت به ما انصاف روا ندارید، فردا ظلمه نیرومند می شوند «و قوی الظلمه علیکم» نتیجه این می شود که شما ما را اگر یاری نکنید، ستم و ستم کاران حاکم شوند و ظلمه سرنوشت شما را به دست خود بگیرند و شما مقهور آنان واقع شوید.
۲٫ جمله دیگری معروف است در وصیت امام حسین(ع) به برادرش که بسیار واضح هدف از حرکتش را بیان کرده (أنّى لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انّما خرجت لطلب الاصلاح فى أمّه جدى و ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب) که باز این جا تأکید ما روی «اصلاح» است که امام فرموده که ما حرکت کردیم برای اصلاح در جامعه اسلامی (و انّما خرجت ُلطلب الاصلاح فى أمّه جدى…؛)
۳٫ فراز دیگری که واقعا بسیار جالب است و کمتر فکر کنم در مجالس عمومی شنیده باشید جملۀای است از امام حسین(ع) که در کتاب تحف العقول نقل شده. علمای مجلس می دانند که کتاب روایی داریم بنام تحف العقول که یکی از منابع حدیثی است. در بخش روایات و احادیثی که از امام حسین نقل شده، خطبۀای است که فکر می کنم امام (ع) آن خطبه را در یک مجلس و محفل خاص و با مخاطبین خاصی بیان کرده است. دراین خطبه، مخاطب امام حسین(ع) به اصطلاح نخبگان، علما، دانایان و اگاهان جامعه است. دراین خطبه یک تحلیل بسیار زنده‌ اجتماعی و سیاسی از طرف امام ارائه شده است و در حقیقت سیر یک تحول اجتماعی چه در آن روز و یا در هر زمان دیگر مورد تفسیر و تحلیل قرار گرفته است. اول یک قسمت از این جمله و یا خطبه را برای شما می خوانم و بعد توضیحات کوتاهی را در محور آن ارائه می کنم.
امام فرموده: (ثُمَّ أَنْتُمْ أَیَّتُهَا الْعِصَابَهُ، عِصَابَهٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَهٌ وَ بِالْخَیْرِ مَذْکُورَهٌ…. ذَلِکَ بِأَنَّ مَجَارِیَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْکَامِ عَلَى أَیْدِی الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ فَأَنْتُمُ الْمَسْلُوبُونَ تِلْکَ الْمَنْزِلَهَ وَ مَا سُلِبْتُمْ ذَلِکَ إِلَّا بِتَفَرُّقِکُمْ عَنِ الْحَقِّ وَ اخْتِلَافِکُمْ فِی السُّنَّهِ بَعْدَ الْبَیِّنَهِ الْوَاضِحَهِ و لو صبرتم علی الاذی و تحملتم المؤنه فی ذات الله، کانت امور الله علیکم ترد و عنکم تصدر و الیکم ترجع و لکنکم مکنتم الظلمه من منزلتکم و استسلمتم امور الله فی ایدیهم، یعملون بالشبهات و یسیرون فی الشهوات، سلطهم علی ذلک فرارکم من الموت و اعجابکم بالحیات… فاسلمتم الضعفاء فی ایدیهم، فمن بین مستعبد مقهور و بین مستضعف علی معیشته مغلوب…)
امام در این خطبه در باره تحولات سیاسی و اجتماعی یک جامعه، دو مرحله اصلی را بیان کرده: اول دوره پیروزی و مرحله ای که درجامعه عدالت حاکم است و حاکمیت به دست نخبگان، علما وآگاهان جامعه قرار دارد و آنان برای تأمین عدالت و حقوق مردم تلاش می کنند. دوم مرحله ای است که این وضعیت به هم می خورد، جایگاه نخبگان را ظالمان و ستمگران می گیرد و نظام سیاسی مبتنی بر عدالت تبدیل می شود به یک نظام مستبد و دیکتاتور. اما در میان این دو دوره، مرحله دیگری هم هست که نیاز به تحلیل دارد؛ یعنی مرحله ای که جامعه دچار شکست و سقوط می شود و بررسی دلایل و عوامل آن.
امام در این مرحله دلایلی را بیان کرده که چرا جامعه چنین می شود؟ چرا از آن مرحله به این مرحله نزول و سقوط می کند؟ دلایلش چیست؟ و بعد وظیفه یا مسئولیت مردم چیست؟ و دراین مرحله در جامعه چه اتفاق می افتد؟ و چه وضعیتی حاکم می گردد؟ بخش هایی از این خطبه را دو باره تکرار می کنم . همان طور که در اول این جمله آمده و پیشتر هم عرض کردم، مخاطب امام یک گروه خاص است؛ نخبگان جامعه. أَیَّتُهَا الْعِصَابَهُ عِصَابَهٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَهٌ وَ بِالْخَیْرِ مَذْکُورَهٌ؛ گروهی که به نام دانایان جامعه است، آگاهان، علما و نخبگان جامعه؛ به علم و دانایی مشهورند و نام نیک در بین مردم دارند. می فرماید: مجاری امور باید در دست این ها باشد، به اصطلاح امروز ما باید شایسته سالاری حاکم باشد و حکومتی که قسط و عدالت را حاکم گرداند. مَجَارِیَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْکَامِ عَلَى أَیْدِی الْعُلَمَاءِ بِاللَّه. این مرحله اول است. جامعه در آسایش و آرامش به سر می برد، حقوق مردم تأمین می شود و عدالت حاکم است؛ اما در مرحله دوم این حق از آنان سلب می شود؛ فَأَنْتُمُ الْمَسْلُوبُونَ تِلْکَ الْمَنْزِلَهَ؛ آن جایگاه از دست گروه نخبه و عالمان آگاه به امور دین و احکام خداوند سلب می شود و جامعه به مرحله ای می رسد که به تعبیر امام، ظلمه و ستمگران حاکم می شوند. اما دلایل این شکست و سقوط جامعه در این مرحله چیست؟
اولین عاملی که امام در این خطبه روی آن بسیار تأکید کرده، اختلاف و تفرقه است. فرموده: وَ مَا سُلِبْتُمْ ذَلِکَ إِلَّا بِتَفَرُّقِکُمْ عَنِ الْحَقِّ وَ اخْتِلَافِکُمْ فِی السُّنَّهِ بَعْدَ الْبَیِّنَهِ الْوَاضِحَهِ. شما به این حالت یعنی حالت شکست و سقوط در واقع نرسیده اید مگر به خاطر اختلاف و تفرقه و این یک عامل اجتماعی است که منحصر به دوره امام حسین نیست. در هردوره ای از تحولات تاریخی اگر ما زندگی بشر را نگاه کنیم و زندگی اجتماعی خود را در افغانستان ببینیم، تفرقه و اختلاف یکی ازعوامل بنیادین شکست بوده. علت اصلی ای که ما نتوانیم در سایه عدالت و حاکمیت حق و عدالت زندگی کنیم تفرقه است. عامل دوم که باز امام با یک عبارت بسیار رسا بیان کرده، این است که گاهی افراد جامعه و مردم به شمول نخبگان، از نگاه روانی و اخلاقی به یک حالتی از انحطاط می رسند که تن پرور می شوند، تن به ظلم می دهند، از صبر و تحمل و شکیبایی و مقاو مت کار نمی گیرند، انگیزه ها می میرد و همگی با یک حالت بی تفاوتی تن به ستم پذیری می دهند.
امام فرموده: وَ لَوْ صَبَرْتُمْ عَلَى الْأَذَى وَ تَحَمَّلْتُمُ الْمَئُونَهَ فِی ذَاتِ اللَّهِ کَانَتْ أُمُورُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ تَرِدُ وَ عَنْکُمْ تصْدُرُ وَ إِلَیْکُمْ ترْجِعُ وَ لَکِنَّکُمْ مَکَّنْتُمُ الظَّلَمَهَ مِنْ مَنْزِلَتِکُمْ. اگر شما مقاومت می کردید و اگر شما صبر پیشه می کردید و تحمل و شکیبایی می داشتید و در مبارزه سهم می گرفتید، تمام امور به دست خود شما می بود، سرنوشت شما به دست خود شما می بود و مرجع حل و فصل امور و تصمیم گیرنده در همه مسایل خود شما می بودید، ولی این شما بودید که به ظلمه و ستمگران زمینه را مساعد ساختید، شما بودید که به آنها تسلیم شدید. این یک حالت روانی، اخلاقی و فکری است که گاهی در یک جامعه به وجود می آید.
دوستان گرامی!
همه ما و شما می دانیم که مبارزه در مقابل ظلم و ستم یک کار ساده و آسان نیست. مبارزه برای حق و عدالت یک کاری سهل و آسان نیست. مبارزه جرأت ، شهامت و پیش از آن، ایمان و باور و انگیزه می خواهد. وقتی که ما مقاومت و باور و ایمان خود را به حقانیت راه خود از دست بدهیم، این اولین پله سقوط ما خواهد بود. نخبگان جامعه نه تنها رهبری مبارزه را به دست می گیرند؛ بلکه به مردم هم آگاهی می دهند و این پیروزی و با موفقیت به هدف رسیدن، هرگز بدون تحمل رنج و محنت به دست نمی آید و این یک سنت بزرگ الهی در همه ادوار تاریخ است. در تاریخ بشریت همیشه وحدت، وفاق، همگرایی، تحمل، مقاومت و شکیبایی عامل پیروزی بوده و درمقابل، تفرقه، اختلاف و بی تفاوتی عامل شکست و حاکمیت ظلم و ستم بوده. نکته جالب دیگری را که باز امام بیان فرموده این است که: سَلَّطَهُمْ عَلَى ذَلِکَ فِرَارُکُمْ مِنَ الْمَوْتِ وَ إِعْجَابُکُمْ بِالْحَیَاهِ، باعث این سقوط و تسلط ظلمه بر سرنوشت شما این بوده که شما از مرگ هراسان بوده اید و ازمرگ فرار کرده اید و با همه وجود، خود را به زندگی مادی دو روزه تسلیم ساخته اید و سرسپرده لذت های دو روزه زندگی شده اید و این باعث شکست ما شده است.
در مرحله سوم امام نتیجه می گیرد: (فاسلمتم الضعفاء فی ایدیهم، فمن بین مستعبد مقهور و بین مستضعف علی معیشته مغلوب…) یعنی وقتی شما نخبگان جامعه تسلیم ظلم و ستم شدید، صحنه مبارزه و مقاومت را رها کردید، توده مردم و ضعفا و ناتوانان چاره ای جز تسلیم شدن ندارند. امام فرمود: مردم عادی به دو گروه تقسیم خواهند شد: یک عده که هیچ توان مقاومت برای آنان باقی نمی ماند، سرکوب می شوند و تبدیل می شوند به گروهی که به اجبار و با قوه قاهره به بردگی و بندگی گرفته شده اند و توان هیچ نوع حرکت و مقاومت از خود ندارند.
گروه دوم که گرفتار زندگی شده، به تعبیر ما و شما در بند نان و شکم و زندگی گیر مانده و در قبال سرنوشت، بی تفاوت شده اند. مردم عادی معمولا چنین خواهند شد. گروهی توانایی مقاومت را از دست می دهند. انگیزه دارند و می خواهند مبارزه کنند اما توان آن را ندارند و سر کوب شده اند و عده ی دیگری که بی تفاوت شده و در زندگی به وضعیت موجود تن داده و به آنچه به وجود آمده تسلیم شده اند.
بطور کلی بحث را خلاصه گیری کنیم. امام (ع) یک تحول اجتماعی را در سه مرحله بیان فرموده و این را خطاب به گروه نخبگان، علما، دانایان، روشنفکران و به کسانی این خطبه را ایراد کرده است که آنها باید در رأس حاکمیت باشند و مردم را رهبری کنند. مرحله اول، مرحله حاکمیت شایستگان و بندگان صالح خداوند در جامعه است. مرحله دوم مرحله ای است که جامعه به بی تفاوتی کشانده می شود و مردم با نخبگان همکاری نمی کنند. نخبگان جامعه تسلیم زر، زور و یا تزویر می شوند. این مرحله شکست است و سوم هم مرحله حاکمیت ظالمان در جامعه است که سرنوشت مردم هم به آن صورت می شود که امام بیان فرموده است. در این مرحله حکام ستمگر بین مردم به شبهه عمل می کنند و عمل شان مبتنی بر اندیشه و بنیاد محکم نیست و غرق در شهوات هستند و به فکر اصلاح و پیشرفت جامعه و مردم نیستند و بر اساس هوا و هوس و تمایلات نفسانی خود عمل می کنند. (و لکنکم مکنتم الظلمه من منزلتکم و استسلمتم امور الله فی ایدیهم، یعملون بالشبهات و یسیرون فی الشهوات)
امام حسین به عنوان الگوی آزادی خواهان و عدالت طلبان با چنین تحلیل و ارزیابی از اوضاع آن روز، در برابر ستم و فساد، دست به قیام زد تا بتواند جامعه و نخبگان جامعه را از نو به راه راست هدایت کند و در ابعاد مختلف سیاسی و فرهنگی و دینی اصلاحات به وجود آورد. فلسفه اصلی نهضت عاشورا همین بود و بس؛ یعنی اصلاحات در جامعه و مبارزه با نابسامانی هایی که امنیت را از مردم سلب کرده و تبعیض و استبداد را حاکم ساخته بود.
حضار گرامی!
نقطه مهم دیگر این ست که عاشورا چرا و چگونه در طول تاریخ، علی رغم همه سرکوب ها و فشارها جاویدانه شد و زنده ماند؟ امروز زنده است و برای همیشه هم زنده خواهد ماند. از سال ۶۱ هجری تا کنون تقریبا نزدیک به ۱۴۰۰ سال می گذرد. مدت کمی نیست. هر حادثه ای به فراموشی سپرده می شود. ده ها، صدها و هزاران رویداد مهم در تاریخ بشر اتفاق افتاده که فراموش شده است. اما بعد از ۱۴۰۰ سال عاشورا هنوز زنده است. عاشورا از همان روز های نخست سال ۶۱ هجری تبدیل شد به یک نماد مقاومت، نماد ظلم ستیزی و مبارزه برای اصلاحات در جامعه. آیا به طور طبیعی و بدون این که کدام تلاش و مبارزه ی صورت گیرد عاشورا چنین جاودانه شد؟ هر گز چنین نیست. این یک بحث بسیار جالب و در عین حال گسترده تاریخی، فکری و فرهنگی را ایجاب می کند که وارد آن بحث ها نمی شویم. ولی به طور خلاصه می خواهم یادآوری کنم که حد اقل چهار نوع از فعالیت ها وتلاش ها صورت گرفت تا عاشورا در تاریخ اسلام و تاریخ بشر جاودانه شد و زنده ماند. اول فعالیت های علمی وفکری، دوم تلاش ها و مبارزات سیاسی، سوم برنامه های فرهنگی وهنری و چهارم هم به اصطلاح آیین ها و مراسم نمادینی که از روز بعد از عاشورای ۶۱ آغاز شد و تاهنوز ادامه دارد، یعنی آیین های عزاداری، سوگواری، زیارت ها و زیارت نامه ها.
در این ارتباط چند نکته مهم را خدمت شما به اختصار یاد آوری می کنیم تا بفهمیم که واقعا در باره عاشورا و زنده نگهداشتن آن چه مبارزاتی صورت گرفته است؟
۱٫ عامل اول که نقش بنیادی داشت، نقش پیشوایان دین و نقش اهل بیت (علیهم السلام) است. خاطره عاشورا را اولین کسانی که زنده نگهداشتند، شخصیت هایی بودند که در کر بلا حضور داشتند، مانند امام سجاد، حضرت زینب و سایر کسانی که در این کاروان زنده باقی ماندند و بعد از رویداد عاشورا این کاروان را در کوفه و شام رهبری کردند. همه آنان پیام رسانی مسئولانه، قدرتمندانه و عزت مندانه داشتند. خطبه های غرای امام سجاد و حضرت زینب در مجلس یزید چیزی است که در تاریخ قابل افتخار است، برای همه آزادی خواهان دنیا. یک جمعی که به حیث اسیر، مدتی را هم در طی منزل سپری کرده، کسانی که همه خانواده و دوستان خود را از دست داده و در مقابل دشمن اصلی خود یزید که در رأس قدرت و حاکمیت قرار دارد، نشسته اند، آن چنان یک خطبه آتشین را ایراد کردند که واقعا حیرت آور است. خواهش می کنم کسانی که با تاریخ سر و کار دارید، یک بار دیگر خطبه زینب را به طور خاص در مجلس یزید بخوانید که این بانوی بزرگ خطاب به شخص یزید چه گفته است؟ با چه جرأتی و با چه شجاعتی از خود و از نهضت امام حسین دفاع کرده و چگونه یزید را در مجلس خود یزید رسوا کرده است؟ و این که اهل بیت چه کسانی هستند و پیروان آنها کی ها هستند و یزید چه شخصی است؟ این خطبه را یک بار بخوانید، به تعبیر مرحوم دکتر علی شریعتی، زینب زبان علی در کام و پیام حسین بر لب، یک بار دیگر یزید و یزیدیان را رسوای تاریخ ساخت.
بعد از عاشورا پیشوایان دیگر مثل امام سجاد و دیگران هریک تلاش کردند که با فعالیت های گوناگون علمی و فرهنگی نهضت امام حسین را زنده نگهدارند. بعدتر در دوره امام باقر و امام صادق (ع) یک حرکت بزرگ علمی به وجود آمد که راه و رسم و اندیشه امام حسین را زنده نگهداشت.
۲٫ عامل دوم که از نگاه سیاسی بیشترین نقش را داشت، قیام های عدالت خواهانه بعد از عاشورا بود. اگر یک بار تاریخ بعد از عاشورا را حد اقل در آن چند قرن اول مرور کنیم، می بینیم که ده ها قیام به وجود آمده است که تمام آن ها متأثر از نهضت عاشورا و برخی از آن ها برای انتقام گیری از دشمنان و قاتلان امام حسین بود. این قیام ها به اندازه بزرگ است که هرکدام در جای خود یک حماسه است. باید تاریخ این ها را بخوانیم، مانند قیام توابین و قیام مختار. قیام مختار یک مقاومت و یک حماسه بی نظیر تاریخ است. سریال آن را تماشا کنید واقعا آموزنده و عبرت آموز است.
یکی از کسانی که کمتر شما نام او را شنیده اید و کمتر تاریخ او را مطالعه کرده اید، زید بن علی بن الحسین، امام و پیشوای یکی از فرقه های معروف بنام زیدیه است که امروز در بعضی از کشور های اسلامی این مذهب پیروانی دارد. از جمله در یمن و بعضی کشور های دیگر. امام زید فرزند امام سجاد است و نواده امام حسین، از فقها و دانشمندان بزرگ کوفه است که قیام کرد در مقابل رژیم وقت و به شهادت رسید. پیکر او را گرفتند در نخل خرما بستند، برای مدتی که مردم تماشا کنند، بعد هم پیکر او را پایین آوردند و آتش زدند و خاکسترش را به رود فرات انداختند تا هیچ اثری از او باقی نماند و امروز از امام زید کدام آرامگاه و مقبره ای در عراق وجود ندارد. به خاطر این که اثری از او باقی نمانده است و حتی خاکستر پیکر او را به آب انداختد. پیر مردی بود عالم، فقیه و بنیان گذار یک مذهب فقهی که بنام زیدیه معروف است.
۳٫ عامل سوم که جنبه فرهنگی و هنری دارد، شعر، مرثیه و نوحه است. اولین مرثیه سرایی ها و نوحه خوانی ها چهل روز بعد از عاشورا آغاز شد. ما می دانیم که ادب و هنر یک پدیده بسیار زیبا در زندگی انسان است. هرچیزی که در قالب ادب و هنر ارائه شود ماندگار می شود. عاشورا هم در قالب شعر وهنر مطرح شد. اتفاقا در قرآن شریف یک سوره است بنام شعرا. آیاتی در قرآن آمده در باره شعر و شاعری و حتی گاهی پیامبر اسلام متهم می شد که شاعر است و زبان او زبان شعر است. ولی در یک سوره از قرآن (آیات آخر سوره شعرا) جنبه های مثبت و منفی شعر بیان شده. (وَالشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ، الم تر انهم فی کل واد یهیمون و انهم یقولون ما لا یفعلون الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذکروا الله کثیرا و انتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون)
اول جنبه های منفی شعر و شاعران را بیان کرده و فرموده که بخش زیادی از پیروان شعرا آدم های گمراه هستند. آیا نمی بینید که شعرا در هر وادی حیرت، سرگردان هستند و به زبان، چیز هایی می گویند که هرگز خود انجام نمی دهند و به آنچه می گویند، عمل نمی کنند. اما به تعقیب آن گروهی از شاعران را هم استثنا کرده است.؛ شعرایی که ویژگی های خاص دارند. خداوند چهار ویژگی را برای این شاعران برشمرده است:
اول این که شاعرانی هستند که ایمان آورده اند و به اهداف خود باور دارند. (الذین آمنوا) دوم این که اهل عمل هستند و اعمال شایسته انجام می دهند. (و عملوا الصالحات) سوم این که به یاد خدا هستند و افراد غافل و اهل لهو و خوشگذرانی نیستند. (و ذکروا الله کثیرا) و چهارم این که شعرایی هستند که ستم دیده اند و در مقابل ظلم می ایستند. (و انتصروا من بعد ما ظلموا) از این دسته به اصطلاح امروز ما به نام «شعر مقاومت» یاد می شود. شعر مقاومت را خداوند در قرآن توصیف و تمجید کرده است؛ یعنی شعر و شاعری ستم سوز که در مقابل ستمگر می ایستد و همچنین شعر و شاعری که باروح و روان و اندیشه و قلب و دل انسان، سر و کار دارد. شعر و مرثیه ای که بعد از عاشورا پدید آمد از این نوع شعر بود. بعد از فاجعه عاشورا در میان پیروان اهل بیت مرثیه سرایی و شعر مقاومت اوج می یابد. شاعرانی مانند فرزدق، کمیت اسدی، سید اسماعیل حمیری، دعبل خزاعی و مانند آنان کسانی هستند که شعر و مرثیه مقاومت می سرایند و از کربلا و عاشورا و مظلومیت اهل بیت سخن می گویند و دستگاه ستمگر زمان را به مبارزه می طلبند و در هر فرصتی ستم و فساد آنان را افشا می سازند. این شاعران و مرثیه سرایان با این عمل خود تراژدی عاشورا و مصایب اهل بیت را هم ماندگار ساختند.
در عصر ما شعر مولانا و مثنوی او از آن اشعار عرفانی ای است که بر قلب و اندیشه انسان اثر می گذارد. همچنین شاعران بزرگی داریم که در مورد مقاومت عاشورا و مکتب آزادیخواهی امام حسین شعر سروده اند؛ مانند فیلسوف و اندیشمند پاکستانی علامه اقبال لاهوری که خود پیرو مذهب جعفری و شیعه هم نیست ولی در باره امام حسین چنین سروده است:
در زمین کربلا بارید و رفت – لاله در ویرانه ها کارید و رفت
تا قیامت قطع استبداد کرد – موج خون او چمن ایجاد کرد
خون او تفسیر این اسرار کرد – ملت خوابیده را بیدار کرد
رمز قرآن از حسین آموختیم – ز آتش او شعله ها اندوختیم
ای صبا ای پیک دور افتادگان – اشک ما بر خاک پاک او رسان
از شعرای خود ما علامه شهید سید اسماعیل بلخی از سیاست مداران و شاعران متعهد، آزادی خواه، انقلابی و عدالت طلب است که در باره نهضت عاشورا بسیار زیاد سروده است و از آن جمله:
در دشت عراق آمد چون رهبر آزادی
آزاد توان بردن ره در بر آزادی
با رمز تبسم فاش می گفت به هر گامی
امضای من از خون است بر دفتر آزادی
و در جای دیگر گفت:
تأسیس کربلا نه فقط بهر ماتم است
دانش‌ ســرای و مکتب اولاد آدم است
از خیمه‌ گاه سوخته تا ساحل فرات
تعلیم‌ گاه رهــبر خلق دو عالم است
کربلا یک تعلیم گاه است، یک دانش سرای و یک مکتب و یک دانشگاه است. این ادبیات، هنر، شعر، مرثیه و نوحه های انقلابی باعث شد که عاشورا زنده بماند. امروز هم در مراسم نوحه خوانی ها باید از این نوع اشعار استفاده شود نه شعرهایی که در واقع نه شعر هستند از نگاه شکل و قافیه و نه محتوای آموزنده دارند و نه اهداف و فلسفه نهضت عاشورا را بیان می کنند.
۴٫ عزاداری و سوگواری از عوامل دیگری بود که باعث بقا و ماندگاری عاشورا شد. از نگاه تاریخی اولین جلسات عزاداری از عاشورای ۶۱ هجری و چهلم یا اربعین شهادت امام حسین آغاز شد. پیشوایان دین هم برای امام حسین مراسم عزاداری برپا می کردند و از کسی که د راین مجالس از عاشورا سخن می گفت، به نام «ذاکر» یاد می شد؛ یعنی کسی که خاطره امام حسین را یاد می کند و زنده نگه می دارد. این سنت و آیین های عزاداری از آن روز تا عصر ما ادامه یافته و باعث زنده ماندن عاشورا شده است و ما باید این سنت حسنه را همواره زنده نگهداریم. اما امروز به یک نکته باید توجه کنیم و آن این است که عزاداری های ما باید عزاداری آبرو مندانه، هنر مندانه و عزتمدانه باشد که باعث وهن دین ومذهب و بی اعتباری نهضت عاشورا نشود. بعضی پدیده هایی که امروز رواج یافته، مانند قمه زنی، واقعا قبل از این که عزاداری باشد، یک نوع بدعت و یک نوع افراط گرایی از نوع دیگر است که باعث وهن دین و مذهب و راه امام حسین می شود و باید از آن پرهیز کنیم و همه مراجع دینی نیز این نوع اعمال را حرام دانسته اند. امروزه هر نوع افراط گرایی به ضرر دین است. امروز حرکت های غیر انسانی که در مغایرت با تعالیم حقیقی دین رواج یافته، از داعش گرفته تا حرکت های افراطی دیگر، در حقیقت حرکت هایی است که از درون دین به وجود آمده، اما باعث بی اعتباری دین است و دین را از درون می پوساند و نفرت ایجاد می کند و باعث ذلت خود مسلمان ها می شود و ما باید جدا از این توع خرافات ها پر هیز کنیم، چون مخالف با اهداف اصلاح گرایانه امام حسین و نهضت عاشورا است. این وظیفه همه ما و مخصوصا علما، دانایان و دانشمندان است که در مقابل این نوع حرکات باید بایستد.
۵٫ زیارت ها و کاروان های زیارتی هم همینطور بوده است. در اولین چهلم بعد از عاشورا مسأله زیارت کر بلا مطرح شد. پیروان این نهضت، به زیارت قبر امام حسین رفتند و سال ها بعد برای اولین بار عمارت یا آرامگاه در آنجا ساخته شد توسط مختار که رهبری یک قیام را به عهده داشت. مختار اولین کسی بود که در کربلا عمارت مزار حسینی را بنا نهاد. اما از نگاه تاریخی گفته شده قبر امام حسین را بیش از ده بار تخریب کردند. حکومت های وقت در دوران بنی امیه و بی عباس چندین بار برای تخریب آرامگاه امام حسین اقدام کردند، برای این که خود این آرامگاه تبدیل شده بود به یک نماد مقاومت علیه ستم و مردم گروه گروه از همه جا می آمدند به زیارت آن و لذا نقل شده که حتی قبر امام را زیر آب کردند و با سطح زمین هموار کردند تا هیج اثری باقی نمانده و شناخته نشود، اما چنین نشد و نتوانستند حقیقت را کتمان کنند.
نقل شده که در عهد منصور دوانیقی، هارون و متوکل از آمدن مردم به زیارت قبر امام، ممانعت می کردند و حتی افراد زیادی در این راه کشته شدند و دست و پای شان بریده می شد، اما مردم باز هم می رفتند. چیزی که امروز داعش انجام می دهد و مردم را به گلوله می بندد و مانع برپایی مراسم مذهبی و عزاداری امام حسین می شود، ادامه کاری است که تمام حکومت های ستمگر در آن دوره انجام می دادند و مانع برپایی عزاداری امام حسین می شدند، اما هیچ یک از این نوع اعمال، کمترین تأثیر در روحیه، فکر، ایمان، باور، عشق و علاقه مردم به امام جسین، نه در گذشته داشته و نه امروز و نه در آینده خواهد داشت.
زیارت نامه هایی که برای امام حسین ترتیب داده شده نیز با همین فلسفه است. متأسفانه همه زیارت نامه ها به زبان عربی است و کسی که زیارت نامه را می خواند، فکر می کند که باید مثل نماز باید به عربی بخواند، اما کسی که با زبان عربی آشنا نباشد، نمی تواند محتوای زیارت نامه ها را درست درک کند و نمی تواند بفهمد که این زیارت نامه برای چه خوانده می شود و هدف از آن چیست؟ زیارت نامه صرف تکرار چند جمله عربی به صورت تعبدی نیست. این زیارت نامه ها حاوی یک سلسله مفاهیم و محتوا و پیام های خاصی است که شخص زایر و خواننده باید آن را بفهمد و به آن ایمان داشته باشد.
هدف در این زیارت نامه ها صرف یک سلام دادن نیست. این زیارت نامه ها یک تجدید ایمان و تجدید تعهد با عاشورا است. در این زیارت نامه ها تمام اصول و ارکان دین و مذهب و یک دوره تاریخ به طور فشرده بیان شده. در این زیارت نامه ها مسأله تولی و تبرا مطرح است و این که کسی که به زیارت می رود، چه تعهدی را باید آنجا بسپارد. چون هر زایری که به زیارت می رود و زیارت نامه می خواند، در واقع تعهد می کند با امام حسین در جهت ادامه دادن راه پر خوف و خطر نهضت امام حسین(ع) اما متأسفانه امروزه اکثر آیین های ما از محتوای اصلی خود تهی شده و شکل صوری و نمادین تعبدی پیدا کرده است. ولی وظیفه همه ما است که حد اقل فلسفه اصلی این آیین ها را بدانیم و درست درک کنیم.
وقت شمار ا زیاد نمی گیرم و در پایان با خواندن یک حدیث سخنانم را به پایان می رسانم.
این حدیث در باره زیارت است. امام حسن عسکری (ع) فرموده است: علامه المؤمن خمس: الصلاه باحدی و الخمسین و زیاره الاربعین و التختم بالیمین و التعفیر بالجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم. یعنی مؤمن پنج نشانه دارد. اول پنجاه و یک رکعت نماز در یک شبانه روز. علامت دوم زیارت اربعین است که منظور اربعین امام حسین است. زیارت اربعین به این ترتیب از طرف ائمه (ع) توصیه شده، چون زیارت به این جهت است که آشنایی مردم با امام و راه امام بیشتر شود و لذا مؤمنین در هرجای دنیا که هستند تلاش می کنند در اربعین خود را در کربلا برسانند و به زیارت امام حسین نایل شوند چون این زیارت در حقیقت زنده نگهداشتن عاشورا است. امروزه نقل می شود که در ایام اربعین در حدود بیست میلیون زایر در کربلا می آیند برای تجدید تعهد و تجدید خاطره با امام حسین. امید وارم که همه ما و شما در تعهد و و وفاداری خود به امام حسین (ع) و راه او همچنان ثابت قدم بمانیم و با ایمان و باور و تحمل و شکیبایی، این مسیر را ادامه بدهیم.
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

اشتراک گذاری